تبليغاتX
ایران شمالی

ایران شمالی

خبر درباره سرزمینهای قفقازی ایران

 

حرکت آزادیبخش ایران شمالی


 

 

طرح تعطیل ، تخریب و حذف مساجد توسط دولت باکو

 

عارف محمدزاده

 

یکی از گسترده ترین اقدامات ضد دینی  دولت کمونیستی شوروی سابق بخصوص در دوره حاکمیت استالین ، حذف مساجد از زندگی مردم در مناطق مسلمان نشین بود.  طی دوره کمونیستی که حدود هفتاد سال به طول انجامید ، دولت مسکو 99 در صد مساجد را تعطیل و یا تغییر کاربری داد . به گونه ای که بسیاری از مساجد در سراسر مناطق مسلمان نشین شوروی و از جمله منطقه ایران شمالی ( جمهوری سوسیالیستی آذربایجان شوروی ) برای همیشه تعطیل و یا به انبار کالا و غلات و حتی مراکز آموزش موسیقی و ... تبدیل شدند. دولت شوروی برای استفاده تبلیغاتی  و برای فریب افکار عمومی  کشورهای اسلامی  تنها برخی مساجد تاریخی در مراکز جمهوریهای مسلمان نشین را باز نگه میداشت و در این مساجد نیز اغلب ماموران سازمان اطلاعات و امنیت شوروی در نقش روحانی فعالیت میکردند. با آغاز روند فروپاشی شوروی  در دوره گورباچف و سست شدن شیرازه اقتدار دولت کمونیستی ، فعالان اسلامی در ایران شمالی به طور خودجوش نسبت به بازگشایی مساجد اقدام کردند.  اگر چه ممکن است برای برخی تعجب آور باشد اما بازگشایی مساجد یکی از مطالبات دایمی مسلمانان بود و به همین جهت نیز به محض فراهم شدن امکان بازگشایی مساجد ، مسجدهای باکو و شهرهای دیگر از جمله گنجه ، نخجوان ، لنکران ، ماساللی و.... و زیارتگاههای مقدس  مانند زیارتگاه بی بی هیبت و بی بی رحیمه بازگشایی شدند و شیعیانی که دهها سال از امکان انجام اعمال مذهبی محروم بودند نسبت به تعمیر و بازسازی اماکن مقدس اقدام کردند.

در فاصله سالهای 1991 ( فروپاشی شوروی و امضای سند استقلال جمهوری آذربایجان توسط ایاز مطلب اف ، نخستین رییس  دلت باکو بعد از استقلال)  تا 1994 ( روی کار آمدن  کمونیست پرسابقه  و از مسوولان ارشد سازمان ک گ ب حیدر علی اف  و امضای توافق اتش بس با ارمنستان )  به دلیل مناقشه قره باغ و درگیریهای سیاسی داخلی و جنگ قدرت و فلاکت اقتصادی و گرسنگی ، حاکمان باکو فرصتی برای سرکوب گرایشات مذهبی مردم نداشتند اما با ر وی کار آمدن حیدر علی اف و  هماهنگی دقیق وی با امریکا برای طرحریزی آینده  کشور ، تلاش گسترده ای را برای پیشگیری از گسترش روحیات مذهبی و ظهور مذهب در جامعه آغاز شد . حیدر علی اف در نخستین اقدام به سرکوب گسترده " حزب اسلام " دست زد . ساختمانهای این حزب را تسخیر کرد .حملات شبانه ماموران امنیتی به سبک دوره شوروی به  خانه های فعالان اسلامی آغاز شد . سران حزب دستگیر و تحت شکنچه های وحشیانه قرار گرفتند . « علی اکرام علی اف » از فعالان اسلامی دوره شوروی که حزب اسلام را تاسیس کرده بود به 11 سال زندان محکوم گردید و برخی از اعضای عالیرتبه حزب نیز تحت شکنچه به شهادت رسیدند . این نخستین رویارویی حیدر علی اف با اسلامگرایان بعد از فروپاشی بود . در حقیقت حیدر علی اف نشان داد که همچنان و به شدت به آموزه های  مکتب استالین در مبارزه با مذهب و دین وفادار است.

حیدر علی اف از آن بیم داشت که اسلامگرایان تحت فشارهای شدید دولت دست به اسلحه ببرند و به همین جهت کوشید تا مانع از این کار شود . بدین جهت پس از آنکه به امریکا نشان داد در سرکوب اسلامگرایان جدی است ، کوشید تا فضاهایی برای فعالیت های  اسلامگرایان باقی بگذارد . از سوی دیگر حیدر علی اف همواره به دنبال این بود که به امریکا نشان دهد که اسلامگرایان در ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) خطری برای دولت باکو و نیز منافع امریکا محسوب میشوند و اگر علی اف از قدرت کنار نهاده شود این اسلامگرایان هستند که قدرت را در دست خواهند گرفت . در حالی که واقعیت چیز دیگری بود و حیدر علی اف بدینوسیله  و اقدامات دیگر از جمله گسترش روابط با رژیم صهیونیستی ، واگذاری منابع نفتی به شرکتهای امریکایی و غربی ، واگذاری امکانات نظامی کشور به امریکا در جریان اشغال افغانستان و عراق  میکوشید تا از حمایت امریکا برای تداوم حاکمیت خود بهره برداری کند  که البته این سیاست تامین منافع امریکا نیز بود و به همین دلیل امریکا هرگز دولت حیدر علی اف را به خاطر سرکوب شدید نیروهای مخالف حتی غربگرایان افراطی مانند احزاب جبهه خلق و مساوات نکوهش نکرد.

با این همه حیدر علی اف از ظهور مذهب در جامعه به شدت نگران بود . وی که در جریان انقلاب اسلامی ایران وقتی که دردولت مسکو مسوولیت معاون نخست وزیر را برعهده داشت از گستره و عمق نیروی مذهب و مذهبی های انقلاب برای ایجاد دگرگونی در جامعه آگاهی یافته بود همواره از آن بیم داشت که حکومتش توسط مذهب و مذهبیها متزلزل و منهدم شود. بنابر این باز هم به مکتب استالین بازگشت . استالین و کمونیستهای شوروی چگونه با مذهب مبارزه کردند ؟ وی پاسخ این سوال را به خوبی میدانست ، چرا که  عمر خود را در مکتب استالین سپری کرده بود. نخستین اقدام حیدر علی اف بعد از سرکوب خونین حزب اسلامی به سوی مساجد معطوف شد . مسجد جامع ( جمعه ) به عنوان سمبل فعالیت جوانان اسلامگرا در باکو محسوب میشد . این مسجد تاریخی هویت اسلامی – ایرانی دارد و شعر زیر بر سر در آن نوشته شده است :

گشاده باد به دولت همیشه این درگاه

به حق اشهد ان لااله الا الله

 

حیدر علی اف در نخستین اقدام به تعطیلی این مسجد تاریخی دست زد . امام جماعت مسجد ( ایلقار ابراهیم اوغلو ) دستگیر و زندانی گردید . علی اف در مرحله بعد آموزش قرآن در مساجد را ممنوع کرد . این در حالی است که آموزش قرآن کریم در مدارس دولتی و غیر دولتی نیز ممنوع است . علی اف خطاب به معلمان آموزش و پروش گفت : « به جای آموزش قرآن به دانش آموزان تاریخ آذربایجان و موسیقی یاد بدهبد »

حیدر علی اف به دلیل مواجهه با مرگ نتوانست اقدامات استالینی خود را ادامه دهد . وی هنگامی که در یک مرکز نظامی در حال سخنرانی بود ناگهان از پشت تریبون فرو افتاد و در حالی که دستش را بر روی قلب خود گذاشته بود گفت : « چه کسی مرا زد ؟ » حدود بیست دقیقه بعد وی دوباره به پشت تریبون آمد تا سخنرانی خود را ادامه دهد اما باز هم فرو افتاد اما برای همیشه ... بدینگونه دفتر زندگی  وی برای همیشه بسته شد.

اما طرح مبارزه با مذهب در دولت باکو بسته نشد . و البته مبارزه با دین و مذهب بیشتر معطوف به اسلام و اسلامگرایان است . مثلا هر یهودی در باکو میتواند کاندیدای نمایندگی مجلس شود ، اما فعالان دینی مسلمان حق  ندارند کاندیدای نمایندگی مجلس شوند. نواختن زنگ کلیساها ممنوع نیست  اما پخش صدای اذان از مساجد ممنوع است .ساختن کنیسه ها توسط یهودیان مانعی ندارد اما مسلمانان نه تنها نمیتوانند مساجد تازه ای احداث کنند بلکه مساجد ساخته شده یک به یک توسط دولت تخریب میشود. این نکته نیز قابل توجه است که فقط مساجد شیعیان تخریب  میگردد .

مقامات باکو اعلام کرده اند که میخواهند بر مساجد تسلط بیشتری داشته باشند چرا که ممکن است مورد استفاده نیروهای افراطی و مسلح قرار گیرد و نیز به برخی اقدامات عناصر مسلح اشاره کرده اند . این در حالی است که تاکنون گروههای شیعه در هیچ اقدام مسلحانه ای در جمهوری آذربایجان ( ایران شمالی ) دست نداشته اند و تنها عناصر و محافل و گروههای وهابی و سلفی سنی درگیریهای معدودی با دولت باکو داشته اند . آن هم در حالی که برخی از نیروهای ارتش و سازمانهای مسلح دولت باکو به این گروهها پیوسته و در حمایت از آنها نقش داشته اند . اگر قرار باشد به دلیل احتمال استفاده عناصر افراطی ( وهابی ) از مساجد ، مساجد شیعیان را تخریب و تعطیل کرد  ، چرا با و جود استفاده این گروهها از افسران و درجه داران ارتش ، پادگانهای باکو تخریب نمیشود ؟

در هر حال به نظر میرسد  دولت باکو در مبارزه با مساجد و. اسلامگرایان

-         تحت فشارها و توصیه های بیرونی  بخصوص  امریکا و اسراییل است.

-         دولتمردان باکو اغلب تربیت شدگان دوره کمونیسم هستند و ضدیت عمیقی با مذهب دارند و به همین دلیل مبارزه با مذهب و دین به عادت سیاسی آنها تبدیل شده است .

-         دولت باکو و متحدینش مانند دولت صهیونیستی و امریکا ظهور مذهب در کشور را به معنای موفقیت ایران میدانند. چرا که ایران دارای یک حکومت اسلامی است.

اما  اگر دولتمردان باکو اندکی دوراندیشی داشته باشند و سرنوشت شوروی  را از نگاه عبرت بنگرند در می یابند که حذف مذهب و مسجد از جامعه حتی  به قیمت ریختن خون میلیونها انسان نیز ممکن نیست و تنها نتیجه ای که دولت باکو میتواند از تداوم مبارزه با مسجد و مذهب به چنگ آورد ، نفرت عمومی است . به هر حال و علیرغم حاکمیت هفتاد ساله کمونیستها بر مسلمان قفقاز جنوبی ( با اکثریت قریب به اتفاق شیعه ) این واقعیت قابل تغییر نیست که مردم ایران شمالی  مسلمان  هستند و یک جامعه اسلامی نمیتواند بدون مسجد باشد . تلاش دولت باکو برای تخریب و تعطیل و حذف مساجد از جامعه تنها ماهیت ضد اسلامی این دولت برای مردم روشنتر میسازد.

-          

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 12:17  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

 

جمع آوری پرچمهای ترکیه از باکو

 

ماموران فرمانداری باکو اقدام به جمع آوری پرچمهای ترکیه از خیابان شهدای این شهر کردند.

این پرچمها که بعد از فروپاشی شوروی و به بهانه وجود مقبره چند نفر از نظامیان عثمانی در خیابان شهدا برافراشته شده بود طی روزهای اخیر توسط ماموران فرمانداری باکو جمع آوری شد. گفته میشود علت اصلی اقدامات ضد ترک توسط دولت باکو  طی ماههای اخیر برقراری روابط رسمی میان ارمنستان و ترکیه است.

برقراری روابط رسمی میان ترکیه و ارمنستان در حالی صورت میگیرد که تا چند ماه پیش مقامات باکو اعلام میکردند ترکیه به طرفدرای از باکو و به خاطر مناقشه قره باغ روابط خود را با ارمنستان قطع کرده است ، در حالی که علت سردی روابط ایروان – آنکارا مساله موسوم به قتل عام ارامنه در جنگ اول جهانی بود که این مساله هم اکنون میان ترکها و ارمنیها در حال حل است و روابط ارامنه و ترکها به سرعت در حال گسترش است . بنا به اعلام خبرگزاریها هر سال حدود صد هزار تن از اهالی ارمنستان با پرواز های مستقیم ایروان – استانبول به ترکیه سفر میکنند.

کارشناسان سیاسی معتقدند تحکیم روابط ترکها و ارمنیها ضمن تحکیم امنیت و ثبات در قفقاز جنوبی ، نشانه ای از منجمد شدن مناقشه قره باغ است . همچنین این موضوع نشان میدهد که مناقشه قره باغ اهمیت خود را برای ترکیه از دست داده است و تصمیم ترکیه برای گسترش روابط سیاسی با ارمنستان یک تصمیم ملی و استراتژیک در این کشور است که دولت باکو نمیتواند بر روند آن تاثیر گذار باشد.

شایان ذکر است دولت باکو طی ماههای اخیر  اقداماتی مانند محدود سازی حضور شرکتهای ترک و تحت فشار قراردادن این شرکتها برای اخذ عوارض و مالیات گوناگون ، انتشار مطالبی در مطبوعات و رسانه ها علیه ترکیه ، لغو سفر برخی مقامات دولتی به آنکارا  ، تعطیلی مسجد ساخت ترکیه موسوم به مسجد شهدا ( محل فعالیت دیپلمات اموردینی ترکیه ) ، بازرسی اتباع ترکیه توسط ماموران پلیس در خیابانها و... انجام داده است .

 

روشنفکر مشهور تالش : دستگاههای جاسوسی اسراییل و امریکا

 در اراضی تالش – مغان  فعالیت گسترده ای را سامان داده اند .


فخرالدین عباس زاده  از روشنفکران و سیاستمداران با سابقه تالش  که مدتی است از باکو تبعید و به اقامت  در روسیه  مجبور شده است ، با انتشار مقاله ای مستند از فعالیتهای جاسوسی ، ضد ایرانی و ضد تالشی دستگاههای جاسوسی امریکا و اسراییل در اراضی تالش نشین در نزدیکی مرزهای ایران و تلاش مشترک این دستگاهها و دولت باکو برای سرکوب یک میلیون تالشی پرده برداشت.

این نویسنده و سیاستمدار مشهور تالش  بخش اول مقاله‌ای تحت عنوان آمریکایی‌ها و اسراییلی‌ها در طالش را در شماری از رسانه‌های روسیه منتشر کرده است. نویسنده در مقاله  تحقیقی و مستند خود ضمن تشریح پیشینه کهن قوم ایرانی تالش  و اقدامات دولت باکو در تغییر اسامی تاریخی اماکن و شهرهای تالش نشین  مینویسد  که آمریکا و اسراییل  در این مناطق  فعالیت گسترده‌ای دارند و تالش‌ها ی ساکن ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) تحت فشارهای دایم نهادهای دولتی و تحریم خدمات عمومی و بهداشتی  قرار دارند.
عباس زاده مینویسد : اسراییل قصد دارد از مناطق جنوبی   و تالش نشین جمهوری آذربایجان ( ایران شمالی )در جنگ احتمالی علیه ایران استفاده کند. و آمریکا نیز از این منطقه برای حمله علیه ایران و نابودی تالش‌ها مورد استفاده قرار می ‌دهد.

عباس زاده فاش کرد : در همه مناطق مسکونی این بخشها  از جمله لنکران – یاردیملی – استارا که دارای اهمیت استراتژیک باشد، رادارها و دستگاه‌های دید ه بانی و شنود آمریکایی ‌ها نصب شده است.

به نوشته عباس زاده، سازمانهایی از قبیل USAİD و FLEX نیز فعالیت های گسترده ای در راستای نابودی تالش‌ها  دارند.

شایان ذکر است تالشها بیش از یک میلیون نفر از جمعیت ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) را تشکیل میدهند . بعد از فروپاشی شوروی و اقدامات  شوونیستی دولت غربگرا – پان ترکیستی جبهه خلق ( ابوالفضل ایلچی بیک ) که آشکارا وجود این جمعیت میلیونی را نادیده میگرفت ، به رهبری ژنرال علی اکرام همت اف جمهوری تالش – مغان به مرکزیت شهر تاریخی لنکران تاسیس شد .بعد از مدتی با حمله نیروهای دولت مرکزی دولت جمهوری تالش – مغان سقوط کرد . ژنرال همت اف دستگیر وبه مدت 13 سال  در بدترین شرایط زندانی شد . ولی که به علت فشارهای زندان در آستانه مرگ قرار داشت ، از زندان آزاد و به خارج از کشور تبعید شد .بعد از آن « نوروز علی محمداف » رهبر فرهنگی و دانشمند مشهور تالش به علت انتشار یک نشریه محلی به زبان تالشی ( نشریه تولیشی صدو ) در سال 2006 دستگیر شد. نوروز علی محمداف در آستانه هفتاد سالگی و تحت شکنچه های ماموران امنیت دولت باکو و به عللی مانند گرسنگی های مستمر در زندان و ابتلا به بیماریهای زخم معده و قلب اخیر ا در زندان به شهادت رسید . پیش از شهادت وی فرزندش ( کامران محمداف ) نیز  که امور مربوط به آزادی پدر دانشمند و نویسنده خود را پیگیری میکرد با اقدامات خاص وزارت امنیت باکو جان باخت .

گفتنی است منطقه تالش نشین از محرومترین مناطق ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) است که دولت باکو خدمات عمومی مانند برق ، خدمات بهداشتی ، گاز و ... را از این منطقه دریغ میدارد . تالشها اجازه  انتشار مطبوعات  و کتاب به زبان تالشی را ندارند و برنامه های رادیوی  - تلویزیونی به زبان تالشی وجود ندارد . رژیم باکو  سیاست هضم و حل این قوم کهن و تاریخی را در ابعاد مختلف دنبال میکند.

 

احضار سفیر باکو در ترکیه به وزارت خارجه

 

 

ماموران ترک حین برگزاری مسابقه فوتبال بین تیمهای ترکیه و ارمنستان ؛ تعدادی از شهروندان باکویی را که قصد داشتند  با پرچمهای دولت باکو وارد استادیوم شوند ، بازداشت کرده و پس از اخذ پرچمها رها کردند.

به گزارش شبکه تلویزیونی استار ترکیه، ذاکر هاشم اف سفیر باکو در ترکیه به وزارت امور خارجه این کشور احضار شد. این گزارش حاکی است که هاشم اف از تشریح این دیدار خود که بیش از یک و نیم ساعت طول کشید، خودداری نمود.

کارشناسان سیاسی در ترکیه علل احتمالی دعوت شدن سفیر باکو به وزارت امور خارجه ترکیه را سفر قریب‌الوقوع احمد داوداوغلو وزیر خارجه این کشور به باکو، ارایه توضیحاتی در رابطه با ممنوعیت وارد کردن پرچم ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) به استادیوم شهر بورسا حین برگزاری دیدار تیمهای ملی فوتبال بین ترکیه و ارمنستان و نیز برچیده شدن پرچمهای کشور ترکیه نصب شده در لوحه یادبود سربازان ترک در «مزارستان شهدا» در باکو عنوان کردند

معاون پارلمان باکو: ترکها از پشت به ما خنجر زدند

 

وزرای کشورهای عضو گروه مینسک :  از گسترش روابط ارمنستان و ترکیه حمایت میکینم .

روزنامه اکسپرس ، چاپ باکو که از روزنامه های وابسته به ارگانهای امنیتی دولت باکو محسوب میشود طی مقاله ای در تاریخ 24/7/88 نوشت :

 

ضیافت عسکر اف معاون اول مجلس پارلمان باکو در جمع خبرنگاران با اعلام اینکه باز شدن مرزهای بین ترکیه و ارمنستان با منافع ما مغایرت دارد، افزود: باز شدن این مرزها قبل از حل شدن مناقشه قره باغ بمنزله ضربت خنجر به پشت جمهوری آذربایجان( ایران شمالی ) توسط آنکارا خواهد بود. زیرا چنین رفتاری با منطق و روحیه روابط دوستی و برادری مغایرت دارد.

عسکر اف در ادامه گفت: چنین رفتاری نباید بین کشورهای دوست و برادر جا داشته باشد. ما ترکیه را کشور برادر می‌دانیم و طرز برخورد متقابلی را از ترکیه انتظار داریم اما ترکها راه دیگری را انتخاب کرده اند.

معاون اول مجلس باکو با اشاره به اظهارات سابق مسئولان دولت ترکیه مبنی بر عدم بازگشایی مرزهای این کشور با ارمنستان تا زمانی که مناقشه قره‌باغ حل نشده است، گفت: «من انتظار داشتم که این اظهارات آنها صادقانه بیان شده باشد. در عین حال لازم به ذکر می‌دانم که موضع دولت باکو در قبال مناسبات بین ترکیه و ارمنستان از قبل مشخص است و تغییری نکرده است. ما مخالف به امضا رسیدن این پروتکل‌هابین ارمنیها و ترکها  در زوریخ بودیم. من کلا  منطقی در این اقدام نمی‌بینم.

عسکر اف در اظهار نظر در باره موضع روسای گروه مینسک نسبت به مسئله بازگشایی مرزهای بین ترکیه و ارمنستان گفت: مقامات ارمنستان وزارت کشور ی غربی همیشه می‌گفتند که امضای پروتکل‌ها نباید با مسئله قره‌باغ کوهستانی مرتبط دانست. این در حالی است که ما  خواهان مذاکره  همزمان و موازی هر دو مسئله هستیم. آنها از یک طرف می‌گویند که اینها مسایلی متفاوت است، از طرفی نیز وزیران خارجه کشورهای رییس گروه مینسک در مراسم زوریخ حضور داشتند. این حضور نشان می‌دهد که این روند مستقیما با مناقشه قره‌باغ کوهستانی مرتبط می‌باشد. 

 

اعتراض باکو  به ترکیه

دولت باکو رسما به دولت ترکیه اعتراض کرد. به گزارش  واحد خبر وزارت امور خارجه باکو، آراز عظیم اف معاون وزیر امور خارجه  " نیهات جیوان "  کاردار سفارت ترکیه در باکو را به وزارت امور خارجه دعوت نموده است. طی این دیدار اعتراض رسمی باکو به خاطر بی احترامی به پرچم این دولت  در 14 اکتبر و در حین بازی تیمهای ملی فوتبال ترکیه - ارمنستان به وی ابلاغ شده است.

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388ساعت 12:58  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

 

 

صابر رستمخانی ( پیمانکار و مجری قراردادهای وزارت امنیت باکو )

و اعزام گروهی زنان فاسد به اردبیل و تبریز برای جذب جوانان 

 

صابر رستمخانی ( نماینده پارلمان باکو  - مدیر حزب همبستگی ملی - رییس کنگره یهودیان آذری و  مشاور سفارت اسراییل در باکو ) از چهره های وابسته به خاندان علی اف است . خاندان علی اف البته با حیدر علی اف شناخته میشود که حدود 50 سال از عمر خود را  در راستای خدمت به حکومت توتالیتر و خون آشام  در دوایر سازمان مخوف ک. گ . ب و حزب کمونیست  شوروی سپری کرد. رستمخانی ( رستمخانلی ) که پیش از فروپاشی شوروی با  شعبه ک گ ب در باکو همکاری نزدیک داشت برای حیدر علی اف  فردی شناخته شده بود. به این سبب پس از روی کار آمدن حیدر علی اف در سال ۱۹۹۳ از مراحم مخصو ص بهره مند شد و با موافقت حیدر علی اف شکلی به نام " حزب همبستگی ملی " ( وطنداش همرای لیک پارتیاسی ) را با هزینه وزارت امنیت راه اندازی نمود. قرار بود صابر رستمخانی و حزب فرمایشی اش نقش مخالف را در میان احزاب بازی کند !. اما دلبستگی وی به حیدر علی اف و مقرریهای ماهانه وزارت امنیت چنان در وی و همکاران حزبی اش تاثیر نهاده بود که  صابر در ملاقات با افراد مختلف ابتدا به طور مفصل از حیدر علی اف  و فرزندش الهام علی اف تعریف میکرد و .... کم کم برای همه روشن شد که ادعای صابر رستمخانی  مبنی بر مخالفت با دولت حیدر علی اف ادعایی پوچ و نمایشی است البته مخالفینی مانند عیسی قنبر و... که از رستمخانی شناخت بیشتری داشتند از ابتدا بر این باور بودند که حیدر علی اف از رستمخانی به مثابه یک عروسک سیاسی در  خیمه شب بازیها استفاده میکند و البته هزینه اش را نیز میپردازد. از رهگذر پولهای اهدایی حیدر علی اف ، صابر چاپخانه بزرگی  در باکو تاسیس کرد که مدیریت آن را به برادرش سپرده است . ساختمانهای زیادی را خرید و خودش که در زمان شوروی و ایلچی بیگ در یک آپارتمان قدیمی و کهنه زندگی میکرد به یک ساختمان مجلل نقل مکان کرد و با همسر دومش « تنزیله » در این ساختمان سکنی گزید.

 همچنانکه همه فعالان سیاسی در باکو میدانند قبل از هر انتخابات نمایشی پارلمانی لیستی از سوی دولت ( نهاد ریاست جمهوری ) شامل اسامی کسانی که باید نماینده شوند تنظیم میشود . این لیست توسط رامیز مهدی اف تنظیم و با نظر نهایی رییس جمهور اسامی  مورد تایید قرار میگیرد . از سال ۱۹۹۴ تاکنون  اسم صایر رستمخانی همواره در این لیست ثابت بوده است .

بعد از افشای چهره واقعی صابر رستمخانی  و آشکار شدن  همدستی اش با شاگردان استالین و حاکمیت باکو  در نزد افکار عمومی ، زمینه برای ایفای نقش به عنوان رییس یک حزب به ظاهر مخالف با حاکمیت از میان رفت . به عبارت روشن وضعیت وی طوری شد که هر وقت ادعا میکرد حزب وی مخالف دولت است با تمسخر و استهزای خبرنگاران و مطبوعات روبرو میشد . بدین سبب کم کم نقش دیگری بر عهده وی محول شد :  اجرای طرحهای قراردادی با وزارت امنیت باکو علیه ایران – در این طرحها  کارفرما « وزارت امنیت  دولت باکو » و پیمانکار " صابر رستمخانی فرزند خودی » است .یک منبع نزدیک به رستمخانی که مدتی با وی در برخی قراردادها فعال بوده  چندی پیش به خبرنگاران باکو گفت :  در قرارداد وزارت امنیت باکو با رستمخانی موارد ذیل وجود دارد

1 – تبلیغ علیه تشیع و معرفی کردن حکومت ایرانی صفوی به عنوان یک دولت لاییک و غیر ایرانی

در مطبوعات و کتابها و سخنرانیها در پارلمان و... در راستای تبلیغ علیه حکومت شیعی ایران .

2- تبلیغات علیه ایران با سوژه های روز و تاریخی

3- استفاده بهینه از عنوان " نمایندگی پارلمان " توسط رستمخانی در ملاقات با  مقامات خارجی و اروپایی و القای موضوعات ضدایرانی به طرفهای خارجی و تحریک انها به اقدامات ضد ایرانی

4- کمک به سازماند هی عناصر تجزیه طلب ضد ایرانی در خارج از کشور – برپایی جلسات ملاقات با این عناصر – دعوت از عناصر ضد ایرانی تجزیه طلب به باکو و کمک مالی به آنان ...

۵- سفر به کشورهای خارجی برای نظارت بر فعالیتهای ضد ایرانی گروها و انجمنهای تحت حمایت « کمیته دیاسپورای دولتی " و...

۶- جذب و سازماندهی دانشجویان

در راستای اهداف وزارت امنیت باکو اخیرا صابر رستمخانی تعدادی از کمونیستهای سابق و وابستگان شوروی را که  پس از پیروزی انقلاب اسلامی از  ایران فرار و در کشورهای اروپایی یا امریکا بسر میبرند و اغلب آنها اکنون بیش از 60 یا 70 سال دارند  با هزینه های زیادی که از سوی وزارت امنیت تامین شده به باکوآورده و طی جلسه ای  که با آنها برگزار کرده گفته است که « بایستی جنبش مخصوص از زنان تشکیل بدهیم تا میان آذربایجانیهای ایران نفوذ کنیم ، چرا که آذربایجانیهای ایران عموما مذهبی و  از شیعیان متعصب هستند و همواره از حکومت شیعه ایران دفاع میکنند . ما برای رشد تفکر تجزیه طلبی درمیان آذریهای  ایران بسیار تلاش کرده ایم اما نتیجه محسوسی نگرفته ایم .»

 

به نظر میرسد تلاش برای ایجاد جنبش مخصوص زنان که صابر رستمخانی از آن یاد کرده است از مدتها پیش در باکو و توسط صابر رستمخانی و همکارانش آغاز شده است . طی سالهای اخیر زنان زیادی از باکو در قالب تورهای گردشگری یا به بهانه هایی مانند خرید و فروش و...به آذربایجان ایران  بخصوص شهرهای اردبیل و تبریز سفر کرده و به صورت سازماندهی شده  در اماکن خصوصی یا هتلها به اقدامات غیر اخلاقی و آلوده کردن جوانان ایرانی به فساد و فحشا پرداخته اند و در موارد متعددی این زنان به صورت گروهی در اردبیل و تبریز دستگیر شده اند . آزمایشهای صورت گرفته از این زنان نشان داده که در میان آنها افراد آلوده به ویروس ایدز نیز وجود دارند که دقیقا مشخص نیست چه تعداد از جوانان اردبیل و تبریز و .... از رهگذر اعزام گروهی زنان فاسد ( جنبش زنان ! ) به بیماری مهلک ایدز دچار شده اند.

البته صابر رستمخانی  خود نیز از لحاظ اخلاقی فردی منحرف و آلوده است و به همین دلیل نیز همسر اولش از وی طلاق گرفته است . وی از کسانیست که از پیوستن دولت باکو به « شورای اروپا » که یکی از شروط آن آزادی همجنس بازی  و عدم مجازات عمل  شنیع لواط بود به شدت حمایت کرد. با این وصف از سخنان صابر رستمخانی و تاکید وی بر گسترش فعالیتهای زنان ویژه در رابطه با آذربایجان ایران چنین برمی آید که در آینده شاهد  افزایش  تردد زنان فاسد از باکو به آذربایجان بخصوص استانهای اردبیل و آذربایجانشرقی خواهیم بود که لازم است در این باره پلیس مرزی و نیروهای انتظامی هوشیاری بیشتری به خرج دهند و مانع ازورود زنان آلوده به ایران شوند .

اقدامات محافل ضد ایرانی در باکو در اعزام زنان فاسد برای آذربایجان ایران برای جذب جوانان به فعالیت در عرصه  قومگرایی و همکاری با بیگانگان ، حاکی از آن است که  این محافل کوچکترین ارزشی به اصول انسانی و اسلام  و عرف جامعه قایل نیستند و چون اغلب گردانندگان حکومت باکو با  تربیت کمونیستی بزرگ شده اند  از آموزه غیر اخلاقی مکتب کمونیسم « هدف وسیله را توجیه میکند »  سود برده و اینگونه اقدامات بیشرمانه و بیشرفانه را انجام میدهند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388ساعت 8:59  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

 

اعتراض دولت  کوچک باکو به سرزمین پدری

عارف محمدزاده

 چرا یک گروه چریکی شیعه در لبنان توانست اراضی اشغالی لبنان را  از چنگ اسراییل آزاد کند اما میلیونها شیعه  جمهوری آذربایجان ( ایران شمالی )  با گذشت حدود ۲۰ سال هنوز نتوانسته اند  یک سانتیمتر از اراضی اشغال شده  خود را از ارمنستان پس بگیرند ؟...

 

کسانی که با روش و نحوه کار مطبوعات  غربگرا ( مخالفان دولت ! ) و دولتی باکو درباره ایران آشنایی دارند به خوبی میدانند که تبلیغات ضد ایرانی این مطبوعات هرگز قطع نمیشود .  بلکه فقط سوژه هایی که از فرط تکرار در یک مقطع خاص  خاصیت زورنالیستی خود را از دست میدهند تغییر میبایند و سوژه های جدید جایگزین سوژه های  دیگر میشود . البته تعدادی سوژه دایمی هم دارند .

 یک روز سوژه این است که ایران  مناطق مرزی اردبیل را برای کشت و کار به  ارمنستان واگذار کرده است !

 

یک روز اعلام میکنند و خبرسازی و شانتاژ و .... که ایران قصد حمله نظامی به باکو دارد و صدها هزار نیروری نظامی ایران در مرزها صف کشیده اند !

 

روز دیگر اعلام میکنند که عده ای لبنانی از ایران وارد باکو شده اند تا بمب گذاری کنند !

 

یک روز اعلام میکنند که از ترس حمله امریکا  صدها هزار ایرانی بخصوص آذری ها  به باکو مهاجرت کرده اند و به همین دلیل قیمت مسکن در باکو 4 برابر شده است !

 

وقتی الهام علی اف به تهران سفر کرده بود  اعلام کردند که هنگام دیدار با هاشمی رفسنجانی پرچم باکو به صورت معکوس روی میز قرار داشت  و هیاهو راه انداختند که به سمبل ملی ما اهانت شده است و....

 

به نظر میرسد  مطبوعات غربگرا  و محافل  صهیونیستی – پان ترکیستی باکو احساس کردند که تبلیغات پیرامون آن قضیه ( پرچم معکوس روی میز الهام علی اف در تهران  --- حالا چطور جناب الهام علی اف متوجه نشده بماند ) موضوع جالبی است و میتوان این ماجرا را به شکلهای دیگر نیز هر از گاهی مطرح کرد .

 

قضیه از این قرار است که مطبوعات و ظاهرا وزارت خارجه باکو هم صدا بلند کرده اند که در سایت یکی از بخشهای صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران ( سایت  سیمای آذری سحر ) در مطلبی مستند پیرامون روابط خاص برخی نمایندگان پارلمان باکو با اسراییل و محافل صهیونیستی و حضور این نمایندگان در کلاسهای آموزشی موسسات ویژه اسراییلی ، تصویری از پرچم دولت باکو ترسیم  شده که در وسط آن ستاره موسوم به ستاره داود که در پرچم رژیم صهیونیستی وجود دارد  گنجانده شده است !!

 

این در حالی است که رژیم باکو  طی سالهای اخیر به یکی از متحدین اسراییل تبدیل شده و حتی  مقامات اسراییل اعلام کرده اند که با دولت باکو " روابط استراتژیک " دارند . دولت باکو قسمت اعظم نفت مورد نیاز اسراییل تامین میکند و با رژیم صهیونیستی پیرامون موضوعات مختلف منطقه ای همکاری اطلاعاتی دارد و اخیرا همکاریهای اطلاعاتی و نظامی باکو – تل آویو نیز افزایش یافته است . دولت باکو شاید تنها دولتی بود که به شدت تظاهرات کنندگان علیه رژیم صهیونیستی را در روزهای وقوع جنایات دهشتبار اسراییل در جنوب لبنان و غزه   سرکوب کرد و دهها تن را  در باکو به خاک و خون کشاند .... حزب الله لبنان و گروههای مقاومت لبنان و فلسطین  که از سرزمین خود دفاع میکنند توسط رسانه های صهیونیستی باکو اعم از دولتی و شبه دولتی  و مطبوعات  وابسته به سفارتخانه های اسراییل و امریکا( مساوات .- آزادلیق – حسابات  - اکسپرس .  زرکالو   - خلق - باکو خبر - اولایلار  ... رسانه های دولتی و شبکه های تلویزیونی مانند آذ تی وی  - لیدر و دیگر شبکه ها مانند آینس  و ....) تروریست نامیده میشوند !

دولت باکو هرگز و هرگز جنایات وسیع رژیم صهیونیستی در حق  غیرنظامیان  و اطفال و زنان  بیدفاع در جنوب لبنان و فلسطین را محکوم نکرده است ! بر عکس  همواره به هر مناسبتی مانند سالروز تاسیس رژیم جعلی اسراییل یا فلان عید مذهبی یهودیها یا تولد فلان جنایتکار جنگی مقامات باکو و از جمله الهام علی اف نامه های تبریک ارسال میکنند .

 

خدمات دولت باکو به رژیم صهیونیستی و محافل و تشکیلات یهودی – صهیونیستی جهان در حدی است که چند سال پیش تلاش کرد " کنگره یهودیان جهان " را در باکو برگزار نماید که پس از مواجهه با اعتراضات داخلی و خارجی  عقب نشینی کرد .

 کافی ست بگوییم که در سال ۱۳۸۶ بیش از نیمی از وزیران دولت الهام علی اف به اسراییل سفر کردند تا روابط فی ما بین را تحکیم کنند !  در تاریخ ۱۸ ساله دولت باکو این اتفاق فقط درباره اسراییل رخ داده است .

اخیرا و بعد از کشتار صدها انسان بیگناه مسلمان در غزه  الهام علی اف از رییس جمهور رژیم صهیونیستی برای سفر به باکو دعوت کرد و شیمون پرز - این جنایتکار جنگی را که دستانش هنوز از خون کودکان بیگناه مسلمان در غزه شسته نشده  صمیمانه در آغوش فشرد و برای وی آرزوی موفقیت کرد .

روابط شخصی خانواده  الهام علی اف با یهودیان به گونه ایست که امروز همه میدانند دختر وی با یک خانواده یهودی وصلت کرده است . 

دولتمردان و دولت زنان باکو  در سطح رسمی از وابستگی به " لابی یهود " سخن میگویند و ابراز میدارند که چون لابی یهود از قدرت جهانی برخوردار است با تکیه بر این لابی از راه گسترش روابط با اسراییل میتوانند در سراسر جهان از قدرت  آن استفاده  و منافع خود را تامین کنند !

حالا چگونه این قدرت جهانی ! نتوانست بر یک گروه چریکی شیعه در لبنان غلبه کند  موضوعی است  که دولت باکو خواستار توجه به آن نیست . زیرا در داخل مساله آفرین میشود و میلیونها شیعه جمهوری آذربایجان – ایران شمالی – از خود میپرسند : چرا یک گروه چریکی شیعه در لبنان توانست اراضی اشغالی لبنان را  از چنگ اسراییل آزاد کند اما میلیونها شیعه آذری نمیتوانند یک سانتیمتر از اراضی اشغال شده  خود را از ارمنستان پس بگیرند ؟ پاسخ روشن است : دولت باکو اصولا اجازه دخالت به مردم برای حل مناقشه قره باغ را نمیدهد . تاریخ از یاد نبرده است که با روی کار آمدن حیدر علی اف نیروهای مردمی جنگ قره باغ آماج سرکوب و ترور قرار گرفتند و " روشن جواداف " فرمانده داوطلبان مردمی  موسوم به " آمونلار " توسط نیروهای ویژه حیدر علی اف و همکاران وی در ک گ ب  به شهادت رسید.

در هر حال با توجه به نزدیکی  بیش از حد گرم دولت باکو با رژیم ضد بشری  اسراییل  ، به نظر میرسد مقامات باکو از گنجاندن تصویر ستاره داود در پرچم خود بایستی شکرگزار و  منت دار باشند . چرا که  چنین تصویری  فقط بیانگر واقعیتی است که بارها و بارها مقامات باکو و رژیم صهیونیستی با صدای بلند آن را اعلام کرده اند.

آیا زبان تصویر با زبان صوتی  این قدر تفاوت دارد که وقتی صدای الهام علی اف و شیمون پرژ درباره دوستی  و همپیمانی و روابط راهبردی به شکل تصویر ترجمه میشود ، موجب ناراحتی مقامات  و یهودی پرستان  باکو میشود یا اینکه میخواهند با اعتراض به این تصویر واقعی ، افکار عمومی داخلی را فریب دهند و خود را از جرم سنگین یهودی پرستی تبرئه کنند ؟

 سخن پایانی اینکه تصویر مورد نظر تنها برای نشان دادن روابط بسیار نزدیک و صمیمانه دولت باکو با رژیم صهیونیستی و بیان یک واقعیت سیاسی آشکار به زبان تصویر و گرافیکی است و  تظاهر به برداشتی اهانت آمیز از آن برداشتی مغرضانه است . و به نظر میرسد در این ماجرا نیز محافل صهیونیستی باکو دست دارند چرا که هر گونه تنش و سردی در روابط تهران  - باکو به نفع رژیم صهیونیستی است.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم مهر 1388ساعت 13:4  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

 

وضعیت مذهبی  و  نقش فرقه ها

 

 و ادیان بیگانه در ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان )

تدوین :  واحد مطالعات حرکت آزادیبخش ایران شمالی

 

نگاه اجمالی به  ایران شمالی (جمهوری آذربایجان ) 

 

منطقه ای که در تاریخ  همواره  به عنوان اران و شروان  یاد شده  و  در نتیجه جنگهای طولانی مدت روس – ایران و انعقاد عهدنامه های ننگین گلستان و ترکمانچای  از ایران  جدا شده است تا زمانی فروپاشی شوروی بخشی از اقلیم این ابرقدرت به شمار میرفت و  حزب کمونیست حاکم بر آن شعبه ای از حرکت کمونیست شوروی بود . میرجعفر باقر اف ( معروف به جلاد  و عامل کشتار هزاران تن از شیعیان آذری در قفقاز و آذربایجان ایران که بعد از مرگ استالین محاکمه و  تیرباران شد ) و حیدر علی اف (  کارمند عالی رتبه سازمان ک گ ب  و از کارگزاران معروف حزب کمونیست شوروی ) از معروفترین کسانی هستند که در دوره شوروی مسوولیت حزب کمونیست باکو را بر عهده داشتند  . بعد از فروپاشی شوروی به عنوان جمهوری آذربایجان یا همان  " ایران شمالی " شناخته میشود  كه تقریباً در ٤٦٠ درجه طول جغرافیایی و ٣٩٠ درجه عرض جغرافیایی واقع شده است، كشوری نیمه كوهستانی است كه بخش شرقی رشته كوههای قفقاز در مرزهای آن و روسیه و امتداد جنوب شرقی كوه‎های قفقاز كوچك نیز در سرحدات این كشور با ارمنستان قرار گرفته است.

طول مرزهای مشترك ایران شمالی  با روسیه در شمال ٢٨٤ كیلومتر، با گرجستان در شمال‌غربی ٣٢٢ كیلومتر، با ارمنستان در غرب ٥٦٦ كیلومتر و با وطن مادری خود  ایران در جنوب ٤٣٢كیلومتر است. ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان  ) با مساحتی حدود ٣٣٤٠٠ مایل مربع یا ٨٦٦٠٠ كیلومتر شامل نخجوان هم می‌شود كه مرز مشترك آن با ایران بالغ بر ١٧٩ كیلومتر، با ارمنستان ٢٢١ كیلومتر با تركیه ٩ كیلومتر است.(1)

 

١. جمعیت  و   تركیب  آن

 

جمعیت جمهوری آذربایجان( ایران شمالی ) طبق آمارهای ارایه شده از سوی دولت باکو   حدود  8 نفر است. اما  سکنه واقعی این کشور حدود 4  میلیون نفر تخمین زده میشود . حدود 60 درصد از جمعیت ایران شمالی را گروه آذریها تشکیل میدهد . به جز آن، اقوام دیگری از جمله؛ آوارها، تالیشها، تاتارها، یهودیها، گرجیها، كردهنا، روسها، اودینها و ارمنیها ... در این منطقه  زندگی می‎كنند. علت  مغایر بودن جمعیت واقعی ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) با رقم ارایه شده از سوی دولت باکو این است که قریب نیمی از جمعیت اعلام شده  در خارج از جمهوری آذربایجان ( ایران شمالی ) زندگی میکنند . مطابق آمارهای اعلام شده در مطبوعات  و رسانه های باکو  حدود 2 میلیون نفر از مردم در روسیه زندگی و کار میکنند که عده ای از این جمعیت از زمان شوروی و عده دیگری نیز با وقوع مناقشه قره باغ  و تشنجها و درگیریهای سیاسی  بعد از فروپاشی شوروی  و کسان زیادی نیز برای کار به روسیه مهاجرت کرده و عملا در این کشور ماندگار شده اند .  روسیه  از اهالی ایران شمالی برای ورود و اقامت در روسیه ویزا  درخواست نمیکند  و مقررات ساده ای  مهاجران به  روسیه اعمال میشود . اغلب مهاجران به کارهای دستی و کارگری  که مورد نیاز روسهاست اشتغال دارند .  همچنین 500 هزار نفر از اهالی ایران شوروی به اکراین مهاجرت نموده  و حدود 500 هزار نفر نیز در قزاقستان ساکن شده اند .  بیش از یک میلیون نفر نیز طی سالهای گذشته به کشورهای مختلف  از جمله  روسیه سفید  - ترکیه – اسراییل  - امریکا  و .... مهاجرت کرده اند . کسانی که به اسراییل مهاجرت کرده اند اغلب یهودیان آذری هستند که تعداد  آنها 100 هزار نفر  گفته میشود .

علت اینکه دولت باکو مهاجران را نیز در لیست جمعیت کشور اعلام میکند این است که مهاجران به طور رسمی از تابعیت خارج نمیشوند اما عملا در کشورهای دیگر زندگی کرده و اغلب انها نیز تابعیت کشورهای محل اقامت خود را نیز پذیرفته اند.

 

٢. شهرهای بزرگ

الف) باكو: این شهر مرکز ایران شمالی  است و در جنوب غربی شبه جزیره «آبْشِرُون» قرار دارد. این شهر در قدیم به «بادكوبه» موسوم بوده و در حال حاضر به زبان آذربایجانی  به آن «باكی» گفته می‎شود.

ب) گنجه: این شهر دومین شهر بزرگ است.  گنجه زادگاه یکی از بزرگترین شاعران فارسی گوی جهان نظامی گنجوی است . این شهر  و نیروهای مسلح  آن به فرماندهی جوادخان قاجار  - از خاندان قاجار و مرزبان ایران در گنجه -  در مقابل حملات ارتش بیست هزار نفری با دو هزار نفر تا پای جان ایستادگی کرد و جوادخان و فرزندانش  به شهادت رسیدند . روسها پس از اشغال گنجه مردم شهر و بخصوص علما و سادات را قتل عام کردند.

ج) نخجوان: این شهر مركز  منطقه نخجوان است و در شمال دریاچه سدارس، در نزدیكی مرز ایران واقع شده‎ است. در منابع قدیمی از آن به «نشوی» و «نخچوان»  ( نقش جهان ) نیز یاد شده است. در اسناد دولت باکو این منطقه  " ناخچی وان " نامیده میشود که اسمی جعلی و تحریف شده و غیرتاریخی است ..

د) سومگائیت: این شهر هم صنعتی است و اهمیت بسیار دارد.(2)

 

٣. فرهنگ و آموزش

زبان رسمی در ایران شمالی زبان آذربایجانی است و اقوام دیگر مانند تالشها  و آوارها و لزگها و.... از هر گونه آزادی فرهنگی مانند دسترسی به رادیو – تلویزیون و نشریه و کتاب و  .... به زبانهای قومی محرومند . انتشار هر گونه نوشته به زبانهای قومی به شدت ممنوع است و  کسانی که بدین کار اقدام کنند به انحای مختلف تحت فشار و  آزار و تعقیب قرار گرفته و برایشان پرونده سازی میشود .  اخیرا دو تن از فعالان فرهنگی تالش ( دانشمند تالشی مرحوم نوروز علی  محمد اف و فرزندش کامران )  جان باختند. نوروز علی محمداف اخیرا در زندان باکو در آستانه هفتاد سالگی به شهادت رسید .

خط  در این کشور  چند بار عوض شده است: تا سال ١٩٢٩ خط فارسی ، از سال ١٩٢٩ تا ١٩٣٩ خط لاتینی و از سال ١٩٣٩ تا ١٩٩٢ خط كریلی بوده است. در طول زمان، این زبان در ساختار تلفظی، كلمات و گرامر دستخوش تغییراتی شد. پارلمان باکو  که در سال ١٩٩٢ استفاده  در انحصار   غربگرایان پان ترکیست قرار داشت  تغییر خط از الفبای كریلیك را كه از سال ١٩٣٩ مورد استفاده بود كنار گذاشت و الفبای لاتین را انتخاب كرد.

در حال حاضر همه رسانه‌های گروهی، روزنامه‎ها،‌مجلات و كتاب‎های منتشر شده جدید به خط لاتینی است.(3)

اولین مدارس در این سرزمین در قرن پنجم میلادی به وجود آمد. ولی قبل از آن مردم در راه علم و آموزش گامهای زیادی پیش رفته بودند. بعد از فتح ایران  به دست اعراب ، در مساجد، مدرسه‎هایی برای آموزش و گسترش اسلام تأسیس شد كه در آن قواعد عربی و قرآن تدریس می‎شد. قبل از جدایی از ایران ( قبل از سالهای 1928 ) به عنوان یكی از مراكز مهم آموزش در میان مسلمانان امپراتوری روسیه بود. اگر چه بعد از جدایی از ایران  مردم مناطق اشغال شده تحت فشارهای فرهنگی و رفتار مسیحی کارگزاران روس قرار داشتند با این حال همواره حوزه های علمیه در این مناطق دایر بود و افراد زیادی جهت تحصیل علم از شهرهای مختلف از دربند داغستان گرفته تا باکو و گنجه و نخجوان و لنکران رهسپار مشهد و کربلا و نجف میشدند  . اولین مدارس برای دختران مسلمان این منطقه در باكو و گنجه به همت حاجی زین‌العابدین تقی‌زاده در اوایل قرن بیستم تأسیس گردید.

این نكته باید ذكر شود كه در حكومت شورایی شوروی سیستم آموزشی بسیار گسترده‌ای ایجاد شد و سطح سوادآموزی از ١/٨ % در سال ١٩٢٦، به بیش از ٩٩% در سال ١٩٧٠ افزایش یافت و بیسوادی ریشه کن شد  . با این حال به شدت با علوم و معارف انسانی – اسلامی مبارزه به عمل آمد . مدارس دینی و مساجد تعطیل و تخریب شدند و علما و داشمندان دینگرا به سیبری تبعید و یا به قتل رسیدند و عده ای از آنها نیز به ایران مهاجرت کردند .

. انتشار روزنامه «اكینچی» در سال ١٨٧٥ سرآغاز مطبوعات در میان مسلمانان شمال  انجام شد.  این نشریه که توسط یکی از پیروان اهل سنت به نام حسن بیگ زردابی منتشر میشد  علیه مسایلی مانند عزاداری شیعیان برای حضرت سیدالشهدا ع موضع گیری میکرد  و نیز  در راستای منافع عثمانی نیز اقداماتی انجام میداد که روسها بدین دلیل این نشریه را مدتی توقیف کردند اما دوباره به وی اجازه دادند تا نشریه اش را بدن جهت گیری به نفع عثمانی منتشر کند.

اكنون نیز روزنامه‎ها و مجلات بسیاری در   باکو منتشر میشود که اغلب این روزنامه  یا وابسته به ارگانها و مراکز دولتی هستند و یا  با حمایت مالی بنیادهای و سفارتخانه های غربی مانند بنیاد سوروس و سفارتخانه های امریکا  و اسراییل و ترکیه منتشر میشوند .

یك مركز تلویزیونی هم در باكو به سال ١٩٥٦ تأسیس گردید و اكنون دو شبكه دولتی و چندین  شبكه غیردولتی در این كشور فعال است.(4)  از این میان شبکه های لیدر  و آ تی وی و شبکه تلویزیون اجتماعی به نهادهای حکومتی و خانواده دولتی متعلق میباشند  . این شبکه ها در نقش غیر دولتی وظیفه تبلیغات به نفع گروه حاکم را بر عهده دارند .

جمهوری آذربایجان ( ایران شمالی ) یك كشور كشاورزی است كه در مواقعی به سوی بخش صنعتی متمایل می‎گردد. تأكید بر صنایع سنگین به طور قابل توجهی دو صنعت نفت و گاز طبیعی را توسعه بخشیده است. اما در عین حال صنایع غذایی، برق و مهندسی نیز از اهمیت فزاینده‎ای برخوردار است.(5)

٤. تاریخ

ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) كنونی از عصر حجر مسكونی بوده است. از اواخر قرن هشتم قبل از میلاد، مادها و از اواسط قرن ششم قبل از میلاد هخامنشیان بر این منطقه حكومت می‎كردند. وقتی اسكندر در اوایل قرن چهارم قبل از میلاد امپراتوری ایران را سرنگون كرد، یكی از حكمرانان خراجگزار او به نام آتورپات حكومت خود در این منطقه تشكیل داد.(6)

ساسانیان در اوایل قرن سوم بعد از میلاد بر بخش عمده‎ای از این منطقه مسلط شدند و این محل تا حمله اعراب به ماورای قفقاز در اواسط قرن هفتم، بخشی از امپراتوری آنان بود. پس از آن، سپاه نیروهای اعراب هم لشكر ساسانی و هم نیروهای بیزانس را در سال ٦٤٢ میلادی شكست داد. لشكر مسلمانان به منطقه  هجوم آورد و در مدت چند سال آن را  فتح كرد. دین اسلام در همین دوره به این سرزمین آمد.(7)

مغولها در اوایل قرن سیزدهم  شهرهای محتلف اران و شروان که گوشه ای از ایران بود   هجوم آوردند. مغولها جنایات بیشماری را در این منطقه رقم زدند که از جمله آنها ویرانی و کشتار  شدید اهالی گنجه بود . این ویرانی و کشتار به گونه ای بود که بعدها شهر جدیدی در کنار گنجه قدیم بنا شد . در سال ١٣٨٦ تیمور، فرمانروای ماوراءالنهر، آذربایجان اصلی ( آذربایجان ایران ) را پس از خونریزیها به   اشغال درآورد و در اران و شروان ، قدرت به دست شروانشاهان «دربند» افتاد. شروانشاهان از خانواده های اصیل ایرانی و مروج شعر و ادب فارسی بودند . در دوره حکومت آنها آثار ادبی گرانسنگی به زبان فارسی به عرصه آمد که جزو ثروتهای ماندگار ادبی ایران محسوب میشوند.

شاه اسماعیل صفوی در نخستین اقدام برای تشکیل دولت فراگیر شیعه در ایران و احیای تمامیت ارضی کشور به اران و شروان حمله برد و پس  سرنگون کردن حکومت منطقه ای ان به  آذربایجان بازگشت و  در سال ١٥٢٠ بنیانگذار سلسله صفوی، تبریز، مركز آق قویونلی را به تصرف درآورد. با آنكه صفویان تبریز را مركز حكومت آینده خویش قرار دادند، ترکهای عثمانی  بارها به تبریز حمله كردند و در فاصله سالهای ١٥١٦ ـ ١٦٣٠ این شهر را با انجام جنایات بسیار  اشغال کردند . اما شاه عباس موفق شد دوباره حاكمیت خود را بر منطقه برقرار كند.

 

در سالهای ١٧٢٢ ـ ١٧٢٣ سربازان روسی دربند و باكو را اشغال كردند. اما نادرشاه در سال ١٧٣٥ این شهر و دیگر شهرهای قفقاز ی ایران  را  از اشغال روسها آزاد ساخت  .بعد از مرگ او در سال ١٧٤٧ قدرت به دست خانها و فئودالهای  محلی افتاد.اما با ظهور قاجاریه بار دیگر خانات و فئودالها  خودسری را کنار نهاده و همواره تابع دولت  مرکزی ایران شدند .

تا اوایل قرن نوزدهم میلادی ، نه تنها  جمهوری آذربایجان  کنونی بلکه ارمنستان و گرجستان جزئی از خاک ایران  بود و در پی ده سال جنگ میان ایران و روسیه به تصرف این كشور درآمد. در معاهده گلستان، ولایت باكو، شكی، شیروان، قره‎باغ و گنجه به روسیه واگذار گردید. در سال ١٨٢٨ پس از جنگی دوساله میان ایران و روسیه، نخجوان نیز به موجب عهدنامه تركمن‎چای، به روسیه ضمیمه شد. و بدین گونه  فاجعه ای ملی در تاریخ ایران و قفقاز رقم خورد  که برای  مسلمانان قفقاز فجایعی مانند گرفتاری در چنگ کمونیسم و جدایی از جعان اسلام و محرومیت هفتاد ساله از تعلیم و تربیت دینی را به دنبال داشت و برای ایران نیز سرآغاز فجایعی دیگر مانند نفوذ  عمیق روس و انگلیس  و برباد رفتن منافع ملی بود.

از اوایل قرن بیستم، حضور كارگران و متخصصان روسی و اوكراینی در باكو سبب شد كه این شهر مسلمان نشین  به یكی از مراكز انقلاب کمونیستی  روسیه تبدیل گردد.

در دوران حاكمیت شوروی با اشتراكی كردن كشاورزی و توسعه ‌صنایع پیشرفتهایی در امور آموزش و بهداشت حاصل گردید.

همزمان با اجرای سیاست گلاسنوست و پرستروئیكای گورباچف در شوروی، جمهوری  آذربایجان شاهد رشد گرایشهای استقلال طلبانه ارامنه قره‎باغ بود. اختلافات ارمنیها و آذریها كه در دوران شوروی بر اثر سیاست اختناق و سركوب مدتها در محاق مانده بود، با پیدایش اولین آزادیهای اجتماعی امكان بروز یافت و به شدت رو به گسترش نهاد. این مناقشه ریشه در رقابتها و جنگهای عثمانی و روسیه داشت . که روسها تلاش میکردند از ارامنه عثمانی به نفع خود سود جویند و عثمانیها نیز میکوشیدند از مسلمانان قفقاز به نفع خود استفاده کنند . در جنگ و رقابت میان دو کشور یاد شده  ارامنه عثمانی و مسلمان قفقاز  به عنوان کارتهای بازی مورد استفاده قرار گرفتند .

در مناقشه هزران تن از آذریها از اماکن خود آواره شدند . در عوض هزاران ارمنی ساکن باکو و شهر های دیگر نیز  از اماکن خود رانده شدند . همچنین اذری های مقیم ارمنستان نیز از این کشور رانده شدند و وضع پیچید های به وجود آمد.

در مناقشه قره باغ  دولت باکو علاوه بر قره باغ از اراضی همجوار نیز ( هفت شهر ) عقب نشینی کرد. مقاماتی که بعد از حیدر علی اف در باکو حکومت میکنند معتقدند که  سران جبهه خلق با اخذ رشوه های کلان از ارمنیها از جبهه ها عقب نشینی میکردند  و نیز جبهه خلق تلاش میکرد جنگ را به مرزهای ایران بکشاند . سران جبهه خلق که در اندیشه نشکیل توران بزرگ ( از ترکیه تا چین ) بودند تصور میکردند اگر جنگ به مرزهای ایران کشیده شود آذربایجانیهای ایران به طرفداری از باکو وارد جنگ خواهند شد  و موقعیت دلخواه  برای تجزیه آذربایجان ایران فراهم خواهد شد . اما آذربایجانیهای ایران به دلایلی از جمله دلبستگی شدید به مذهب تشیع و میهنشان ایران  به همزبانان ناسیونالیست خود توجهی نکردند و تنها به ارایه کمکهای بشردوستانه و هومانیتر بسنده کردند .در میان  آذربایجانیهای ایران  باکو به شهر فاحشه ها شهرت دارد و مردان باکو مظهر بیغرتی تلقی میشود.

ارامنه علاوه بر قره‎باغ (استانهای شوشا، خانكندی، خوجالی،‌ عسكران، خوجاوند، آغدره)، ٤٤٠٠ كیلومتر استانهای لاچین، كلبجر، جبرائیل، فضولی، قوبادلی، زنگیلان، آغدام را هم اشغال كردند. حیدر علی اف در سال 1994  اتش بس با رامنستان را امضا کرد . و از آن زمان  با میانجی‎گری امریکا – فرانسه و ترکیه و روسیه  و مجامع بین‎المللی، بین این دو كشور آتش‎بس و صلح موقت برقرار است. و تاکنون  حیدر علی اف و فرزندش الهام علی اف حدود سی بار با روسای جمهور ارمنستان مذاکرات مهم و دوستانه ای را پشت سر گذاشته اند 8

 

وضعیت دین و مذهب در ایران شمالی

 

قبل از ورود به این بحث لازم است كه نگاهی به دوران شوروی سابق داشته باشیم تا بتوانیم وضعیت دینی كنونی كشور را خوب درك كنیم.

 

در دوران شوروی سابق

 

بعد از انقلاب اكتبر ١٩١٧، از سال ١٩٢٤ حكومت شوروی سیاست ضد مذهبی برای ریشه‎كن كردن مذاهب را در پیش گرفت. مسلمانان شوروی در سالهای ١٩٠٥ ـ ١٩٠٤، در شهر «نیژنی نوگرود» اولین بار «اتفاق مسلمین روسیه» را تأسیس كردند. این گروه در ماه می سال ١٩١٧ نهصد نماینده در كنگر «سانك پتربورق» داشت و خواستار اصول فدرال مسلمین روسیه و یك كشور فدرالی مستقل بود. در همان كنگره «شورای ملی» تأسیس شد. در ماه ژوئیه سال ١٩١٧ «شورای نظامی مسلمین روسیه» و در نوامبر همان سال «مجلس ملی مسلمین روسیه» شكل گرفت.

مسلمانان نیروی بزرگی در شوروی بودند و استقلال و هویت دینی خود را مهم می‌دانستند. اگر به تاریخ شوروی نگاه كنیم، با گروه‌هایی چون «ارتش سرخ مسلمین»، «حزب كمونیست مسلمین»،‌ «كمیسریای مسلمین» و... مواجه می‌شویم. رؤسای شوروی از این احساس هویت دینی مسلمانان، آن هم با این جنب و جوش می‌ترسیدند و این ترس هم بی‌جا نبود. بُلشویكهای شوروی نمی‎توانستند هویت مسلمین را بپذیرند. آنان از سال ١٩٢٣ به مبارزه با مسلمانان پرداختند و به طور كلی فعالیتهای خود را علیه دین اسلام تشدید كردند. این كار هم با سه شیوه انجام می‌شد:

١. ایجاد تفرقه بین گروهها و ملیتهای مسلمان. شوروی بعد از شكست آنان، به هر ملیت مسلمان، استقلال داد و حتی راضی شد به آنان سرود ملی، مجلس ملی و پرچم ملی مستقل هم بدهد، تا آنان به سبب تفرقه «ملی» و كنار گذاشتن وحدت اسلامی، زوال یابند.
٢. نابودی روشنفكران، علمای دینی و قتل عام آنها.

٣. جرم اعلام كردن دینداری و بسته شدن مسجدها.

با به كار گرفتن این روشها بود كه سران شوروی به خواسته خود رسیدند.(9 )

تحت قوانین این رژیم، روشنفكران به سوی افكار و برنامه های سكولاریستی هدایت شدند. سیاستهای شوروی كه با توسعه و گسترش تعلیمات همگانی، نابودی ادبیات قومی و تبدیل الفبا همراه بود، به مذهب نیز رسوخ كرد و تلاش وسیعی جهت تضعیف اسلام كه مانعی در راه نوسازی سیاسی و فرهنگی قلمداد می‎شد صورت گرفت.

كمونیستها اقدامات ضد مذهبی خود را در مورد اسلام با بستن هزاران مسجد و مدرسه دینی آغاز كردند، سپس به تدریج دادگاههای شرع و سازمان اوقاف را منحل نمودند. آنان نخست حجاب اسلامی را نشانه عقب‌ماندگی و بعد ممنوع اعلام کردند. زمانی كه مساعدترین شرایط برای مسلمانان جهان وجود داشت، انجام فرائض مذهبی چنان كه در كشورهای اسلامی معمول بود، برای مسلمانان كشور آذربایجان آسان نبود. با این همه عجیب است كه مردم این كشور همچنان وفاداری مذهبی خویش را حفظ كرده‎اند.

برنامه‎ریزی شوروی علیه دین (ATEIZMA)، علاوه بر تهاجم فرهنگی بر پایه‎های«علمی» هم استوار بود. شبهه‎اندازی و فریب تبلیغاتی علمی عمده‎ترین اقدامات ضد دینی بود و این هم كلاً به دو نوع انجام می‎شد:

١. استدلالهای ماركسیستی علیه كل مذهب: مثلاً «اسلام افیون توده‎های رنجبر است و آنها را از مبارزه اجتماعی بر ضد انگلهای استثمارگر منحرف می‌سازد» یا «اسلام مسلكی است رویا‎پرداز و ضد علمی كه رویای بهشت را به جهان دیگری حواله می‎دهد».(16)
٢. استدلالهای الحادی كه ویژه مبارزه با اسلام به خصوص شیعه است. در این استدلال اسلام در میان تمام ادیان از همه محافظه‎كارتر (حتی ارتجاعی‎تر) و غیر اجتماعی‎تر است، اقتدار بزرگ‌ترها را مقدس می‌شمارد، زنان را خوار می‎دارد و پیروانش را به تعصب و عدم تساهل و بیگانه‎ستیزی فرا‎می‎خواند. همچنین «مؤمنان» را بر ضد «كفار» برمی‎انگیزد و لذا مانع از توسعه دوستی میان خلقهای اتحاد شوروی است. این شیوه سنن و آداب اسلامی چون «ختنه» و «روزه در ایام رمضان» را به عنوان اعمالی بدوی و وحشیانه و غیربهداشتی مورد انتقاد قرار می‎دهد، اخلاقیات اسلام را با اخلاقیات كمونیسم در تعارض می‎بیند و هنر و ادبیات اسلامی را متحجر و ناتوان از پیشرفت و تكامل فرض می‌كند. خلاصه كلام آنكه براساس شبهه‌های آنان، اسلام به گذشته تعلق دارد، آن هم نه به «دوران سرمایه‎داری»، بلكه «عصر فئودال» و از این رو در یك جامعه «سوسیالیستی» جا و مكان ندارد.

در اتحاد شوروی تبلیغات ضد مذهبی «وظایف اخلاقی» تمام «شهروندان صادق شوروی» و مخصوصاً اعضای حزب كمونیست بود. سازمان جوانان حزب، اتحادیه‎های كارگری، تمام تشكیلات دولتی، از مهد كودك تا سطوح عالی دانشگاهی، همه و همه بر ضد مذهب فعالیتها و برنامه‎های بسیار داشتند10

 

شرایط دینی

جمهوری آذربایجان( ایران شمالی )  ٩٧% مسلمان دارد. ٨9% شیعه، 8 درصد  و ٣% هم غیر مسلمان‌اند. همه شیعیان ایران شمالی  دوازده‌امامی هستند. اهل‌سنت نیز اغلب حنفی و البته اندكی حنبلی‌اند.

 

دولت،  و محدودیتهای قانونی

 

.  در قانون اساسی دولت باکو که در دوره حیدر علی اف تدوین شده  هیچ دینی به عنوان دین رسمی معرفی نشده است !. اما بنابر قانون، دین از سیاست جداست.(  11) روحانی نمی‌تواند فرماندار، نماینده روستایی و شهری (بلدیه)، و نماینده مجلس باشد. و روحانی حق «دخالت مذهبی» مستقیم در سیاست ندارد. دین آزاد است و هر تبعه دولت باکو می‌تواند هر دینی را كه می‌خواهد قبول كند و آیینهای مذهبی همان دین را به طور آزاد اجرا نماید. كسی حق ندارد كسی را به خاطر قبول كردن دین و مذهبی آزار دهد. پس هركس می‌تواند دین دلخواه خود را انتخاب كند. همه مسلمانان می‌توانند آزادانه مسجد بسازند، كتاب تبلیغی نشر كنند و آیینهای دسته‌جمعی خود را به اجرا بگذارند و هر جا كه خواستند تبلیغ دین اسلام را انجام دهند.(19) اما در عمل و به حکم  دادگاههای باکو   طی سالهای اخیر مسجد متعددی تخریب شده است . همچنین  پخش صدای اذان و عزاداری برای  اهل بیت ع و حضرت سیدالشهدا ممنوع است  . تبلیغات اسلامی و تشکیل کانونها و مکتب آموزسش قرآن  نیز ممنوع میباشد . علاوه بر این آموزش احکام و علوم دینی و قرآن در مدارس دولتی نیز ممنوع است . معروف است که حیدر علی اف  به اموزش و پرورش دستور داده بود : " به جای آموزش قرآن  و مسایل دینی  به دانش اآموزان موسیقی و تاریخ آذربایجان را یاد بدهید "

٢. ادیان غیر اسلام مانند مسیحیت و یهودیت و فرقه های ضاله مانند بهایی گری و شیطان پرستی و  ... و نیز موسسه های تبلیغ مسیحیت در تبلیغات آزادند و طی سالهای گذشته کلیساها و کنیسه ها ی مسیحیان و یهودیان و محافل بهایی و شیطان پرستی در باکو وبرخی شهرهای دیگر بنا شده است.

 

 

 

٣. عید فطر و عید قربان تعطیل رسمی است.

 

4 – دولت تلاش میکند مناسبتهای شیعی مانند عاشورا و را نادیده بگیرد و از تعطیل اعلام کردن این روز خودداری میکند.

 

 تقابل فرهنگ و دین

 

فرهنگ و شرایط جمهوری آذربایجان، با بقیه كشورهای اسلامی فرق اساسی دارد. اولاً باید در نظر گرفت كه كشور  هفتاد سال زیر سلطه حكومت شوروی بود و در مقابل تهاجم فرهنگی روسها بدون دفاع مانده بود. همچنین ایران شمالی  از لحاظ موقعیت منطقه‌ای در شرایطی قرار دارد كه شصت درصد مرز آن با كشورهای مسیحی ( ارمنستان و گرجستان ) مشترك است. علاوه بر این، این كشور در منطقه‌ای قرار دارد كه تقابل فرهنگها و تبادل فرهنگی كشورهای مختلف در آن وجود دارد. بعد از استقلال كشور و با بهبود رابطه دولت باکو  با كشورهای غربی، وضعیت غربگرایی و رواج فرهنگ غرب و برهنگی در کشور قابل مشاهده است به نحوی که گفته میشود در برهنگی زنان ، جمهوری آذربایجان اروپا را پشت سر نهاده است .اكنون فرهنگ لباس رایج در کشور و نیز مسائل فرعی دیگر، حتی با عرف و اداب و رسوم و تاریخ  منطقه  نیز سازگار نیست . همچنین دولت باکو با عضویت در  شورای اروپا  منع مجازات همجنس بازان را نیز قبول کرده است . به طور کلی  به گفته اغلب فرهیختگان این کشور ، بعد از استقلال  اخلاق و  پاکیزگی در حیطه فرد ، خانواده و اجتماع  راه تباهی را در پیش گرفته و در این میان در  تشدید شرایط غیر اخلاقی  برخی شبکه های تلویزیونی باکو از جمله شبکه صهیونیستی – پان ترکیستی آینس  نقش آفرینی میکنند. این فرهنگسازی و یا در حقیقت فرهنگ سوزی موجب تضعیف  رویکرد دینی و توجه به ارزشهای متعالی دین در جامعه میشود.

 

ادارات مربوط به دین و مذهب

 

١. اداره روحانیون و شورای مذهبی اسلامی قفقاز QMRİ

این اداره در دوران شوروی تأسیس شده است و به عنوان شعبه ای مهم از ک گ ب  به شمار میرفت و ناظر بر روحانی نمایان  مورد تایید ک گ ب و نیز معدود روحانیون واقعی مسلمان آذربایجان، داغستان، چچن، گرجستان و ارمنستان است. در سال ١٩٧٨ ریاست این مركز را شیخ‌الاسلام علی‌آقا سلیمان‌اف بر عهده داشت. او در ٩٣ سالگی درگذشت. جانشین او شیخ‌الاسلام میرغضنفر ابراهیم‌اف نیز با فاصله كمی وفات كرد. دو سال این پست بی‌صاحب ماند و در سال ١٩٨٠ شیخ‌الاسلام كنونی، ‌الله شكور پاشازاده در ٣١ سالگی به این سمت منصوب شد. او شیعه دوازده‌امامی است و معاونش از اهل‌سنت است. وی شخصی محترم است و نقش او در مسائل دینی و اجتماعی نقش ویژه ای است . نظارت بر مساجد کشور و تعیین روحانیون مساجد بر عهده این اداره است.

٢. سازمان نظارت‌كننده بر نهادهای دینی DQİDK

سازمان نظارت دولتی بر نهادهای دینی، فعالیت خود را بعد از حوادث ١١ سپتامبر در آمریكا شروع كرد. همه مؤسسات، نشریات و مدارس دینی در تحت نظارت این سازمان است. رئیس آن شخصی به نام رافق علی‌اف است. با روی کار آمدن او حدود بیست مدرسه دینی در کشور بسته شد.

ادیان : 

 

١. دین اسلام

 

جمهوری آذربایجان( ایران شمالی ) یکی از مراکز مهم اسلامی قدیم بوده است و هنوز هم ارتباط قومی با تاریخ اسلامی و میراث درخشان معماری و هنر شیعی دارد. بیش از پنج‌ هزار مکان با معماری اسلامی و مطابق با مذهب شیعه در این جمهوری وجود دارد.(12

سیصد مؤسسه و اجماع دینی نیز در کشور موجود است که بسیاری از آنها غیر فعال هستند و تحت نظارت DQIDK هستند. این موسسات در صورت فعالیت موثر  و یا  عدم اجرای مقاصد وزارت امنیت تعطیل میشوند .(13

همچنین سیصد مسجد در کشور وجود دارد که فعالیت دینی و فرهنگی آنها با رعایت قوانین کشور بلامانع است، ولی بسیاری از آنها اصلاً فعالیتی ندارند. مساجد فعال مانند مسجد جامع . مسجد حضرت محمد ص و ... تعطیل و یا به بهانه هایی مختلف مانند ساختمان سازی و.... تخریب میشوند.

 

الف) شیعیان

قدمت حضور شیعیان در این سرزمین به دوران امام صادق(علیه‌السلام) برمی‌گردد.

قاسم‌بن‌العلاء، یكی از نواب امام زمان(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) در شهر اران بود.(14 )او مستقیماً با آن حضرت مكاتبه داشت و از مردم وجوهاتی می‌گرفت و به دست حسین‌بن‌روح می‌داد. این سرزمین همیشه با عشق اهل‌بیت(علیهم‌السلام) زنده بوده است.

علمای شیعی جمهوری آذربایجان

ولایت اران و شروان  قدیم که امروز ایران شمالی و جمهوری آذربایجان خوانده میشود  از مناطق مهم شیعه‌نشین در جهانِ اسلام به شمار می‌آید، که پیش از  محصور شدن در پشت پرده های آهنین شوروی  علما و مراجع بسیاری را به دنیای علمی اسلام بخشیده است. علمای اران و شروان  در خارج كشور خود هم مشهورند، به طوری كه در عراق، ایران، سوریه، عربستان سعودی و...، علاوه بر تدریس دروس عالی اسلامی و تربیت شاگردان بسیار، برخی از آنها مرجعیت شیعه را هم بر عهده گرفته‌اند.

آنان علاوه بر اینكه در كشور خود مدارسی را تأسیس نموده‌اند، در كشورهای خارجی هم حوزه‌های علمیه بنا كرده‌اند. مساجدی نیز در كشورهایی مثل عراق و ایران، به واسطه و كمك این بزرگان ساخته شده است و اكنون نیز باقی است.

بین علمایی كه صاحب اجتهاد و مقامات علمی بوده‌اند، افرادی هم با اشغالگران روس جنگیده و شهید شده‌اند.(15) برخی از آنها به دست بلشویكهای شوروی كشته شده‌اند.

مقامات علما و فضلای منطقه  در حوزه نجف نیز همیشه قابل تقدیر و قدردانی بوده و زهد و اخلاق و علم خدایی آنان ورد زبان بوده است.

تعداد علمای شهیر ایران شمالی   را از ٥٠ تا ١٢٠ نفر ذكر كرده‌اند. ما عده‌ای از آنان را نام می‌بریم:
آیت‌الله‌العظمی محمدباقر سلیانی، آیت‌الله‌العظمی شیخ‌عبدالغنی بادكوبه‌ای، آیت‌الله‌العظمی شیخ‌محمدصادق بردیگانی، آیت‌الله‌العظمی شیخ‌فاضل لنكرانی، آیت‌الله‌العظمی شیخ‌محمدعلی نخجوانی، آیت‌الله‌العظمی شیخ‌محمد ایروانی، آیت‌الله‌العظمی شیخ‌عبدالقاسم نجفی، آیت‌الله‌العظمی میرزا‌فضل‌علی مجتهدایروانی، آیت‌الله‌العظمی شیخ‌عبدالقاسم اردوبادی، علامه آیت‌الله میرزامحمدعلی غروی‌اردوبادی، آیت‌الله‌العظمی شیخ‌عبدالحسین لنكرانی، آیت‌الله‌العظمی شیخ‌ابراهیم شیروانی، آیت‌الله شیخ‌صدرالدین بادكوبه‌ای، آیت‌الله شیخ‌ملاآقاعابدین رمضان‌دربندی، آیت‌الله شیخ‌عبدالعظیم بادكوبه‌ای، آیت‌الله شیخ‌احمد پایانی، آیت‌الله شیخ‌یوسف ایروانی، آیت‌الله شیخ‌عبدالكریم ایروانی، آیت‌الله میرزاابراهیم بادكوبه‌ای، آیت‌الله شیخ‌مولاآقا لنكرانی، آیت‌الله مولاحسن ایروانی، آیت‌الله محمدحسن قره‌باغی، آیت‌الله میرزاحسن قره‌باغی، آیت‌الله میرزامحمدشریف شیروانی، آیت‌الله سیدعباس حسینی‌سلیانی، آیت‌الله شیخ‌محسن نخجوانی، آیت‌الله حاج‌شیخ‌ابراهیم لنكرانی، آیت‌الله شیخ‌ابراهیم بادكوبه‌ای، آیت‌الله سیدابوالحسن حسینی‌شیروانی، آیت‌الله شیخ‌اسماعیل قره‌باغی‌نجفی، آیت‌الله سیدمحمد لنكرانی‌نجفی، آیت‌الله شیخ‌حنیفه بادكوبه‌ای، آیت‌الله امامقلی نخجوانی، آیت‌الله شیخ‌جعفر لنكرانی، آیت‌الله شیخ‌احمد ایروانی، آیت‌الله شیخ‌صدرالدین لنكرانی، آیت‌الله سیدمرتضی نخجوانی‌نجفی، آیت‌الله شیخ‌محمدعلی گنجوی، آیت‌الله شیخ‌اسحاق لنكرانی، آیت‌الله علی‌اصغر ایروانی، شیخ‌الاسلام علی‌آقا سلیمان‌زاده، شیخ‌عبدالصمد نخجوانی، حیدرعلی شیروانی‌غروی، مولاحسن شیروانی، آیت‌الله شیخ‌محمدتقی ایروانی، آیت‌الله محمدشریف اردوبادی‌نجفی و... .

شاعران  و مذهب شیعه

در سرزمین شیعه نشین جمهوری آذربایجان ، شعرای مشهور و دارای عظمت علمی و مذهبی نیز بوده‌اند كه اكنون هم مردم این كشور به اسم آنان مفتخرند. از نظر مذهبی هم می‌توان گفت نود درصد شاعران شیعه بوده‌اندکه به زبانهای فارسی و آذربایجانی شعر سروده اند . نشانه‌ها و ارزشهای مذهبی شیعه دوازده‌امامی با شعر و آثار نظمی این شعرا و نویسندگان آذری عجین شده است. آثار نظمی شعرای جمهوری آذربایجان تا قرن نوزدهم را، اصلاً نمی‌توان بدون تأثیر مذهب شیعه در آن، تصور كرد. در نیمه دوم قرن بیستم بود كه به خاطر ترس و وحشت از رژیم كمونیست و تأثیر ایده‌های نوین ماتریالیستی در كشورمان، آثار و نشانه‌های مذهبی از شعر آذری ریشه‌كن شد.

این خفقان بدان حد بود كه نویسندگان و شاعرانی  كه در مدح مذهب خود چیزی نوشته بودند و یا سرپیچی از مدح رژیم كمونیست كرده بودند، با هزار بهانه محكوم به اعدام شدند(16 ) و یا برخی از آنها را به مناطق دور و سرد تبعید كردند كه در آنجا از میان رفتند.(17)

شورویها و کارگزاران آذربایجانی آنها در باکو  مانند میرجعفر باقر اف و حیدر علی اف – که هر دو دبیر کل حزب کمونیست باکو بودند -  بستری به وجود آوردند که در این بستر به جای شاعران الهی مانند نظامی و خاقانی ، شاعرانی هرزه گو و ضد مذهب  مانند صمد وورغون  رشد کردند و با اشعار عفن و گند آلود خود فضای فرهنگی شیعیان آذربایجانی را آلوده ساختند . روسها ی کمونیست همواره به چنین شاعرانی لقبهایی مانند " شاعر خلق " میدادند . صمد وورغون و بختیار وهاب زاده نیز جزو همین شاعران خلق هستند که با دشمنان خالق همکاری داشتند ...صمد وورغون اشعاری در اهانت به قرآن کریم  و حجاب زنان و نیز اشعاری در حمایت  از سیاستهای شوروی سروده است .

اكنون به بعضی از شعرا و نویسندگان كه از قرن دوازدهم به بعد زندگی كرده‌اند و شیعه بوده‌اند و در نوشته‌های خویش در مدح مذهب خود سخن گفته‌اند اشاره می‌كنیم.

ابوالعلا گنجوی، فلكی شیروانی، ابراهیم‌افضل‌الدین خاقانی، محمد فضولی، مستعلی شیروانی، مسحتی گنجوی، ملاپناه واقف، عبدالرحمن آقاشاعر، عباس‌قلی آقاباكی خان‌اف قدسی، عبدالله بی‌جانی، كربلایی والح، جعفرقلی خان‌نوا، قاسم بی‌ذاكر، كریم‌آقا فاتح، مهوشی شیروانی، عمادالدین نسیمی، شیخ‌ابراهیم قدسی‌گنجوی، آقااسماعیل ذبیح، ملاقدیر شیروانی‌ناجی، حاجی ملاتقی‌زاده بیخود، سیدعظیم شیروانی، محمد صفا، عبدالله عاصی، میرزا ابوالحسن شهید، كربلایی‌قلی یوسفی، حسن بی‌هادی، مشهدی عبدل، میرحمزه نگاری، ‌خرشیدبانو ناتوان، فاطمه‌خانوم كمینه، میرزاعلی‌اصغر نورس، میرزاجعفر جعفر، میرزاصادق فانی، محمدسعید اردوبادی، فقیر اردوبادی، اسكندرآقا غایب بی‌اف، مصطفی‌آقا ناصر، حاج‌ابراهیم آقا‌دل بازاف‌ وحیدی، شاهنگار خانوم، میرزامحمدتقی قمری، پر غم، اسماعیل بی‌ناكام، عاشیق پری، عاشیق علی‌اصغر، علی‌آقا واحد، حسین جاوید، ملا‌محمد حزنی، میرزا حاق‌وردی صفا، علیل قره‌باغی، محمدامین دلسوز و... .

همانگونه که روشن است این شعرا در زمانهایی بالیده اند که ران و شروان از قلمرو  فرهنگی و سیاسی ایران جدا نشده بود.

شیعیان جمهوری آذربایجان دارای امتیازات فرهنگی، اعتقادی و مذهبی‌اند. آنان اهل‌بیت(علیهم‌السلام) را بسیار دوست دارند و به خصوص عاشق و دوستدار امام علی و امام حسین(علیهما‌السلام) هستند. شعار «الله، محمد یا علی» در اغلب ماشینها و خودروها وجود دارد. می‌توان گفت شیعیان این شعار را در شروع هر كاری، حتی در كارهای غیرشرعی به كار می‌برند.

گفتنی است كه اغلب شیعیان آذربایجان با مزایای مذهب خود آشنایی لازم را ندارند، یعنی از اسلام و شیعه حقیقی، آن‌چنان كه هست، مطلع نیستند و معلومات دینی آنان بسیار ضعیف و سطحی است. مثلاً آنان از‌ «عصمت امامان» چیزی نمی‌دانند و یا چنان‌كه باید بدانند، نمی‌دانند.(18) آنان توسل و شفاعت را باور دارند و بیشتر تشنه مطالب اخلاقی ائمه(علیهم‌السلام) هستند. عقد ازدواج آنان طبق قوانین شرعی شیعه انجام می‌گیرد. علت بی اطلاعی مردم از دین و مذهب در گذشته به دلیل سیاستهای ضد دینی شوروی و هم اکنون به دلیل سیاستهای مذهب ستیزانه حکومت باکو است .


مسلمانان جمهوری  آذربایجان به قرآن، مساجد، منبرها و سادات احترام فراوان می‌نهند. زیارتگاههایی نیز وجود دارد كه اغلب پر از زائر است.

محرم و صفر

همه شیعیان جمهوری  آذربایجان ( ایران شمالی ) به ماه محرم و صفر اعتقاد خاصی دارند. در اكثریت اماكن شیعه‌نشین چهل روز به موسیقی گوش نمی‌دهند و سعی می‌کنند کارهای غیرشرعی انجام ندهند. در مناطق شیعه‌نشین مراسم عروسی در ماه محرم و صفر برگزار نمی‌شود. آنان روز تاسوعا، عاشورا، سیزدهم و هفدهم محرم و دهم صفر را بدون استثناء عزیز می‌دارند و عزاداری پرشكوهی انجام می‌دهند. مساجد فعال می‌شود، احسانهای بسیار می‌شود و مجالس پر شكوه و بزرگی برپا می‌گردد. در همه مراكز فروش نوارهای موسیقی، به جای نوای موسیقی، صدای نوحه‌سرایی، مرثیه و روضه می‌آید. مردم در مساجد جمع می‌شوند و مساجدی كه روحانیان آن فعال‌اند، دارای برنامه‌های متنوع عزاداری‌اند. در این ایام مردم به خصوص در استانهای جنوبی (جلیل‌آباد، نفت‌چالا، ماساللی، لنكران، یاردیلمی، لریك و آستارا) بسیار فعال‌اند. همچنین شهر باكو، مخصوصاً روستاهای باكو، فعالیت بسیار خوبی دارند.

رمضان

واقعیت این است که ماه مبارک رمضان در این کشور که اکثر مردم ان تحت استعمار فرهنگی شرق دیروز و غرب امروز قرار دارند شناخته شده نیست . به گونه ای که حتی شهروندان ترکیه نیز از مشاهده بی احترامی به شان ماه مبارک رمضان در باکو و.... ناراحت میشوند   روزه خواری در شهرهای بزرگ در ملا عام یک اقدام رایج است با این حال در بین مردم اغلب روستاها و شهرهای کوچک وضع اینگونه نیست . برنامه‌های رمضانی نیز در شبكه‌های كشور وجود دارد. شیعیانی كه در استانها و شهرستانها زندگی می‌كنند، شب نوزدهم و بیست‌و‌یكم و بیست‌و‌سوم مراسم احیا برگزار می‌كنند،

 

مشهورترین زیارتگاههای شیعی

١. حرم مطهر خواهر امام رضا(علیه‌السلام) حكیمه خانوم (زیارتگاه بی‌بی‌هیبت):

این زیارتگاه در روستای شیخ (شهر باكو ـ خانلار) قرار دارد. با استناد به بحارالانوار، ج٤٨، ص٣١٧ و منابع تاریخی موجود، چهار نفر از اولاد و نسل امام رضا(علیه‌السلام) در آنجا دفن شده‌اند.(19 ) مسجد بزرگی بر روی آن بنا شده است كه پنج كیلومتر از دریای خزر فاصله دارد. این مسجد مربوط به قرن ‌سیزدهم است و در سال ١٩٩٩ به دستور و حمایت حیدر علی‌اف دوباره ساخته شده است.

٢. حرم مطهر خواهر امام رضا(علیه‌السلام) سكینه خانوم (زیارتگاه ناردالان):

این زیارتگاه بزرگ و زیبا در یك روستای مذهبی شیعه‌نشین (باكو) قرار دارد. بنابر اقوال رایج، خواهر امام رضا(علیه‌السلام) و شوهرش با بچه‌های خود در آنجا دفن شده‌اند.(20 )

٣. زیارتگاه پسر حضرت امام صادق(علیه‌السلام) به نام ابراهیم:

این زیارتگاه در استان گنجه قرار دارد و مسجدی روی آن بنا شده است كه بسیار قدیمی است.


مساجد معروف پایتخت (شیعی)

مسجد جمعه باكو، مسجد تازه پیر،  مسجد کبود  و مسجد حاج سلطانعلی، حسینیه ایرانیان مقیم باکو  از مساجد مهم پایتخت به شمار می‌آیند.

فعالیت شیعیان

فعالیت شیعیان در زمینه‌های تبلیغی مناسب به نظر نمی‌رسد. به عبارت بهتر فعالیت دینی شیعیان با مخالفتهای دولت روبرو میشود. با اینكه هفتاد درصد مساجد در دست آنهاست، نمی‌توانند سی درصد فعالیت تبلیغی مساجد اهل‌سنت را هم انجام بدهند. اغلب مساجد شیعیان فقط برای نماز باز می‌شود.

از كار های تبلیغی شیعیان  كه تا حالا انجام گرفته است، ترجمه سریال «امام علی(علیه‌السلام)» و «امام رضا(علیه‌السلام)» و پخش آن از شبكه SPECE در ایام محرم و رمضان است.
نواری نیز درباره امام حسین(علیه‌السلام) و واقعه عاشورا در سه طرح مختلف به مردم ارائه شده است.  به نظر میرسد تلاش دولت باکو بر این است که از گسترش فعالیتهای مردمی شیعیان جلوگیری کند  چرا که مذهبی شدن فضای کشور میتواند برای حکومت ضد مذهبی خطرناک تلقی شود . اما دولت با فعالیتهای تبلیغی اهل سنت مقابله نمیکند چرا که اهل سنت در اقلیت هستند و نمیتوانند برای حکومت به عنوان منبع خطر محسوب شوند.

ب) اهل‌سنت

اهل‌سنت در اقلیت‌اند. اكثریت آنان حنفی، و تعدادی هم حنبلی‌ هستند.

١. حنفیان

رفتار آنان با شیعیان بسیار خوب است. تعداد كمی از آنان در جنوب و بخش عمده آنان در شمال زندگی می‌كنند. آنان مثل شیعیان مراسم خاص پرشكوهی ندارند. با این حال، اكنون آنان فعالیت بیشتری دارند و روز به روز زیادتر می‌شوند. دولت ترکیه روی حنفیان سرمایه گذاری میکند و مساجدی نیز توسط ترکیه برای آنها ساخته شده است .

٢. وهابیون

بافروپاشی شوروی تلاش کشورهایی مانند عربستان و قطر و کویت و محافل وهابی این کشورها برای پیدا کردن جای پایی در میان شیعیان قفقاز آغاز شد . محافل وهابی با پولهای بسیار وارد جمهوری آذربایجان شدند و به شکار جوانان فقیر و بی بضاعت پرداختند . وهابیها که از عدم وجود دانشمندان و اگاهان مذهبی در مقفقاز آگاه هستند و میدانند که مردم جمهوری آذربایجان هفتاد سال از تعلیمات و معارف اسلامی و شیعی دور شده اند  با طرح سوالها و شبهه ها از سویی و از سوی دیگر با اقداماتی مانند واگذاری تاکسی و خودرو به راننده های جوان شیعه  و واگذاری سرمایه برای دستفروشی یا کسب و... برای جوانان گرسنه و نیز احداث مساجد وهابی مانند مسجد ابوبکر در باکو کار خود را آغاز کردند.

 

این گروه در همه عرصه‌ها حضور دارند و بسیار هم تأثیرگذارند. آنان در میان معلمان دانشگاه، دانشجویان، ورزشكاران برجسته (مثلاً تیم ملی كشتی آزاد)، طبیبان، كارگران و بیكاران، كار تبلیغی می‌كنند. جوانان و افراد تحصیل‌كرده بیشتر و زودتر به آنان گرایش می‌یابند. آنان درباره تمام اعتقادات شیعه، از نماز، صوم تا دفن و...، شبهه وارد می‌كنند و بر ضعف اعتقاد شیعیان فقط از قرآن دلیل می‌آورند. در ظاهر خوشرفتارند و از اسم وهابی چندان خوششان نمی‌آید، ولی همه اعتقادات و اعمال وهابی را انجام می‌دهند. چون مردم وهابیون را دوست ندارند، از این رو می‌گویند ما وهابی نیستیم، بلكه سنی هستیم. رئیس و امام آنان فردی آذری است كه پنج سال در مدرسه وهابی در عربستان  تحصیل‌كرده است. نام او «قامت سلیمان» است و پیروان بسیار هم در اطراف خود دارد. او امام مسجد ابوبكر (باكو) است و شاگردان بسیار دارد. وهابیان مدارس بسیاری دارند، ولی مخفی كار ی هم می‌كنند. با این حال، آنان اغلب اوقات آزاد و آشكار به اسم سنی حنبلی (نه وهابی) ولی با اعتقادات وهابی به تبلیغ می‌پردازند.

مساجد مشهور آنان در پایتخت (باكو) عبارت‌ است از: مسجد ابوبكر؛ مسجد شهدا؛ مسجد اژدربگ؛ مسجدی در نزدیكی «مترو قره‌قارایف». بنابر نقل روزنامه OLAYLAR آنان می‌خواهند ٥٣٠ هزار دلار برای ساخت مساجد در اطراف باکو سرمایه‌گذاری کنند.

آنان سایت اینترنتی نیز دارند. azerislam.com یكی از آنها و رهبر آن علی خوان موسایو است. سایت مذکور در سال ٢٠٠٤ جایزه بهترین سایت سال را از آن خود کرد. در دانشگاه دولتی باكو «گوشه الهیات» و كتابخانه باز كرده‌اند و گفته می‌شود در سه دانشگاه دیگر نیز این كار را كردند.(21)

٢. مسیحیت

مسیحیان اگرچه در اقلیت‌اند، هزینه‌ و سرمایه‌گذاری آنان در امر تبلیغ بسیار زیاد است. آنان تا كنون توانسته‌اند بیش از ده هزار نفر مسلمان را مسیحی كنند. رهبر آنان یك آذری تحصیل كرده در خارج (آلمان)، كشیشی است به نام «مُشوِق» است كه اكنون هم فعال است. مسیحیان نیز مانند وهابیون ابتدا با ارایه کمک به خانواده های فقیر در قالب های بشردوستانه به شکار مسلمان بیپناه میپردازند

آنان كتابهای بسیار، نوارها و سی‌دی‌های مختلف منتشر كرده‌اند. آنان در بیمارستانها، زندانها، دبستانها، دبیرستانها، چادرهای قره‌باغیهایی كه از خاكشان بیرون شده‌اند و به وسیله پول زیاد، كمك مالی و كتابهایی با چاپ عالی و پر از سخنان جذاب و عكسهای جالب و هزاران «هدیه» دیگر در فعالیت‌اند.

تا سال ١٩٩٤ كتاب مقدس به ٢٩٢ زبان دنیا ترجمه شده است. اما آنان هنوز هم متأسف‌اند كه سه درصد مردم جهان با كتاب مقدس به زبان خودشان آشنا نیستند.22

همه كتابهای آنان در كشور به زبان آذری و تالیش و برخی نیز به زبان روسی است.
آنان كتاب مقدس را یك بار برای بچه‌ها، به طور خلاصه‌وار و قصه‌وار با چاپ عالی، عكسهای رنگارنگ و تیراژ بالا، چاپ و به صورت رایگان پخش كرده‌اند.
مسیحیان انجیل را چندین بار آن هم با تیراژ بالا، همچنین با الفبای عربی به زبان آذری، با الفبای كریلی به زبان آذری و نیز با الفبای لاتین به زبان آذری چاپ كرده و رایگان بین مردم پخش كرده‌اند.

تشکلهای  مسیحی فعال  در ایران شمالی

فعالیت این‌گونه تشكیلات در سالهای ١٩٩٩ ـ ١٩٩٧ بسیار ضعیف شده بود ولی در سال ٢٠٠٠ این تشكیلات به طور رسمی  از سوی دلت باکو پذیرفته شد و اكنون فعالیت آنان رسمی و آزاد است، ولی باید برخی قوانین را هم مراعات كنند. برخی از این گروهها عبارت‌اند از:

١. تشكیلات حمدكنندگان (شعبه تشكیلات بین‌المللی «كلام زندگی»)
٢. زندگی جدید
٣. نهِیما
٤. مبلغان زندگی جدید مسیحی
٥. ستاره‌ای در شرق
٦. تازه آپاستول. این تشكیلات ١٥٦٥ عضو دارد.
٧. لطف زندگی‌بخش عیسی. این گروه در باكو دانشگاهی رسمی و دولتی دارند.
٨. شهدای یه‌قوا
٩. والنگتون
١٠. آلمان ـ سوئس ـ لوتران
١١. آدوینیستهای روز هفتم

 

٣. كرشنا

این گروه هم در اقلیت‌اند، اما برعكس مسیحیان در استانها فعال نیستند و فقط در باكو و اطراف آن فعال‌اند. اینان در «احمدعلی» و «قره‌قارایف» یك معبد تبلیغاتی فعال دارند كه به صورت رسمی ولی با محدودیت قانونی فعالیت می‌كند. آنان دو گروه‌اند:

١. جمعیت بین‌المللی شعور کرشنا

٢. تشکیلات صورات شامد یوقا

این گروه تا به حال افراد ی  را به خودشان جذب كرده‌اند. آنان كتابهای منتشر شده بسیاری دارند و آنها را به طور رایگان پخش می‌كنند. مانند بهایی ها  ادعا می‌كنند كه با شیعه فرق چندانی ندارند، ولی اعتقادات خود را به مردم منتقل می‌كنند.

٤. نورجیهای تركیه

مبلغین نورجیهای تركیه، هر دو گروه آن (طرفداران فتح‌الله گوران و پیروان امام خطیب)، سخت مشغول تبلیغ در جمهوری  آذربایجان هستند. اولین مبلغان مذاهب غریبه كه پس از فروپاشی  به جمهوری  آذربایجان آمدند، نورجیها هستند كه در سال ١٩٩٠ شروع به تبلیغ كردند. آنان مسجد می‌سازند، كالجها و مدارسی را تأسیس كرده‌اند و با هزاران جلد كتاب كه به صورت مجانی پخش می‌شود، تبلیغ می‌كنند. به گفته بعضی از منابع خبری غیررسمی، تعداد آنان در كشور شانزده هزار نفر است. شبكه STV هم كه از تركیه پخش می‌شود، نورجیها را به طور غیرمستقیم تبلیغ می‌كند.

٥. بهاییت

تشکیلات صهیونیستی  بهاییت در جمهوری آذربایجان به عنوان اقلیت مذهبی شناخته شده است و تعدادشان بسیار كم است. ولی به خاطر حمایت  اسراییل و بعضی از كشورهای غربی، آیین خود را به آسانی تبلیغ می‌كنند و كتابهای منتشر شده را مجانی بین مردم پخش می‌كنند.  محافل بهایی در باکو تشکیل میشود .

 

شبهات و طراحان آن (چند نمونه)

مبلغان مسیحی:

١. حجاب نشانه عقب‌ماندگی است و مقتضای زمان قرن هفتم بود، نه اكنون.

٢. غرب به خاطر مسیحی بودن از همه جوانب رشد كرده است. ولی كشورهای اسلامی به خاطر اسلام عقب مانده‌اند.

٣. اسلام، دین ماتم است، شادی و آزادی ندارد، ولی مسیحیت این‌گونه نیست.

٤. پیامبر مسلمانان هوسباز و شهوت‌پرست بوده است و تعدد زنان او هم شاهد بر این است.
٥. قرآن كتابی است شامل كلمات كوتاه و افكار تكه تكه و به پایان رسیده. این كتاب كلام خدا نیست و سخن بشری است.

مبلغان وهابی:

١. توسل و شفاعت باطل و شرك است.
٢. زیارت قبور ائمه اطهار(علیهم‌السلام) حرام و شرك است.
٣. سجده بر خاك و قسم به غیر خدا حرام است.
٤. سوگواری و عزاداری امام حسین(علیه‌السلام) حرام است.
٥. مسئله امامت بدعت در دین اسلام و صرفاً امری تاریخی است، نه اعتقادی.

روشنفكران غیرمذهبی:

١. تعدد زوجات و مسئله ازدواج موقت، ظلم به نظام معنوی خانواده و نشانه عقب‌ماندگی است.
٢. زنجیرزنی و كلاً عزاداری امام حسین(علیه‌السلام) نشانه عقب‌ماندگی است.

٣. مسئله معاد یقینی نیست و امتناع امكان وقوعی دارد.

همه این شبهات به واسطه كتب تبلیغی، نوارها و سی‌دی‌ها، روزنامه‌ها و مجلات، متون درسی، برنامه‌های تلویزیونی و... ارائه می‌شود و به مردم تلقین می‌گردد.


 پی‌نوشتها:

 

١. انسكلوپدی آذربایجان، ج١، ص٣٤.
٢. كشورهای مستقل مشترك المنافع و جمهوریهای بالتیك، ص١٤٨و١٥٠.
٣. جمهوری آذربایجان، ص٣١ ـ ٣٠؛ اقوام مسلمانان اتحاد شوروی، ص١٤٩و١٥٠.
٤. آذربایجان ما، رافیق اسلام‌اف، زمینه كریم اوا، ص١٦ ـ ١٥.
٥. انسكلوپدی آذربایجان، ج١، ص٣٣٩.
٦. كشورهای مستقل و مشترك المنافع و جمهوریهای بالتیك، ص١٥٠و١٥١.
٧. تاریخ آذربایجان، ص١٢٠ ـ ١١.
8. آذربایجان و ارمنستان، محمود علی‎اف، ص٢١٥ ـ ٢١٢.
9. مسلمانان شوروی؛ گذشته، حال و آینده، ص١٥٩ ـ ١٥٥.
10. اساس‎های ماركسیسم و لنین‌ایسم، ص١٠٦.
١1. مسلمانان شوروی؛ گذشته، حال و آینده، ص٨٦ ـ ٨٤.
12. بنا به بند١، ماده١٨ قانون اساسی.
١3. بنا به بند٢، ماده٤٧ قانون اساسی. قانون اساسی جمهوری آذربایجان، ص٢٨ ـ ١٤.
14. جمهوری آذربایجان، ص٣٥.
15. روزنامه قازِت ٥٢٥.
17. بحارالانوار، ج٥١، ص٣١٣، باب١٥: «ما ظهر من معجزائه».
18. فتاوای جهاد علمای آذربایجان شوروی در برابر روسها در كتابهای مشهور تاریخی ثبت شده است.
19. بعضی از آنان هم معلوم نیست مزارشان كجاست و یا در قتل عامها در قبرستانهای بی‌نام و نشان به طور عمومی به خاك سپرده شده‌اند.
20. در دوران شوروی آن‌چنان كه در اوایل بحث اشاره شد، نویسندگان و شعرا یا مجبور یا داوطلب  به نوشتن آثار بر ضد دین و مذهب بوده‌اند و یا طرز تفكر كمونیستی آن را اقتضا می‌كرد.
٢1. متأسفانه، خرافات بسیاری در اعتقاد شیعیان دیده می‌شود و آنان به تأثیر سحر و جادو هم بسیار باور دارند. كسانی كه ادعا می‌كنند به آنان قوه آینده‌بینی و جادویی داده شده است ـ از طرف خدا، یا علی(علیه‌السلام) ـ بسیارند.
٢2. انسكلوپدی جامع آذربایجان، ج٢، ص٢٢٠.
٢3. روزنامه نبض، شماره١٤، ص٢.
٢4. روزنامه قازِت ٥٢٥، سال٢٠٠٥، شماره١٤، ص٤.
٣5. «انجیل» به زبان آذری، چاپ هجدهم، ص١.

منابع:

١. انسكلوپدی جامع آذربایجان، ج٢، باكو، چاپ اول، ١٩٧٨.
٢. انسكلوپدی جامع آذربایجان (به زبان آذربایجان)، ج٤، باكو، چاپ اول، ١٩٨٠.
٣. مسلمانان شوروی؛ گذشته، حال و آینده، الكساندر بنیگسن و مری براكس آپ، ترجمه كاوه بیات، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ دوم، ١٣٧١.
٤. جمهوری آذربایجان، وزارت كشور، دفتر مطالعات سیاسی، چاپ دوم، ١٣٧٥.
٥. بررسی كشورشناسی جمهوری آذربایجان، دكتر بهرام امیراحمدیان، انتشارات جغرافیایی نیروهای مسلح، چاپ اول، ١٣٨٢.
٦. تاریخ آذربایجان، ضیا بنیاداف و یوسف‌اف، باكو، آذر نشر (به زبان آذری)، چاپ اول، ١٩٩٤.
٧. كشورهای مستقل مشترك المنافع و جمهوریهای بالتیك، تهیه و تدوین گیتاشناسی ایران، چاپ اول، ١٣٧٤.
٨. اقوام مسلمان اتحاد شوروی، شیرین آكینر، ترجمه علی خزاعی‌فر، معاونت فرهنگی آستان قدس رضوی، چاپ اول، ١٣٦٦.
٩. علمای آذربایجان (به زبان آذری)، فائق ولی‌اف، قم، انتشارات اهل‌بیت(علیهم‌السلام)، چاپ اول، ١٣٨١.
١٠. تاریخ شیروان و دربند، ولادیمیر فدروویچ، ترجمه محسن خادم، تهران، دایره‌المعارف اسلامی، چاپ اول، ١٣٧٥.
١١. صفحات اینترنتی روزنامه‌های «نبض» و «قازت ٥٢٥» به زبان آذری.
١٢. بحارالانوار، ج٥١.

 

١٣. ماورای قفقاز از دیرباز تاكنون، حسین كاظم‌زاده و اكبر تقوی، دفتر سیاسی تبلیغات اسلامی،
چاپ اول، ١٣٧٩.
١٤. ادبیات آذری، فروع‌الدین كچارلی، آذرنشر،باکو . چاپ اول، ١٩٦١.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم مهر 1388ساعت 13:46  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

 

     :  نگاهی به اخبار رسانه های باکو

روابط روزافزون ترکیه ارمنستان نگرانی وسیعی در میان دولت باکو و نیز احزاب مورد حمایت ترکیه در باکو ( مساوات . آزادی و...) ایجاد کرده است . مقامات ترکیه که در اوان مناقشه قره باغ و در ایام نخست فروپاشی شوروی از امکان اعزام نیروهای نظامی ترکیه و شرکت در مناقشه قره باغ سخن میگفتند ؛ ادعاهایشان هرگز جامه عمل نپوشید اما موجب حضور گسترده شرکتهای اقتصادی ( ساختمان سازی . مواد غذایی . مخابرات . معدنی . صوتی و تصویری .راه سازی . صدور پوشاک و مواد آرایشی و...) در ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) شد و از این رهگذر میلیاردها دلار برای ترکها سود به ارمغان آورد .از این گذشته ، خط لوله باکو جیهان  نیز سالانه میلیونها دلار برای ترکیه سود دارد و بعلاوه اقتصاد  نفتی باکو را به ترکیه وابسته کرد.  همه این اتفاقات در حالی رخ میداد که مقامات ترک و آذری « جمهوری آذربایجان و ترکیه را یک ملت با دو دولت " میخواندند! اما سفر رییس جمهور ترکیه به ارمنستان در راس هیاتی 120 نفری به ارمنستان در سال گذشته پایانی بود برآنچه که مقامات خواب رفته باکو تصور میکردند . آری ، فصل آغاز گسترش آشکار روابط سیاسی ترکیه و ارمنستان آغاز شده بود البته بدون هیچ پنهانکاری .ترکیه دنبال منافع بیشتری است که از طریق اروپا و امریکا عایدش میشود و البته بازار ارمنستان نیز جای خود دارد.

البته باید گفت که ترکیه نیز برای گسترش روابط با ارمنستان استدلالهای خود را دارد : دولت باکو طی 15 سال که از امضای توافق آتش بس حیدر علی اف با رامنستان میگذرد مدام با طرف ارمنی در حال مذاکره بوده و در سطح ریاست جمهوری مقامات باکو و ایروان قریب سی دور با هم دیدار و مذاکره کرده اند. این به معنای ان است که دولت باکو میخواهد مسایل خود را با ارمنستان از طریق مذاکره حل کرده و با این کشور روابط دوستانه خود را آغاز کند . حال سوال این است که ترکیه چند سال در انتظار نتیجه بخشی مذاکرات باشد ؟ از این گذشته مسایل میان ترکیه و ارمنستان در بعد سیاسی و تاریخی عمیق تر از مناقشه قره باغ است و ترکیه نیز میخواهد مانند دولت باکو با ارمنستان مذاکره و رابطه داشته باشد.

طی ماههای اخیر  موضوع « نقشه راه روابط ترکیه ارمنستان » مورد مذاکره مستمر مقامات دو طرف بوده است . که این پیامدهایی را در دولت باکو برانگیخته است . ترکیه از سویی میکوشد دولت باکو را نسبت به اقدام خود با سیاست نرم مجاب کند و از سوی دیگر نیز مذاکرات با ارمنستان پیش میبرد . قابل پیش بینی است که  در این میان سر برادران آذری در باکو بیکلاه خواهد ماند

..................................................................................

راسي‌زاده نخست وزیر باکو : ترکیه ما را مایوس کرد

(روزرنامه مساوات نو "يني مساوات "ـ باکو  . 08/07/88)

 

آرتور راسي‌زاده نخست‌وزير دولت باکو در ديدار با هيات نمايندگي پارلمان تركيه كه به باكو سفر كرده‌اند، دولت نركيه را به دليل پيشبرد سياست نزديكي با ارمنستان به شدت مورد انتقاد قرار داده است.

بر اساس گزارشاتي كه در رابطه با بخشي از اين ديدار كه بدون حضور خبرنگاران ادامه يافت، راسي زاده خطاب به هيات نمايندگي پارلمان تركيه به سرپرستي محمدعلي شاهين رييس پارلمان آن كشور گفته است كه تصميم آنكارا به عاديسازي مناسبات با ارمنستان، باعث افزايش فشارها بر باکو در رابطه با مساله قر ه‌باغ شده است و غرب سعي مي‌كند باکو را به مصالحه‌هاي زيانباري سوق بدهد.

راسي زاده سپس با اشاره به جنبه معنوي مساله، خاطرنشان كرده است كه عزم سياسي دولت تركيه براي نيل به تفاهم با ارمنستان باعث موجب ياس در آذربايجان شده است.

راسي زاده خطاب به ترکها تصريح كرده است: آنچه ما را ناراحت مي‌كند اين است كه تركيه آمادگي خود جهت نيل به توافق با ارمنستان را پيش از حل و فصل مناقشه قره‌باغ نشان داده و با امضاي پروتكل‌ها نيز مفاد آن را تاييد كرده است. اكنون ديگر زمان اجرا يا عدم اجراي اين پروتكل‌ها توسط شما اهميتي از نظر ما ندارد. اين مساله براي ما قابل هضم نيست.   

 

 

 

ترکیه ، خواهان صلح در قفقاز جنوبی

 

 ( روزنامه آذربايجان نوین « روزنامه حزب حاکم باکو »ـ 04/07/88)

 

به گزارش خبرگزاري  آپا محمدعلي شاهين رييس پارلمان تركيه در سفر رسمي خود و هیات همراهش  به باكو ، در فرودگاه باكو به خبرنگاران گفت : ترکیه خواهان حل مسايل موجود در قفقاز جنوبي و استقرار صلح در اين منطقه است.

 

وي با اين تعبير كه مناسبات بين تركيه و ارمنستان صرفا بخشي از مجموعه كلي مسايل موجود در قفقاز جنوبي مي‌باشد، گفته است كه تركيه با توجه به كلي نگري خود در مورد اين مساله، مايل به حل مسايل موجود در منطقه است و رييس جمهور، نخست وزير و وزير خارجه تركيه هر روز در اين رابطه به مقامات باکو و در راس آنها الهام علي‌اف رييس جمهور اطلاع مي‌دهند.  اطمينان مي‌دهم كه صرفا شاهد مناسبات دوستي از جانب تركيه خواهيد بود.      

چرا محمدعلي شاهين يك نماينده كرد

را با خود به باكو آوده است؟

 ( روزنامه مساوات نو « یئنی مساوات » ( غربگرا و طرفدار ترکیه )ـ 06/07/88)

 

محمدعلي شاهين رييس پارلمان تركيه در راس هياتي از نمايندگان پارلماني كشورش براي شركت در نخستين نشست مجمع پارلماني و همچنين ارايه اطلاعاتي در باره مناسبات تركيه و ارمنستان، به باكو سفر كرده است.

در اينحال، مطبوعات تركيه به جنبه ديگري در اين سفر كه از نظرها پنهان مانده و عبارت از سفر يك نماينده پارلماني وابسته به گروه تروريستي « پ. ك. ك» در تركيب هيات نمايندگان تركيه به باكوست، پرداخته‌اند.

ـ سري ساكيك يكي از نماينده حزب جامعه دموكراتيك( كه خواهان خودمختاري فرهنگي براي اكراد ترکیه است) در تركيب هيات نمايندگان پارلماني محمدعلي شاهين را در سفر به باكو همراهي مي‌كند. شاهين هنگام سفر به باكو در فرودگاه آنكارا در پاسخ به سوال خبرنگاران در باره انگيزه قرار دادن اين نماينده كردتبار در تركيب هيات نمايندگي تحت سرپرستي خود، گفته است كه تركيه يك كشور دموكراتيك است و پارلمان مهد دموكراسي است.

اين در حالي است كه حزب جامعه دموكراتيك داراي رابطه نزديكي با گروه تروريستي  پ.ك.ك است و بعنوان بازوي سياسي اين گروه فعاليت مي‌كند. تعدادي از وكلاي عبداله اوجالان رهبر  پ.ك.ك نيز از طرف حزب جامعه دموكراتيك به پارلمان تركيه راه يافته‌اند.

در اينحال اين نماينده كردتبار پارلمان تركيه نيز در گفتگو با خبرنگاران با تمجيذ از اين ابتكار بي‌سابقه محمدعلي شاهين در گنجاندن نمايندگان كرد در تركيب هياتهاي نمايندگي در جرياتن سفرهاي خارجي گفته است كه تا وقتي اينگونه ممنوعيتها از ميان برداشته نشود، نمي‌توان به آشتي داخلي در تركيه دست يافت. وي در بازگشت از باكو نيز توافق با « پ.ك.ك» و عبداله اوجالان را راه حل مساله كرد در تركيه عنوان كرده است.  

( جالب است که روزنامه طرفدار ترکیه در یک اقدام زیرکانه برای منحرف اذهان عمومی از روابط ترکیه ارمنستان موضوع حضور یک نماینده کرد در ترکیب هیات پارلمانی ترکیه رابرجسته ساخته است )

نجواي پ. ك. ك در دانشگاههاي باکو

 (روزنامه مساوات نو ـ 02/07/88)

روزنامه مساوات نو در گزارشي در رابطه با تحصيل هواداران كردتبار گروه تروريستي پ. ك. ك تركيه در دانشگاههاي جمهوري آذربايجان( ایران شمالی ) به اين نكات پرداخته است؛

ـ كثرت دانشجويان كردتبار تركيه در مقايسه با ترك‌تباران آن كشور در دانشگاههاي شهرهای مختلف و بويژه دانشگاه دولتي باكو

ـ ارتباط دانشجويان كردتبار با محافل پنهاني در باکو

ـ وجود امكان تحصيل رايگان براي دانشجويان كردتبار تركيه‌اي در دانشگاههاي جمهوری آذربايجان و اشتغال به تحصيل تقريبا 600 نفر از اين دانشجويان در دانشگاه دولتي باكو

ـ ترجيح اغلب دانشجويان كردتبار براي تحصيل در رشته‌هاي تاريخ، ادبيات، خبرنگاري و روابط بين‌الملل

ـ افزايش سالانه دانشجويان كردتبار تركيه‌اي در دانشگاه دولتي باكو پيرو سياستهاي گروه تروريستي پ. ك. ك براي آموزش كادر متخصص و دانش آموخته كُرد براي تصدي در پستهاي دولتي در آينده در تركيه و ايجاد تكيه گاههايي در پستهاي دولتي براي اين گروه تروريستي

ـ دو برابر افزايش در تعداد اين دانشجويان در دانشگاه دولتي باكو با استناد به آراي مربوط به انتخابات رييس اجمن دانشجويان تركيه‌اي اين دانشگاه در سنوات تحصيلي 1997 و 1998.(1376 و 1377)

ـ در سال تحصيلي 1998(1377) يك دانشجوي كردتبار به نام گوكان چليك با كسب 257 راي بر رقيب ترك‌تبار خود كه 91 راي به دست آورده بود، پيروز شده بود و به گفته يكي از دانشجويان ترك‌تبار، دانشجويان كردتبار در پي اين پيروزي شعارهايي در حمايت از نماينده خود و عبداله اوجالان در محوطه دانشگاه دولتي باكو سر داده بودند. 

 

امضای قرارداد « نقشه راه » میان ترکیه و ارمنستان

 

به گزارش خبرگزاری Associated Press، رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه گفت: ترکیه و ارمنستان در 10 اکتبر 2009 در مورد از سرگیری روابط دیپلماتیک دو کشورقراردادی (نقشه راه )امضا خواهند کرد.

وی افزود: این قرارداد از سوی وزرای خارجه دو کشور امضا خواهد شد. لاکن این قرارداد پس از تایید از سوی پارلمانهای ترکیه و ارمنستان قابل اجرا خواهد بود.

مواضع نمایندگان پارلمان باکو به « نقشه راه » ارمنستان و ترکیه

خبرگزاری ترند نیوز - باکو :

 

نمایندگان پارلمان باکو موضع متفاوتی نسبت به مذاکره از سرگیری روابط دوجانبه ترکیه و ارمنستان در پارلمان ترکیه از خود نشان دادند. زاهد اوروج نماینده پارلمانی و رئیس حزب "میهن مادر" در مصاحبه با خبرگزاری "ترند نیوز" در این مورد گفـت: از بیانیه های اخیر رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه بویژه در دیدار وی با رئیس جمهوری آمریکا در رابطه با روابط آنکارا- ایروان آشکار میشود که دولتمداران ترکیه تصمیم قاطعی در این مورد (رابطه با ارمنستان ) اتخاذ کرده اند. اغلب نمایندگان پارلمان ترکیه حامی حزب حاکم هستند و انتظار میرود که این سازش در پارلمان ترکیه تصدیق خواهد شد. رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه در مصاحبه اختصاصی خود با خبرگزاری "ترند نیوز" گفته است: امضای قراردادی بین ترکیه و ارمنستان در 10 اکتبر در مورد از سرگیری روابط دیپلماتیک دو کشور در نظر گرفته شده است. وی در مصاحبه خود افزود: این قرارداد از سوی وزرای خارجه دو کشور امضا خواهد شد. لاکن این قرارداد پس از تایید از سوی پارلمانهای ترکیه و ارمنستان قابل اجرا خواهد بود. زاهد اوروج نماینده پارلمان باکو همچنین اضافه کرد: عواملی وجود دارند که موجب نگرانی باکو در این قبال میشوند. یکی از آنها این است که دولت ترکیه ادعا میکند که مناقشه قره باغ کوهستانی در طی این مذاکرات در جایگاه مهمی قرار گرفته است. حتی ممکن است این مسئله در سازش نیز منعکس شود. شاید سازش دومی نیز وجود دارد که ما از آن بی خبر هستیم.

پیام گروه دوستی بین پارلمانی ترکیه آمریکا برای عادی سازی

روابط میان ترکیه - ارمنستان

 

بنا به گزارش خبرگزاری آنادولو ترکیه، روبرت وکسلر(Robert Veksler) رئیس گروه دوستی بین پارلمانی ترکیه - آمریکا نامه ای تحت عنوان «ازعادی سازی روابط میان ترکیه و ارمنستان حمایت کنید » به پارلمان ترکیه فرستاده است.

 

رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه طی سخنرانی خویش در مجمع عمومی سازمان ملل متحد بیان کرده است که تفاهمنامه ای که با میانجیگری سوئیس در 31 اوت میان ترکیه و ارمنستان امضا شده است در 10-11 اکتبر در پارلمان ترکیه مذاکره خواهد گردید.

در نامه مزبور حمایت باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا از تلاشهای عادی سازی روابط میان ترکیه و ارمنستان نیز خاطر نشان گردیده است. وکسلر اظهار امیدواری کرده است که پارلمان ترکیه بعد از مذاکرات شش هفته ای تفاهمنامه عادی سازی مناسبات میان آنکارا- ایروان را تصویب خواهد کرد.

وی افزوده است: امیدوار هستم که بعد از مذاکره تفاهمنامه مذبور در پارلمان مرزهای میان ترکیه و ارمنستان گشوده خواهد شد.

وزیر خارجه ترکیه:

ترکیه خواستار حل تمامی مناقشات خود

 

با کشورهای همسایه و از جمله ارمنستان است

 

به گزارش خبرگزاری آنادولوی ترکیه، احمد داوود اوغلو وزیر خارجه ترکیه در سخنان خود در مجمع عمومی سازمان ملل متحد گفت: ترکیه خواستار حل تمامی مناقشات خود با کشورهای همسایه و از جمله ارمنستان و ایجاد همکاریهای تنگاتنگ با این کشورها است.

وی افزود: خواستار بهبودی روابط خود با ارمنستان نیز هستیم. این خواسته ما موجب ثبات اوضاع قفقاز و حل مناقشات موجود میان ارمنستان و جمهوری آذربایجان خواهد شد.

به گفته وی، سیاستهای جهانی ترکیه موجب افزایش نفوذ این کشور شده است.

 

نماینده پارلمان ترکیه:

هدف اساسی از امضای قرارداد بین ارمنستان و ترکیه،

بازگشایی مرزهای این دو کشور است

خبرگزاری ترند نیوز - باکو :

 

به گزارش سایت Turkishforum ترکیه، "شکور الک داغ" نماینده پارلمانی ترکیه از حزب جمهوریت مردمی و سفیر سابق این کشور در آمریکا گفت: اقتصاد ارمنستان در حال سقوط است. مردم ارمنستان در حال ترک این کشور هستند. هدف اساسی از امضای پرتوکل بین ارمنستان و ترکیه، بازگشایی مرزهای این دو کشور بوده است.

ترکیه از سال 1993 (1372) با ارمنستان روابط سفارتخانه ای خود را قطع کرده بود و هم اکنون جهت بهبودی مناسبات دو کشور سعی میکند. ترکیه و ارمنستان در مذاکراتی که با میانجیگری سوئیس انجام شد، درباره آغاز "رایزنی های سیاسی داخلی" در رابطه با امضای "پروتکل برقراری روابط دیپلماتیک" و "پروتکل توسعه روابط دوجانبه" توافق کردند. به گزارش وزارت خارجه ترکیه، رایزنی های سیاسی بزودی پایان می یابند که پس از آن دو پروتکل امضا شده و برای تایید به پارلمان های دو کشور ارائه خواهند شد.

"شکور الک داغ" افزود: بسته بودن مرزهای ارمنستان با ترکیه موجب تضعیف 80 درصدی اقتصاد ارمنستان شده است. در این قبال ترکیه اهمیت زیادی برای ارمنستان دارد. آنکارا از این فرصتی که در دست دارد، بخوبی استفاده نمی کند.

امريكا خواهان واگذاری رسمی قره‌باغ كوهستاني

 به ارمنستان است

(روزنامه آزادی - باکو ـ 03/07/88)

 

ويليام برنز معاون وزارت خارجه امريكا گفته است كه گزينه امكان پذير براي حل مناقشه قره‌باغ مدتها است كه تهيه شده است. منظور از اين برنامه كدام است؟

وفا قلي‌زاده كارشناس سياسي و مشاور سیاسی حیدر علی اف در اين باره گفت : چنين برنامه‌يي از سال 1999(1378) آماده بوده است. اما موافقت باکو با اين طرح به معني چشم پوشي از قره‌باغ و لاچين است. در مقابل نيز ارامنه 7 بخش اشغالي را آزاد مي‌كنند. هيچ نيروي حافظ صلحي نيز مستقر نمي‌شود. از آن زمان اين پيشنهاد روي ميز مذاكره قرار دارد و براي تحقق آن تلاش مي‌شود.

اين كارشناس افزود: معاون وزير خارجه امريكا با آراز عظيم‌اف معاون وزارت خارجه دولت باکو با لحني تند صحبت كرده‌است. و صراحتا از واگذاری قره باغ به ارمنستان سخن گفته است . امريكا سياستي دو رو و دروغين را اعمال مي‌كند. از يك طرف مي‌گويد تماميت ارضي جمهوری آذربايجان(ایران شمالی ) را به رسميت مي‌شناسد، اما از طرف ديگر مي‌گويد راه حل مناقشه مدتها است بر روي ميز مذاكره قرار دارد و چرا آن را امضا نمي‌كنيد.

وی افزود : سرژ سركيسيان ( رییس جمهورارمنستان )آشكارا گفته است قره‌باغ كوهستاني هيچ گاه متعلق به باکو نخواهد بود. جنگ زدگان منطقه نيز فقط پس از آنكه وضعيت حقوقي مشخص شد يعني به قره‌باغ كوهستاني استقلال داده شد مي‌توانند به آنجا بازگردند. سركيسيان با اين سخنان خود تمامي مذاكرات را پوچ كرد. مذاكره با وي پس از اين اظهارات خنده آور است. دليل اينكه سركيسيان اينگونه مطمئن سخن مي‌گويد آن است كه به روسيه و امريكا متكي است. زيرا هم روسيه و هم امريكا از او حمايت مي‌كنند. در مساله قره‌باغ مواضع امريكا و روسيه مقداري بر هم منطبق هستند. زيرا امريكا از باکو میخواهد كه قره‌باغ كوهستاني و لاچين را به ارامنه بدهد. گويا روسيه نيز از اين پيشنهاد حمايت مي‌كند. اما در اصل آنها در ابقاي وضعيت نه جنگ و نه صلح ذينفع هستند. زيرا هيچ صلحي مورد نظر روسيه نيست. هر نوع صلحي كه برقرار شود نفوذ امريكا در منطقه را افزايش مي‌دهد و كشورهاي منطقه را بسوي ناتو خواهد كشاند.

به گفته قلي‌زاده انتقادات تند مقام امریکایی  از آراز عظيم اف در امريكا به مسايل حقوق بشر و دموكراسي مربوط نيست. اين انتقادات بطور محض با مساله قره‌باغ در رابطه است. زيرا عظيم اف در مساله دموكراسي و يا حقوق بشر پاسخگو نيست. او يك ديپلمات حرفه‌يي است كه به مسايل بين المللي و قره‌باغ مشغول است. لذا لحن تند سخنان معاون وزارت خارجه امريكا با عظيم اف، نشان دهنده كسب توافق بين روسيه و امريكا در مورد قره باغ است. امريكا امكان عضويت باکو در ناتو را فراهم نخواهد كرد و با منافع روسيه در كشورمان به ديده احترام برخورد خواهد نمود. سفر وزير دفاع باکو به روسيه در رابطه با همكاري نظامي نيز دال بر اين مدعا است. در عوض امريكا از روسيه اجازه گرفته است كه مناقشه قره‌باغ را طبق مدل پيشنهادي سال 1999 حل كند. به نظر مي‌رسد كه روسيه نيز با آن موافقت نموده است. زيرا مي‌داند اگر موافقت روسيه نباشد ، ممكن است حوادثي نظير حادثه پارلمان ارمنستان رخ دهد و اين نيز ممكن است صلحي كه امريكا خواهان آن است را نقض كند. لذا به نظر مي‌رسد اوباما در سفر خود به مسكو به توافقات پنهاني دست يافته است.

( قلي‌زاده درباره اینکه علی رغم مواضع دولت امریکا درباره قره باغ چرا دولت باکو همواره با این کشور در حمایت از اسراییل و تداوم اشغال افغانستان و عراق  و واگذاری امکانات نظامی با امریکا همکاری دارد توضیحی نداد)

 

تهاجم ايران به باکو !

 (روزنامه آزادی «آزادلیق» -باکو ـ 28/07/88)

خبرنگار روزنامه آزادی :

چند روز قبل در يكي از خيابانهاي باكو با سه دختر كه چادر كاملاً سياه به سر داشتند مواجه شدم. اين به معني تظاهر رژيم آخوندي عقب مانده ايران در باکو است كه در صدد اشاعه سياهي در جهان مي‌باشد. ايران بدين گونه به ما حمله مي‌كند. اكنون مساجد در دست عمال ايران هستند. هر زنی که با حجاب در خیابانها ظاهر میشود به معنای آن است که ایران در حال پیشروی به سوی نقطه پیروزی است !!!

 

ايستگاه رادار قبله نمي‌تواند براي باکو مشکل ايجاد  كند

(روزنامه  مساوات نو - 01/07/88)

ـ اعلام انصراف رسمي آمريكا از استقرار سامانه دفاع ضد موشكي در اروپاي شرقي مجددا باعث مطرح شدن ايستگاه رادار غبله در اراضي جمهوری آذربايجان( ایران شمالی ) شده است. برخي از كارشناسان در مورد احتمال توافق آمريكا و روسيه در مورد استفاده مشترك از ايستگاه رادار غبله اظهار نظر مي‌كنند. مساله اينجاست كه مقامات باکو با ارجحيت دادن به سياست توازن، در راستاي جلوگيري از بروز نارضايتي در ميان همسايگان نزديك خود باستثناي ارمنستان تلاش به خرج مي‌دهند. حتي در جريان حوادث سال گذشته گرجستان نيز باكو با در پيش گرفتن يك رفتار محتاطانه و براي اجتناب از بروز تنش در مناسبات خود با مسكو، مانورهايي انجام داد كه اين نيز مورد تمجيد قرار گرفت.

ـ اين بار، دبكا.فايل سايت خبري نزديك به سرويس جاسوسي اسراييل گزارش داده است كه متعاقب انصراف پنتاگون از استقرار سامانه‌هاي دفاع ضد موشكي در لهستان و جمهوري چك، اسراييل و يكي از كشورهاي منطقه قفقاز جنوبي در طرح جديد گنجانده شده‌اند و گفته مي شود اين كشور، جمهوری آذربايجان خواهد بود كه محل فعاليت ايستگاه رادار تحت‌الاجاره روسيه ( غبله) مي باشد.

سفیر انگلیس در باکو : 3000

انگلیسی در باکو هستند

 (روزنامه راه ما « بيزيم يول »ـ 28/06/88 )

كرولاين براون سفير انگلستان در باکو طي سخنراني در مركز تحقيقات استراتژيك نهاد رياست جمهوري باکو، در مورد مناسبات انگلستان و جمهوری آذربايجان مطالبي را بيان داشت. وي گفت كه انگلستان بيشترين سرمايه گذاري را در جمهوری آذربايجان داشته و اكنون بيش از 3 هزار انگليسي در این کشور كار و زندگي مي‌كنند.

سفير ضمن اشاره به اصول اصلي سياست خارجي كشورش ، از اين مقوله ثبات سياسي ، توسعه اقتصادي تغيير اوضاع اقليمي و موسسات مشترك ثمربخش بين دولتي را يادآوري كرد. وي در مورد اولويتهاي سال جاري نيز گفت ، مناقشه خاور ميانه ،‌ اوضاع افغانستان و پاكستان، مشكلات افريقا، مناسبات با روسيه و برنامه هسته‌يي ايران جزو اولويتها مي‌باشند.

سفير انگلیس افزود: ما با سياستهاي مسكو نسبت به قفقاز و ادعاي آن مبني بر داشتن منافع خاص نسبت به كشورهاي جامعه مشترك المنافع موافق نيستيم. وي افزود كه در مورد مسايل عراق و افغانستان اختلاف نظرات بسياري ميان مسكو و لندن وجود دارد.

در مورد ايران نيز سفير بيان داشت سال 2010 سالي سخت در رابطه با مساله برنامه هسته‌يي ايران خواهد بود. به گفته وي، سرنوشت منطقه كه آذربايجان نيز نزديك آن واقع شده است به ساختن و يا نساختن سلاح اتمي توسط تهران وابسته خواهد بود.

سفير در پاسخ به سوال ديگري در مورد امكان مشاركت ايران در طرح نابوكو بيان داشت، حضور ايران در اين طرح بيش از همه به خود تهران وابسته است. وي معتقد است در صورتي كه سلاح اتمي (!!)ساخته شود مشاركت ايران در نابوكو ممكن نخواهد بود.  سفير انگليس در مورد اوضاع مالي و بيمه در جمهوری آذربايجان گفت، اوضاع در اين زمينه در جمهوری آذربايجان بسيار عقب مانده است و بدون توسعه اين بخش توسعه بخش غير نفتي ممكن نخواهد بود.

وي در ادامه گفت : وضعيت آزادي بيان و رسانه‌يي در جمهوری آذربايجان مطلوب نيست. فعاليت مستقل رسانه ها و ايجاد شرايط مناسب براي ارايه افكار و انتقادات جزو مسايل ضروري است كه دولت بايد به آن توجه كند.

 توليد مشترك زره‌پوش  توسط باکو  - آنکارا و صهیونیسم

(روزنامه باكو خبر ـ 19/06/88)

 

به گزارش خبرگزاري خبرگزاري آپا ـ  اكنوميكس به نقل از سخنگوي دولت باکو،  كشورهاي جمهوری آذربايجان ، تركيه و اسراييل اقدام به توليد مشترك زره‌پوش خواند نمود. مذاكراتي كه در حال حاضر با دو شركت تركيه‌اي و يك شركت اسراييلي جريان دارد، نزديك به پايان است. در نظر است در آينده نزديك توافقنامه‌اي در باره نتايج مذاكرات به امضاء برسد و كار آغاز شود.

گرچه اعلام نشده است كه توليد مشترك با كدام شركتهاي تركيه‌اي انجام خواهد گرفت، پيش‌بيني مي‌شود كه در مرحله اول در چارچوب برنامه دولتي توسعه صنايع دفاعي با همكاري با صنايع دفاعي جنگ‌افزارهاي شني‌دار، پلهاي خودرو و جنگ‌افزارهاي باربري زرهي توليد شود. بخشي از اين كار كه بر اساس سفارش نيروهاي مسلح دولت باکوانجام خواهد گرفت، در كارخانه تعمير تانك وابسته به وزارت دفاع تحقق خواهد يافت. همزمان با آن طرحهاي ايجاد جنگ‌افزارهايي كه متخصصين داخلي بر روي آن كار مي‌كنند، نيز ادامه خواهد يافت و كارهاي آزمايشي انجام خواهد گرفت.

قابل ذكر است كه دولت باکو در حال حاضر بطور مشترك با شركت پاراماونت گروپ افريقاي جنوبي نفربر زرهي از نوع موتدور و مارائودر» توليد مي‌كند.  

 

كارمند اعزامي صنايع نظامي اسراييل به باكو ناپديد شد

 (روزنامه  مساوات نو ـ 18/06/88)

 

كارمند ارسالي صنايع نظامي اسراييل به باكو ناپديد شده است. احتمال داده مي‌شود آناتولي گيتلمان سرهنگ بازنشسته از سوي اعراب ربوده شده باشد. به گزارش منابع اسراييلي، وي كه داراي 59 سال مي‌باشد قبل از اين در طرحهای  شركت مزبور در قزاقستان فعاليت داشته است. ليكن پس از جنجال ايجاد شده بر اثر زنداني شدن بوريس شينكمان كارمند صنايع نظامي اسراييل در قزاقستان، گيتلمان به كشورش بازگشته است.

قرار بود گيتلمان ماه آينده از طرف شركت اسراييل ميليتاري ايندوستريال به باکو اعزام شود. گفته مي‌شود كه وي در 6 سپتامبر از منزل خارج و باز نگشته است. آخرين بار امواج تلفن همراه وي در روستايي نزديك غزه دريافت شده است. پليس اسراييل احتمال مي‌دهد كه گيتلمان توسط عربها ربوده شده باشد. اما هنوز هيچ گروهي در اين رابطه اظهار نظر نكرده است.

قابل ذكر است كه به هنگام سفر رييس جمهوري اسراييل به باکو در زمينه همكاريهاي نظامي ميان دو كشور اسنادي به امضا رسيد. طبق اين قراردادها، اسراييل در باکو هواپيماهاي نظامي بدون سرنشين و سلاحهاي دقيق توليد خواهد كرد. اين شركت همچنين تانك، موشك، توپ، تيربار و ادوات نظامي ديگر نيز توليد مي‌كند

زیر گرفتن تظاهرات کنندگان با خودروهای پلیس در باکو

خبرگزاری توران ـ 28/06/88

ـ پليس باکو به روي تظاهركنندگان ماشين راند. درمقابل سفارت اسراييل تجمع ضد صهیونیستی برگزار شد. دراين تجمع كه به مناسبت روز قدس برگزار مي‌شد شعارهايي همچون اسراييل از كشور ما گم شو، مصوبات سازمان ملل كاربرد ندارد و غيره سر داده شد. پلیس باکو با خودروها به سوی تظاهر کنندگان یورش برد و عده ای با خودرو زیر گرفته شده وزخمی شدند.

برگزاري تظاهرات ضد صهیونیستی  در شهرک نارداران باکو.

 

روزنامه پارالل ـ 28/06/88

 

 بنا به گزارش سايت لنت. آذ به مناسبت روز قدس در روز جمعه در شهرک مذهبی نارداران تظاهرات برگزار گرديده است. در اين تجمع شعارهاي مرگ بر اسراييل ، مرگ بر ارمنستان، آزادي قره‌باغ و قدس سر داده شده است.

گفتنی است تعدادی از اهالی نارداران در جریان حمله خونبار رژیم صهیونیستی در تظاهرات اعتراض آمیز علیه جنایات اسراییل زندانی شده اند .

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم مهر 1388ساعت 12:1  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

 

 

روايتي اشک آگین  از درگذشت سردار ملي ايران عباس ميرزا ،

 فرمانده ارتش ایران در جنگهای روس- ایران

مرگ سردار

  • ناصر نجمي

 فتحعلی شاه به نمازخانه رفته مشغول نماز شدند . حاجيه استاد، جدة جناب ايلخاني، كه اتاق نمازخانه و جانماز و قرآن و دعا در دست ايشان بود روايت كرده كه وقتي رفتم جانماز را برچينم، ديدم مهر نماز از گريه شاهنشاه مثل آن است كه در آب افتاده باشد

.

ساليان متمادي بود كه يك كسالت مزمن و ممتد كه دستگاه گوارش و كليه‏هاي عباس ميرزا را مورد حمله قرار داده بود، مزاجش را عليل و از حال اعتدال خارج ساخته بود.

طبيب معالج عباس ميرزا «مستركورمك» انگليسي كه در مداوا و معالجه وي كوشش مي‏كرد، به وي خاطرنشان ساخته بود كه بيماري او مهلك و كشنده نيست، به طوري كه معالجات وي در تسكين و درمان بيماري او مؤثر واقع شده بود.

عباس ميرزا پس از سركوبي ياغيان خراسان با وجود دردهاي مختلف به محاصره هرات اقدام كرده پس از شدت بيماري، محمد ميرزا و خسرو ميرزا را به ادامه محاصره آن شهر به جنگ دشمنان فتنه‏گر كه غالباً انگليسي‏ها از لحاظ موقعيت سوق الجيشي هرات كه بر سر راه هندوستان قرار داشت، آنها را با امدادهاي نظامي و جنگي ياري مي‏نمودند، واداشته، خود به مشهد بازگشت مي‏نمايد.

كسالت و بيماري عباس ميرزا روز به روز شدت مي‏يافت تا جايي كه در پاهاي وي ورم و آماس‏هاي زيادي ظاهر گرديد. در اين موقع خبر رسيد كه ميرزا بابا حكيم باشي طبيب ايراني او بدورد حيات گفته و مستر «كورمك» نيز در راه مشهد بدرود زندگي گفته است.

عباس ميرزا كه ديگر به مرگ و زندگي پرتلاطم خود يقين حاصل كرده بود، غالباً شب‏ها به هر زحمتي بود به آستان حضرت رضا (ع) مي‏شتافت و مدت‏ها در آنجا با خداوند راز و نياز مي‏كرد تا اينكه در شب نهم جمادي الآخر سال 1249 هجري قمري، پس از بازگشت از صحن مطهر، دچار استفراغ‏هاي خونين شديد گرديده و در رخوت و سستي فوق العاده‏اي كه در نتيجه بيرون رفتن خون از پيكرش بود، فرو مي‏رفت. در آن هنگام در جايگاه او جز علي اصغر خواجه كسي نبود و عباس ميرزا كه شاهباز مرگ را بر بالين خود در گردش مي‏ديد، فوراً خواجه را بر بالين خويش احضار كرده ابتدا وصيت نمود كه او را درصحن مطهر حضرت رضا (ع) به خاك بسپارند، آنگاه كلمه توحيد را بر زبان جاري ساخته، جان به جان آفرين تسليم كرد. عباس ميرزا در اين موقع فقط چهل و شش سال داشت.

فتحعلي شاه و مرگ شايسته‏ترين فرزندش عباس ميرزا

« به روايت شاهزاده عضدالدوله فرزند فتحعلي شاه»

پس از آن كه خبر وفات وليعهد جنت مكان از خراسان رسيد و شاهزاده علي خان ملقب به ظلّ السلطان مطلع شد، دو شبانه‏روز از خانه بيرون نيامد. وقت شام و نهار حضرت شهرياري جوياي حال او مي‏شد. مي‏گفتند تكسّر مزاج دارد. خبر ناخوشي وليعهد هم مدتي بود به عرض رسيده، حكيم كورمك به تعجيل براي معالجه روانة‌ ارض اقدس شده بود. روزي تمام اولياي دولت در ديوانخانه جمع شدند كه اين خبر وحشت اثر را به عرض برسانند. وقت عصري بود كه حضرت خاقان [فتحعلي شاه] به قاعدة معمول در اتاق سرارُسي رو به قبلة خلوت كريم‏خاني نشستند. عضدالدوله و كامران ميرزا كه خدمت پدر بزرگوارشان اكثر اوقات بايد حاضر باشند، در همان اتاق ايستاده بودند. چون علي‏الرّسم هر وقت خاقان مرحوم در خلوت كريم‏خاني تشريف داشتند، اگر كسي را از ديوان خانه به حضور مبارك مي‏خواستند، يكي از خلوتيان مي‏رفت و خبر مي‏كرد. آن كه احضار شده بود، وقتي وارد مي‏شد، كفش خود را همان درب اول مي‏كند و درجا تعظيم مي‏كرد تا به دراُرسي بيايد. بعد از ورود او، دربان در بزرگ را كه وارد خلوت مي‏شدند، فوراً مي‏بست تا وقتي كه براي مرخصي آن شخص در را باز مي‏كرد و ثانياً مي‏بست. شاهنشاه فرمودند: «اللهيار خان بيايد.» آصف الدوله به همان قاعده كه شرح داده شد تا در ارسي آمد. خاقان مرحوم فرمودند: «چاپار خراسان آمده است يا نه؟» عرض كرد: «ميرزا علينقي آمده است»، كه مقصود ميرزا علينقي، برادر ميرزاتقي ملقب به علما از دايي‏زادگان آصف‏الدوله است. خاقان مرحوم فرمودند: «پنج هزار تومن به حكيم كورمك انگليسي انعام دادم و او را با ميرزا علينقي پيش عباس ميرزا فرستادم. از حكيم چه خبر شد؟ احوال عباس ميرزا چطور است؟» عرض كرد: «حالت وليعهد خوب نبوده. از قضاي آسماني حكيم صاحب در منزل ميامي جهان فاني را وداع گفته.» شاهنشاه فرمايش كرد: «اللهيارخان! پس بگو عباس ميرزا مرده.» آصف الدوله به گريه افتاد. عرض كرد: «خداوند ساية‌ مبارك قبلة عالم را از سر اهل مملكت كم نفرمايد. جان همة ‌ما چاكران تصدق خاك پاي مبارك باشد. بحمدالله در هر ولايتي يك نايب السلطنه داريد. شاهزادگان عظام و بازماندگان آن مرحوم ان‏شاءالله در زير ساية‌ مبارك زنده باشند.»

 آصف الدوله بي‏اختيار گريه مي‏كرد و اشك از ريش او مي‏ريخت. ولي حضرت شهريار خم به ابرو نياورد. همين كه عرض آصف الدوله تمام شد، شاهنشاه فرمود: «الّلهيارخان! انصاف نكردي كه گفتي در هر ولايت يك عباس ميرزا داري. مي‏بايست عرض كني، بعد از هفتاد سال عمر با اين كثرت اولاد و چهل سال سلطنت، ديدي كه از دنيا بي‏اولاد و بلاعقب رفتي.» اما به هيچ قسم جزع و گريه نمي‏كردند و به رسم هميشه فرمايشات را بلند مي‏فرمودند. آصف الدوله دستش را به روي عصا گذاشته بود و اشك مي‏باريد. بعد فرمودند: «عبدالرحمن خان و ميرزا تقي آقا بيايند.» آنها هم به حضور مشرف شدند. فرمودند: «برويد بنشينيد. دو طغرا فرمان براي محمد ميرزا و ميرزا ابوالقاسم و دو طغرا براي فريدون ميرزا و محمد خان زنگنه بنويسيد. از بابت فوت مرحوم عباس ميرزا اختلال و اغتشاشي در امورات نشود. ساية مبارك پادشاه كم مباد. هر يك در كار حكومت و پيشكاري خود در نهايت اقتدار باشيد تا بعد تكليف شما در آذربايجان و خراسان مفصلاً معلوم شود.» و فرمايش كردند: «آغا سعيد خواجه برو و مهر مرا از پيش خازن الدوله بياور.» به ميرزا تقي فرمودند: «طول مده در تحرير و زود فرامين را با امين‏الدوله بياور و مهر كن.» چون فرامين و نوشتجاتي كه به مهر شاهنشاه مي‏رسيد و در حضور مبارك مهر مي‏شد ، در مجموعة‌ طلايي گذارده در ميان كيسة مرواريددوز مي‏گذاشتند و سر كيسه مهر مي‏شد و به اندرون برده، به خازن الدوله مي‏سپردند . آنها براي نوشتن فرامين رفتند. ميرزا حسين حكيم باشي به ملاعلي‏محمد نديم شاهنشاه گفته بود؛ قبلة عالم بردباري مي‏كند و مي‏ترسيم بغض گلويش را گرفته، خداي نخواسته فجأة (مرگ ناگهاني)‌ كند. حتماً برو به اتاق و بدون واهمه مطلبي عرض كن كه شاهنشاه به گريه بيفتد. گريه تسلي قلب را مي‏نمايد. ملاعلي‏محمدكاشي وارد شد و بدون واهمه عرض كرد: « اي پادشاه بزرگ پير! گويا اسفنديار روئين تني . در ماتم مرحوم محمدعلي‏ميرزا حق داشتي كه هيچ گريه نكردي، مثل نايب السلطنه داشتي. حال چرا آسوده نشسته‏اي.» و خودش شروع به گريه كرد.

يك سماور بسيار بزرگ در ميان طاق‏نماي خلوت كريم خاني بود كه هميشه آب گرم براي وضو و حاجت موجود باشد. شاهنشاه در نهايت آرامي فرمودند: «آخوند! گرية پدر براي پسر مذموم است. اما اگر يك مخبر صادقي حاضر بود و خبر مي‏داد كه اگر من درميان اين سماور بنشينم و اين آب به قدري بجوشد كه تمام بدنم تحليل برود و فناي صرف شوم، عباس ميرزا پسرم از داربقا به دار دنيا رجعت خواهد كرد، به سر مبارك شاه شهيد [آقامحمدخان قاجار] به اشد رضا تن به قضا در مي‏دادم . اين فراقي است كه ابداً اميد وصال در آن نيست و گواه قول من شعر حافظ شيرازي است:

فرصت شمار صحبت كز اين دو راه منزل

چون بگذريم ديگر نتوان به هم رسيدن

البته بسيار سخت خواهد بود. فردا مي‏گويم آخوند طالقاني بيايد شهادت حضرت عباس(ع) را بخواند. گريه بر آن بزرگوار، براي عباس ميرزا هم خوب است. كاري كه حاصل دنيا و آخرت در آن نيست،  آدم عاقل چرا مرتكب شود.»

گويا رسم بود كه خاقان مرحوم در مطالب عمده به سر مبارك  شاه شهيد قسم ياد مي‏فرمودند. اما ياد كردن اين قسم بسيار كم بود. بيشتر اوقات مي‏فرمودند: «به سر مبارك شاه» كه مقصود سر مبارك خودشان بود. در اتاقي كه صورت شاه شهيد بود، هر وقت وارد مي‏شدند، تعظيم مي‏كردند.

بالجمله، بعد از آن فرامين را آوردند و خواندند و به مهر مبارك رسيد. آصف الدوله را خواسته فرمود: « از شاهزادگان و طبقة‌ نوكر كسي حاضر است؟» عرض كرد: « براي عرض اين خبر دلسوز، امروز از اول ظهر تمام شاهزادگان و رؤساي قاجاريه و ساير طبقات نوكر و رؤساي آنها به ديوان خانه اجتماع كرده و هستند.» فرمودند: « از نيامدن علي خان شاهزاده در اين دو روز نزد من، همچو مي‏فهمم كه مرگ برادرش را فهميده است. به هيأت اجتماعي برويد خدمت او و بگوييد قبلة عالم مي‏فرمايد كه در عزاي محمد علي ميرزا من صاحب عزا بودم. زيرا كه برادري از مادر خود نداشت. در قضية عباس ميرزا تو صاحب عزا هستي. از علما و اعيان و شاهزادگان و بزرگان طبقة نوكر سه روز مرخص هستند، در ديوانخانة تو رسوم تعزيه‏داري را به عمل بياورند و قاجارية خودمان به همان طريق ايليت تعزيه‏داري كنند. تركمانها را هم خبر كنيد. آنها هم در عزاي ما عزادار هستند  و ايل ما محسوب مي‏شوند. آغا سعيد خواجه به تمام اهل حرمخانه اطلاع بدهد كه در اين سه روز مرخص هستند. به خانة علي خان شاهزاده بروند. مجلس تعزيه داري عباس ميرزا مردانه و زنانه در همان‏جا مي‏بايست منعقد شود. شاهزاده‏ها و شاهزاده خانمها در آن‏جا جمع باشند.»

 به فرمودة شاهنشاه عالم، اين مجلس عزا در خانة‌ ظلّ السطان فراهم آمد. مي‏گويند در آن مجلس اناثية خانوادة سلطنت زياده بر هزار زن از خادمان حرم و خانوادة‌ سلطنت و بزرگان اناثية سلسلة‌ قاجار سرها برهنه كرده بودند. بانگ ناله و آه به ماه مي‏رسيد. مجلس زنان كه به اين تفصيل باشد، مجلس مردانه معلوم است، چقدر گريبانها باز و كلاهها بر زمين افتاده بود.

اما حضرت خاقان، پس از اين فرمايشات و مرخص شدن حضرات و معلوم داشتن تكليف عزاداري، باز در نهايت بردباري، خواجه‏ها به رسم معمول دوازده شمعدان طلا را روشن كرده پيشاپيش كشيدند تا به حياط چشمه كه تا خلوت كريم‏خاني سه حياط بزرگ فاصله است، تشريف بردند. به نمازخانه رفته مشغول نماز شدند . حاجيه استاد، جدة جناب ايلخاني، كه اتاق نمازخانه و جانماز و قرآن و دعا در دست ايشان بود روايت كرده كه وقتي رفتم جانماز را برچينم، ديدم مهر نماز از گريه شاهنشاه مثل آن است كه در آب افتاده باشد.

اين سه شبانه روز، احدي از شاهزادگان به حضور نيامدند. از زنها و دختران و عروس‏ها، هيچ كس را احضار نفرمودند. آخوند طالقاني كه مردي فاضل و معلم دخترهاي شاهنشاه بود و هر وقت استخاره قرآن مجيد مي‏خواستند به او رجوع مي‏فرمودند، در اين روزها كتاب مي‏خواندند و ذكرمصيبت مي‏كرد و شب‏ها به جز والده شعاع السلطنه و حاجيه استاد جده ايلخاني و از دخترها «ضياء السلطنه» كه بعضي نوشتجات را محرمانه مي‏بايد بنويسد و با چاپار دوم فرستاده شود، كسي در حضور مبارك شاهنشاه نبود.

اما هيچ كدام آنها هم گريه شاهنشاه را نديدند، مگر آنكه جانماز صبح و ظهر و شام را مي‏انداخت و برمي‏چيد،  گفته است از شدت اشك ، مُهر كه سهل است تمام جانماز تر بود.

 

   

+ نوشته شده در  شنبه چهارم مهر 1388ساعت 12:44  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

 

 

 لزوم حمایت از زندانیان ایرانی در باکو

 

اغلب این زندانیها از اهالی آذربایجان ایران هستند . اخیرا تنی چند از اهالی مرزی استان اردبیل توسط پلیس مرزی دولت باکو کشته شده اند. دو تن از اهالی اردبیل نیز به اتهامهای ساختگی امنیتی و جاسوسی  سالهاست که در شرایط غیر انسانی زندان باکو بسر میبرند ...

 

 

یکی از وظایف بدیهی سفارتخانه ها حمایت از اتباع کشور است بخصوص در صورتی که به هر دلیل دچار مشکلات قضایی و دادگاه و زندان و ...شده باشند.

آیا سفارت جمهوری اسلامی ایران در مرکز ایران شمالی ( شهر باکو ) و نیز سرکنسولگری ایران در نخجوان نسبت به انجام این وظیفه بدیهی حساس میباشد و آیا واقعا سفارت ایران در باکو حمایت از اتباع کشور را به عنوان وظیفه ای مهم برای خود تلقی میکند ؟

طی سالهای گذشته اغلب آنچه اتفاق افتاده کم توجهی سفارتخانه  ایران در باکو نسبت به این وظیفه بدیهی است. و این  البته بسیار طبیعی به نظر میرسد ! وقتی  یک سفیر در گیر ودار تجارت و منفعت طلبی شخصی دچار محدودیت شود مسلما نمیتواند از منافع ملی کشورش دفاع کند ، چه رسد به حمایت از اتباعی که بر هر دلیل _ پرونده سازی  دستگاه پلیس باکو که مشهور به فساد و رشوه خواری است یا انجام جرم – گرفتار دستگاه فاسد قضایی یا دستگاه امنیتی دولت باکو شده اند .

اگر فعالیتهای برخی سفیران اسبق در باکو مانند الف ق  را در باکو ارزیابی کنیم  که  تجارت او در باکو رونق یافت ، با همکاری برخی چهره های مشهور باکو کارخانه "سمند " را در " شماخی " راه اندازی کرد و بعد از بازگشت به ایران محفل  موسوم به " انجمن دوستی ایران و آذربایجان " را به عنوان پوششی برای  فعالیتهای تجاری خود و دوستانش راه اندازی کرد ، میتوانیم به عمق فاجعه پی ببریم و دریابیم که سفیرانی چون سه سفیر سابق  چه کارنامه ای از خود در باکو بر جای گذاشته اند .

جالب اینجاست که طی روزهای اخیر محفل تجاری موسوم به انجمن دوستی ایران و آذربایجان ! در ارومیه نیز دفتر دایر کرد . البته این یک دفتر تجاری است اما چون تحت پوشش انجمن کذایی فعالیت خواهد کرد ، هم از ارتباطات سیاسی برای سود آوری بهره خواهد گرفت و هم هزینه های اضافی مانند مالیات و... نخواهد داشت !

الف س ( سفیر بعد از الف ق ) هم بعد از بازگشت از باکو فعالیتهای تجاری اش را از طریق استانبول دنبال میکرد ! سفیری که بعد از الف س وارد باکو شد قبلا در نخجوان سابقه کارهای تجاری داشت !

طبیعی است سفیرانی که در کشور محل ماموریت خود به کارهای تجاری ( چه شخصا و چه از طریق واسطه ها ) میپردازند ، نمیتوانند منافع کشور و اتباع کشور خود را تامین کنند . چرا که بسیار ممکن است بین منافع تجاری و شخصی با منافع ملی و منافع اتباع تعارض باشد و کسی که در لباس سفارت به تجارت میپردازد ، بدیهی است که اولویت را به منافع خود بدهد .

سرکنسول ایران در نخجوان ( آقای ط ) که حتی احتمال میدهد نماز خواندن کارکنان سرکنسولگری در مساجد نخجوان " ایجاد حساسیت !" نماید ُ چگونه میتواند از منافع ملی و حقوق اتباع ایرانی دفاع کند ؟

باکو یکی از شهرهایی است که از قدیم جزو ایران بوده و فرهنگ و هویت آن ریشه ایرانی دارد و به همین دلیل  نیز بعد از اشغال آن توسط روسیه ( انعقاد عهدنامه های سیاه و ننگین گلستان و ترکمانچای ) هرگز روابط اهالی ایران با این شهر تجاری و نفتی قطع نشد ، به گونه ای هم اکنون اغلب اهالی باکو را کسانی تشکیل میدهند که پدر و جدپدری آنها مهاجران ایرانی هستند. بعد از فروپاشی شوروی نیز روابط اهالی باکو و سایر شهرها با ایرانی ها گسترش یافته و هر سال هزاران ایرانی به باکو و دیگر شهرهای ایران شمالی سفر میکنند. که در این باره توجه به نکات خاصی ضرورت دارد. نکته اول فساد  نظام اداری و بخصوص سیستم پلیس دولت باکو است که جزو رشوه خوارترین پلیس دنیاست و حتی خود مقامات و مطبوعات باکو نیز به فساد و رشوه خواری گسترده در دستگاه پلیس و گمرک و سیتم قضایی اعتراف دارند. نکته دوم اینکه سفر هزاران ایرانی بخصوص اهالی شهرهای مرزی از استانهای اردبیل و آذربایجانشرقی و غربی به باکو ، فرصت مغتنمی برای کسب درآمدهای غیرقانونی برای پلیس  دولت باکو است  و اخذ رشوه به شیوه های مختلف صورت میگیرد : باجگیری علنی در مرز ، اخذ رشوه از مسافر ایرانی به بهانه ایراد در گذرنامه ، بررسی  اسکناسهای همراه مسافر و گفتن اینکه اسکناسها به دلیل احتمال جعل نیاز به بررسی دارد . نهادن تریاک و هرویین در جیب یا کیف یا اتومبیل مسافر ، آزار مسافر با اتهامهای امنیتی و جاسوسی و....

تاکنون صدها ایرانی که اغلب آنها از آذربایجانی های ایران هستند  با اتهامهای فوق الذکر توسط پلیس فاسد دولت باکو دستگیر شده و مورد اخاذی قرار گرفته و در صورت عدم تمکین به خواستهای پلیس  روانه زندان شده اند .رفتار سیاه پلیس دولت باکو با آذربایجانی های ایران حاکی از ان است که در این باره دستوری ویژه از سوی مقامات بالا دارند . چنانکه  طی ماههای اخیر نیز چند تن از اهالی مرزی استان اردبیل  آماج گلوله های پلیس مرزی دولت باکو قرار گرفته و جان باختند.

امروز دهها ایرانی که اغلب آنها آذربایجانی هستند در سیاهچالهای رژیم باکو با اتهامهای ساختگی و یا جرمهای سبک  در شرایط غیرانسانی و غیربهداشتی زندانی هستند .کسانی با وضعیت زندانهای رژیم باکو آشنایی دارند میدانند که در این زندانها حتی از دادن غذا در حد یک چهارم غذای معمولی به زندانی خودداری میشود و زندانیان اغلب به بیماریهای مختلف ناشی از سوء تغذیه و گرسنگی دچار شده و در مدت کوتاهی جان خود را ازدست میدهند.

متاسفان از سوی دیگر شاهد آن هستیم که سفارت  ایران در باکو نسبت به سرنوشت این زندانیان و حمایت کافی از اتباع ایرانی بخصوص کسانی که با اتهامهای ساختگی مانند جاسوسی زندانی هستند اهمیت خاصی قایل نیست . در حالی که حتی اگر فردی از کشوری برای جاسوسی به کشوری دیگر برود ، وظیفه سفارتخانه این است که بدون توجه به نوع اتهام و جرم از تبعه کشور خود حمایت کند .که البته این حمایتها نیز در حقوق و روابط بین الملل شناخته شده است. البته  کشورهایی که به اتباع و منافع ملی و حیثیت تاریخی و ملی خود اهمیت میدهند در حمایت حقوقی و سیاسی از اتباع خود فعال تر و جدی تر هستند. اخیرا وزیر امورخارجه امریکا علیرغم خصومت موجود میان امریکا و کره شمالی به کره سفر کرد و توانست دو تبعه امریکایی را که به اتهام جاسوسی در کره زندانی بودند آزاد کند . یا اخیرا یک تبعه فرانسه به اتهامهای امنیتی در ایران دستگیر شد و در دادگاه نیز به شرکت در اقدامات بعد از انتخابات  وتهیه عکس و فیلم و... اعتراف کرد. دولت فرانسه در بالاترین سطح به حمایت از تبعه خود پرداخت و حتی شایع شد که فرانسه از بشار اسد رییس جمهور سوریه برای ازادی تبعه خود استمداد کرده است.

محمدجواد شهریاری  شهروند ایرانی در باکو طی پیامی به "حرکت آزادیبخش ایران شمالی " نوشته است :

 

سفر آقای اسد به ایران پس از آن صورت  گرفت  که دولت فرانسه از او به خاطر تلاش برای آزادی یک شهروند فرانسوی و یک کارمند سفارت فرانسه به قید وثیقه تشکر کرد. این دو نفر به اتهام دخالت در تظاهرات و ناآرامی های پس از انتخابات بازداشت و تحت محاکمه قرار گرفته بودند.

اما از سوی دیگر دو تبعه بيگناه  ایرانی متهم به جرم مشابه را كه 8 سال و 2 سال قبل در باکو بازداشت و هركدام به تحمل 11 سال زندان شده اند  بدون هیچ حمایتی  از سوی سفارت و وزارت خارجه در زندانهای باکو گرفتار شده اند و كوچكترين حمايتي از آنان به عمل نمی آید  بي تفاوتي سفارت ايران در باكو نسبت به اتباع دولت خود بجائي رسيده كه حتي در دادگاههاي نمايشي دولت باکو  نيز شركت نمي كند به زندانيان بي گناه تحت ظلم كشورمان سركشي نمي نمايد و بدنبال آن است كه قانون قرارداد انتقال محكومين منعقده بين دو كشور را معوق نمايد چرا كه استدلال مي كند كه بله اين قانون بنوعي جرم پروري است و جمعيت كيفري را در ايران افزايش مي دهد. پيشنهاد من اينست دفاع از شهروندان خود را از دشمنان غربي خود كه آنان را قبول نداريم بياموزيم .

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت 13:30  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

 


 

                     "فصلهای تاریکی "( جنگهای روس با ایران در شعر فارسی) تازه ترین کتابی است که درباره جنگهای معروف روس – ایران در اوایل قرن 19 میلادی که منجر به اشغال سرزمینهای قفقازی ایران توسط روسیه شد  منتشر گردیده است . نویسنده این کتاب محمد طاهری خسروشاهی  نویسنده و روزنامه نگار تبریزی است که سالها به تحقیق و تفحص درباره  موضوع پرداخته است . این کتاب در حقیقت نشان دهنده آن است که سرزمین قفقازی ایران برای نسل جدید ملت ایران موضوعی  زنده است و همچنان قلب ملت ایران بخصوص روشنفکران و نویسندگان آذربایجانی به یاد ولایتهای کهن ایران مانند شروان و باکو و نخجوان  و گنجه میتپد و این ولایتهای کهن  در ذهن و ضمیر ملت همچنان ایرانی است .  این کتاب ارزشمند را میتوان یکی از دستاوردهای  نهضت فرهنگی سالهای اخیر دانست که توسط نویسندگان و روزنامه نگاران آذری در ایران رهبری میشود و هدف آن پیوند دوباره " ایران شمالی " ( جمهوری آذربایجان ) با مام میهن یعنی ایران است.

کتاب ارزشمند "  فصلهای تاریکی "  حدود 250 صفحه میباشد که توسط انتشارات تمدن ایرانی  در سال 1388 منتشر شده است.

یکی از مقالات کوتاه کتاب را تقدیم علاقمندان میکنیم :

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ-- 

قاف هرگز لانة غازان نشد

آشيان هرزه پروازان نشد

 بازتابجنگ‌هاي روس با ايران

 

در شعر مجمر اصفهاني (1225 ـ 1190)

 

  • محمدطاهري خسروشاهي

 

مجمر اصفهاني و جنگ‌هاي روس با ايران

مجمر اصفهاني از سرايندگان معروف عصر قاجار و مجتهدالشعراء دربار فتحعلي شاه بود. «اولين برخورد او با شاه قاجار در يكي از جبهه‌هاي جنگ در ناحيه ايروان صورت گرفته. حضور او در دربار شاه با وقوع دوره اول جنگ‌هاي روس با ايران همزمان بوده و تا 1225 كه سال وفاتش مي‌باشد، معاصر اين كشمكش‌هاي پردامنه بوده است.» (بهبودي، 1373 : 51)

استاد محيط طباطبايي در مقدمه ديوان مجمر اصفهاني، نخستين برخورد شاعر با فتحعلي شاه و ورود او به جريان جنگ‌هاي روس با ايران را در سال 1219 و در كنار رودخانه ارس مي‌داند. « [مجمر] در اوايل سال 1219 به تهران رسيده، شاه در اين موقع براي جلوگيري از تجاوز سپاه روس به چمن سلطانيه و از آنجا به آذربايجان عزيمت كرده بود و در پايتخت حضور نداشت. مجمر در مصاحبت نشاط [اصفهاني] كه قصد الحاق به اردوي شاهي را داشت، تا كنار ارس رفت و چون از مسافرت خود در ملك بردعه داستاني دارد، معلوم مي‌شود به همراه اردوي شاهي از قراباغ تا ايروان رفته و شاهد ورود فتحعلي‌شاه به ايروان و عقب‌نشيني روس‌ها بوده است. وقتي شاه از ايروان به تهران بازگشت، مجمر نيز با اردوي شاهي به تهران آمد و اين سفري كه در ديده او مظهري از فتح و نصرت شاه بر روسيه وانمود شده بود، او را به سرودن تركيب‌بند و قصيده غرائي در وصف مراجعت شاه وادار كرد.» (مجمر، 1345 : مقدمه)

سفر مجمر اصفهاني از زاد و بوم خود به پايتخت، همزمان با دوران پرآشوب ايران و بحبوحه جنگ‌هاي روس با كشور ما بود. البته «پيش از رسيدن مجمر به تهران، فتحعلي‌شاه ... از نظر داخلي فراغت جالي يافته بود و اين امر در روحيه مردمي كه قريب يكصد سال با هرج و مرج و جنگ و ستيز و غارت و چپاول متناوباً انس خاطر پيدا كرده بودند، اثري فوق‌العاده بخشيد؛ ولي تجاوز روس‌ها به قفقاز اين آسايش خيال موقتي را تازه برهم زده بود كه مجمر به تهران آمد.» (همان)

از مطالعه ديوان مجمر اصفهاني چنين برمي‌آيد كه وي بيشتر با هدف تحريض سپاهيان به جنگ با دشمن و آن هم در قالب مدح پادشاه ـ به عنوان فرمانده اصلي جنگ‌ها ـ اقدام به سرودن شعر كرده است.

مجمر اصفهاني حدود سه سال پيش از انعقاد عهدنامه گلستان درگذشت، بنابر اين روزهاي سخت نبرد و اشغال بخش‌هايي از سرزمين ايران توسط روس‌ها را نديد. چه بسا چنانچه اوضاع بد سياسي آن روزگار پرآشوب را بيشتر و بهتر مي‌ديد، بر حجم گفتار خود درباره اين جنگ‌ها مي‌افزود و لحن بيان خويش و روزنه نگاهش را نيز تغيير مي‌داد.

« پيش از آن كه ورق برگردد و فتحعلي‌شاه تيغ عالم‌سوز را در نيام فرو برد و نخستين عهدنامه شوم در محل گلستان بسته شود، شيرازه دفتر عمر مجمر از هم گسيخته و رخت از سراي عاريت بيرون برده بود». (همان)

دكتر محمدرضا شفيعي كدكني در بررسي ويژگي‌هاي شعر عصر قاجار مي‌نويسد: «مسايل اصلي كه در شعر اين دوره مطرح مي‌شود و تقريباً در سراسر شعر اين دوره ديده مي‌شود، عبارت است از مقدار زيادي مدح و ستايش پادشاهي، خاني يا اميري. اگر تم‌ها و درون‌مايه‌هاي حاكم بر شعر اين دوره را بررسي كنيم، يك مقدار مدايح تكراري درباري است كه حتي از لحاظ «معيار ارزش‌ها» هم تحولي در آن ديده نمي‌شود.» (شفيعي، 1380 : 21)

«اشعاري كه از مجمر پيرامون جنگ‌هاي روس با ايران باقي مانده، بيشتر در «مدايح رفتن خاقان گيتي‌ستان به جنگ روس و كيفيت احوال ايشان و مراجعت موكب همايوني به دارالخلافه تهران در ورود سپاه نصرت‌پناه خاقان سپهر بارگاه از رزم روس به دارالخلافه باهره و ترتيب بزم عيش و نشاط و در مراجعت موكب فيروزي كوكب از جنگ روس به دارالخلافه ... مي‌باشد.» (بهبودي ، 1373 : 51)

با اين همه آنچه مهم است اينكه الحاق شعرهاي مجمر با زباني فاخر و بياني بلند و بليغ سروده شده است و اشعار او دربارة جنگ روس ـ ايران از شعرهاي بسياري از شاعران قوي‌تر است.

حيات مجمر اصفهاني

سيدحسين طباطبايي متخلص به مجمر اصفهاني به سال 1190 هجري قمري در روستاي كويري زواره بر سر راه كاشان و يزد متولد شد. وي كه از سادات طباطبايي زواره بود، مقدمات علوم را نزد پدر آموخت و از رهگذر آشنايي با ميرزا عبدالوهاب معتمدالدوله نشاط اصفهاني به دربار خاقان قاجار راه يافت و از شاعران بزرگ انجمن ادبي نشاط گرديد.

مجمر اگر چه ورود خود به صحنه ادبي ايران را مديون نشاط اصفهاني است، اما گويا براساس آنچه صاحب حديقه‌الشعرا مي‌گويد « پس از آن كه به ميانجيگري نشاط در تهران به دربار شاهي راه يافت و شهرت و عزتي به دست آورد، نسبت به نشاط راه بي‌اعتنايي بلكه حسد و بدخواهي در پيش گرفت و در نتيجه به تير دعاي بد نشاط خورد و جوان مرگ شد.» (ديوان بيگي، 1346 : 285)

مجمر اصفهاني در نزد فتحعلي شاه قاجار ارج و قربي داشت و شاه هراز گاه براي آزمايش قدرت طبع شاعر، او را امتحان مي‌كرد و قصايدي از شعراي عهد سلجوقي را طرح مي‌نمود تا مجمر به اقتفاي آن اشعار برود.

مرگ مجمر به سال 1225 قمري در 35 سالگي او اتفاق افتاده است. (1)

جنگ‌هاي روس با ايران در شعر مجمر اصفهاني

پيش از اين بيان شد عمده اشعاري كه از مجمر اصفهاني در رابطه با جنگ‌هاي روس با ايران باقي مانده، در مدح رفتن پادشاه و سپاهيان ايران به ميدان نبرد و يا توصيف بازگشت لشكريان پيروز از مقابل لشكر تجاوزگر روسيه مي‌باشد.

مجمر اصفهاني دوران طلايي جنگ‌هاي روس با ايران و به اصطلاح نيمكره روشن اين نبردها را ديد؛ دوراني كه همراه با پيروزي ايرانيان بود. او سه سال پيش از عهدنامه گلستان درگذشت و اشغال سرزمين‌هاي ايراني را نديد. بنابر اين تلقي شعري و تاريخي مجمر اصفهاني از اين نبردها با كساني چون قائم‌مقام فراهاني كه به طور مستقيم در ارتباط با جنگ‌هاي روس بود، متفاوت خواهد بود.

يكي از قصايد معروف و مهم مجمر اصفهاني كه در موضوع نبردهاي روس با ايران سروده شد، قصيده نسبتاً بلندي است كه مجمر در آن به توصيف صحنه‌هاي جالبي از اين جنگ‌ها مي‌پردازد كه در ميان شاعران همعصر او، كمتر به چشم مي‌خورد.

در برخي از ابيات اين قصيده كه در «مدايح رفتن خاقان گيتي‌ستان به جنگ روس و كيفيت احوال ايشان و مراجعت موكب همايون به دارالخلافه تهران و خطاب به اسرا» سروده شده، از زبان اسيراني از روس كه به دست سپاه ايران افتاده‌اند، به گلايه از روزگار و سرنوشت مي‌پردازد. در عين حال واقعياتي از اوضاع ايران در زمان جنگ به ويژه خيانت برخي سران كشور را بيان مي‌كند.

استاد محيط طباطبايي درباره اين قصيده مي‌نويسد: «‌منظره اُسرايي را كه در جنگ روس به دست افتاده و به تهران انتقال داده بودند، طوري زنده و مؤثر بيان مي‌كند كه در ضمن، حالت اضطراب و وحشت عموم را پيش از بازگشت شاه از ايروان و داستان خيانت برخي از سرداران را در سازش با روس‌ها و رفع اين نگراني‌ها را به بهترين صورتي گوشزد مي‌سازد. منظره وحشت‌زدگي و پريشاني و مجروحي اسيران را در اين ابيات، مانند يك صفحه تذهيب شده‌اي با قلم نازك رسم مي‌كند.» (مجمر ، 1345 : مقدمه)

توصيف حالات اسيران روس در ايران و خيانت برخي رجال:

 

يارب اين قوم كدامند گرفتار چنين

نه تو را رحم بر آن و نه مرا رحم بر اين

كوچه در كوچه همي تا گذري زار و نزار

خانه در خانه همي تا نگري خوار و حزين

همه در خلقت از آن‌سان كه مگر از شيطان

همه در طينت از آن‌سان كه مگر از سجين

از بر و بام همي باب كشان را دشنام

از بر و بوم همي مام كُشان را نفرين

سينه آن يك و بس نوك هزاران خنجر

ديده اين يك و بس نيش هزاران زوبين

ز سناني تن آن خسته كه مي‌دادش تاب

به كمندي سر اين بسته كه ميجستش چين

گر سوالي كند اين، گويد آه از گه رزم

گر جوابي دهد آن، گويد داد از دم كين

تيغي ار بنگرد آن وحشت كاينك ثعبان

رمحي‌ ار بنگرد آن دهشت كاينك تنين

دستگيري نه بغير از سر فتراكش آن

پاي‌مردي نه به غير از سر زنجيرش اين

همش اين مويه كه آخر نه من از نسل نيال

همش آن ناله كه آخر نه من از تخم تكين

پره لشكر من بودي چندان كه گمان

عرصه كشور من بودي چندان كه يقين

گُرز من بود كه بشكست در كالنجر

تيغ من بود كه بگشود در قسطنطين

تنم اكنون نگر از گرز همي در بستر

سرم ايدون نگر از تيغ همي بر بالين

جان من بردگي جيش ملك راست زمان

تنِ من بندگي حضرت شه راست رهين

بند حاجت نبود بازوي آنرا كه چنان

طوق لازم نبود گردن آنرا كه چنين

گرچه مستوجب ظلميم وليكن مظلوم

گرچه شايسته جوريم وليكن مسكين

گر گناهي است از آن عفو ملك صدچندان

گر خطائيست ازين لطف ملك صد چندين

گرنه ما از پي ايمان نه شما صاحب شرع

گرنه ما از پي آئين نه شما را پي‌دين

تا كي از قتل يكي ساعد قومي افگار

تا كي از خون يكي ناخن قومي رنگين

چند بي‌خانه به هر دشت زما خانه خداي

چند بي‌پرده به هر شهر زما پرده‌نشين

گرد ما پره و آگه نه كه در پره جنگ

دور ما حلقه و واقف نه كه در حلقه كين

شاه بشكست به يك صدمه دو صد جيش گران

شاه بگشود به يك حمله دو صد حصن و حصين

روس همخانه باد  است در آن هر چه مكان

روم همسايه خاك است در آن هر چه مكين

به هوا مرغي اگر پره افروخته بال

به زمين وحشي اگر جنبد آزرده سرين

هين كه آمد همه جا دولت و بختش به يسار

هان كه آمد همه جا نصرت و فتحش به يمين

باز شد جاي سنان ناي قلم نايبه‌خوار

باز شد جاي زره چشم نگين حادثه‌بين

آن يكي ساخت كمان از خم ابروي سياه

اين يكي كرد كمند از سر زلف مشكين

آنكه رفتي به بر خصم، بر يارش جوي

آنكه بودي ز پي جنگ، پي صلحش بين

شاه را دشنه هندي، نگه نرگس آن

شاه را جوشن چيني، شكن سنبل اين

جم نگين فتحعلي شاه كه با بندگيش

چه عجب ملك جم آرند اگر زير نگين

آنكه چون رزمش هرچ آن اثر رستاخيز

آنكه چون بزمش هرچ آن صفت علييين

هر كجا گوئي از لشكريانش كه چنان

هر كجا گويي از پرد گيانش كه چنين

تا ابد خاك در آن بوم شود خون‌‌آشام

تا ابد باد در آن مرز شود مشك‌آگين

دشمن از شاهد ملكش نبرد بهره كه نيست

كام فرهاد به جز تلخي كام از شيرين

قصد شاهي زپس بندگيش كي باشد

ساكن باغ جنان را سخن از فروردين

قدر او را چه ز بدگوئي حاسد، چه شود

در بن طاس فلك، گر مگسي راست طنين

كفر و ايمان خورد از تيغش يك آب عجب

به لبي سم نقيع و به لبي ماءمعين

نيك‌بختي نه به سعي است، بگو خصمش را

ديو از كوشش مشاطه نشد حورالعين ...

(ديوان مجمر ـ ص 150)

يكي ديگر از قصايد مجمر اصفهاني در رابطه با جنگ‌هاي روس با ايران شعري است كه شاعر آن را «در مراجعت موكب فيروزي كوكب از جنگ روس» سروده است. مجمر در اين قصيده كه در آن به آثار پيشينيان به ويژه قصايد پرشكوه بزرگان ادب فارسي نظر داشته، به توصيف ميدان رزم بخصوص خيمه‌گاه سپاه ايران و سربازان دلير عباس‌ميرزا در مقابل لشكريان روس منحوس پرداخته است.

صداي گوش آشناي برخي از حروف و اوج‌آرايي الفباي اين قصيده‌، يادآور چكاچك ضربه‌هاي تيغ و سنان و شمشير در ميدان نبرد است؛ نبردي كه در يك سوي «پلنگان سلحدار» و در سمت ديگران «نهنگان زره‌پوش» قرار گرفته‌اند. گويا در پي ورود سپاه پيروز، بلافاصله مجلس مهيا مي‌شود و سلطان بر اورنگ شاهي تكيه مي‌زند.

مرحوم محيط طباطبايي بدون اين كه از شعر خاصي ياد كرده باشد، در مقدمه ديوان مجمر از قصيده‌اي سخن مي‌گويد كه شاعر آن را در توصيف لشكريان ايران و ميدان رزم سروده و در پي آن به دريافت لقب مجتهدالشعرايي از فتحعلي‌شاه موفق شده است. از آنجا كه اين قصيده يكي از آثار نادر مجمر  است كه اغلب ابيات آن در توصيف مقاومت سربازان و صحنه‌هاي نبرد و شجاعت شاه ايران در جنگ سروده شده، لذا احتمال مي‌رود منظور استاد محيط طباطبايي از آن قصيده، شعر زير باشد.

بازگشت سربازان ايران از جنگ روس به تهران:

 

خاست گردي كه منور شد از آن چشم جهان

مگر از كوكب سلطان جهان داد نشان

گردي انداخته بر سطح زمين سايه امن

گردي افراخته بر فرق جهان چتر امان

به هوا بيخته از زلف عروسان چمن

به فلك خاسته از دامن حوران جنان

گيسوي شاهد اقبال از آن نافه‌گشاي

طره لعبت اجلال از آن مشك افشان

بر در خرگه حشمت همه جا بوده مقيم

از پي‌لشكر شوكت همه ره بوده روان ...

بوده چون ابري و تابنده از آن تير و سنان

چرخ كس ديده كه از دشنه و تيغش اختر

ابر كس ديده كه از تير و سنانش باران

با نهنگان كه يكي بحر گداز از خنجر

زان پلنگان كه يكي كوه گداز از پيكان

خيز و بشنو كه زيك حمله‌شان آمده چون

خيز و بشنو كه به يك صدمه‌شان مانده چسان

روس و روسي همه اين خسته و آن بي‌بنياد

روم و رومي همه اين بسته و آن بي‌بنيان

جيش بشكسته و باز آمده نصرت به ركاب

ملك بگشوده و باز آمده دولت به عنان

كينه در سينه آن يك چو به خارا آتش

فتنه در ديده اين يك چو به دريا طوفان

همه از رزم به بزم آمده، خوش بزم چنين

همه از جنگ به صلح آمده خوش‌جنگ چنان

مطربا، چنگ پس از كوس بياور به كنار

ساقيا، جام پس از تيغ درافكن به ميان

چشم گردون چو همي تار شد از گرد سوار

روي هامون چو همي سرخ شد از خون يلان

گوش كن ناله تار ار چه به روز جمعه

نوش كن باده سرخ، ار چه به ماه رمضان

ساخت بايد ز پس از ساز دعا، ساز نوا

خواست بايد ز پس از ساز خسان، خون رزان

خاصه سلطان چو شد از كوهه زين بر اورنگ

خاصه خسرو چو شد از عرصه كين در ايوان ...

سوي ميدان همه بي‌باره بتازد خسرو

خون دشمن همه بي‌دشنه بريزد سلطان

گه بود اشهب تازي و گهي ادهم كلك

گه بود خنجر هندي و گهي تيغ لسان

روز بار است و جهان راست عتاب از سرهنگ

روز بار است و فلك راست قفا از دربان

تا قضا را كه دگر سنگ زند بر تارك

تا قدر را كه دگر مشت زند بر دندان

پيشگاه است كه تا در سپرد پاي خيال

آستان است كه تا درنگرد چشم گمان

زادگان شه و از طاعت آن جان‌پرور

بندگان شه و در خدمت اين جان‌افشان

ماحي كفر ابوالسيف، شه ملك آرا

حامي شرع ابوالنصر، شه ملك‌ستان

رزم جو فتحعلي شه كه چو تازد پي رزم

زندش فتح همي بوسه به نعل يكران

آنكه با لشكر او فتح و پياپي ميثاق

آنكه با كشور او امن و دمادم پيمان

از زمين تا به زمين گنج و ازو يك تدبير

بحر تا بحر همه شورش و زو يك فرمان

بر لب حاسدش از آنچه به عالم افسوس

در دل دشمنش از آنچه به گيتي افغان

عفو او بين و خطا، كو ز ازل تا به ابد

حفظ او بين و بلا كو زكران تا به كران

درخم خام تو يا در خم گردون كه بود

هر كجا خصم تو بيچاره به كام ثعبان

از سر انگشت قضا خون بچكد گر بكند

بسوي خنجر خونريزت اشارت به بنان

به طرب خوش نشد آن دل كه تو جستيش نژند

به دوا به نشود درد كه مرگش درمان

آه خصم تو اگر سرد كند طبع حمل

تف قهر تو كند گرم مزاج سرطان

نفس آنگونه كه در ديده تو گفتي پيكان

ملك ري بي‌تو چو ما بود كه گفتي دارد

دل مجروح و تن خسته و جان نالان

بي‌بهار كرمت در تن بي‌برگي چند

جان ز‌بي‌رونقي آن شاخ كه در فصل خزان

زرد شد كشت امل، تخم مرادي بفكن

خشك شد نخل طرب، بيخ نشاطي بنشان

حال اين جمع پريشان به تو نتوانم گفت

آه كين قصه جان‌سوز نگنجد به بيان

تنگ شد جا به مقيمان سپهر از لب ما

پس بهر زاويه‌اش پيك دعا جست مكان

تا يكي كشته ز تيغ است و يكي كشته ز عشق

تا يكي زنده به يار است و يكي زنده به جان

باد تا كشته قهر تو نه آن كشته نه اين

باد تا زنده لطف تو نه اين زنده نه آن

(ديوان مجمر ـ ص 144)

مجمر اصفهاني كه قالب قصيده را براي پرداختن به مسئله جنگ‌هاي روس و توصيف عزيمت ايرانيان به جنگ و بازگشت سپاه ايران از نبردها، برگزيده، در يكي از اشعار ترجيع‌بند خود به اين جريان اشاره كرده، به توصيف بازگشت پيروزمندانه سربازان ايران از نبرد با روسيه تزاري پرداخته است.

در بازگشت شاه از جنگ با روسيه تزاري:

 

شه آمد و تكيه زد بر اورنگ

از رزم به بزم كرده آهنگ

هم ساغر دولتش به كف پر

هم شاهد نصرتش به بر تنگ

هم جان به هواي لعبتي شوخ

هم دل به خيال شاهدي شنگ

در ساغر بخت حاسدش خون

بر شيشه عمر دشمنش سنگ

جان‌ها به رهش هزار وادي

دل‌ها ز پي‌اش هزار فرسنگ

از رزم رسيده با مي‌اش صلح

در بزم نشسته با غمش جنگ

ساقي به هزار گونه آئين

مطرب به هزار گونه آهنگ

با ماه بگو به كف نهد جام

 با زهره بگو به بر نهد چنگ

كاين بزم شهنشه جهانست

عشرتگه خسرو زمان است

شاها پس از اينكه روزگاري

جز پيكارت نبود كاري

در كار طرب بكوش اكنون

كآسوده به فكر كارزاري

مست مي نصرتي، مبادت

زين باده جان‌فزا خماري

بردي چو قرار دشمن، اكنون

با پير مغان بده قراري

خصمت همه صيد شد، بيفكن

در صيدگه طرب شكاري

بگذار زكف كمند و برگير

در كف سر زلف تابداري

بگشاي زه از كمان و بربند

دل در خم ابروي نگاري

سيمين زره اندر آر و زن‌دست

در حلقه زلف مشگباري

بربند ميان به عيش و آنگاه

اين نغمه شنو ز هر نگاري

كاين بزم شهنشه جهان است

عشرتگه خسرو زمان است

(ديوان مجمر ـ ص 249)

يادداشت‌ها ـــــــــــــــــــــــــ

1.

طلعت اصفهاني، در ماده تاريخ فوت مجمر اصفهاني گفته است:

تاريخ رحلتش را از عقل خواست طلعت

گفتا بگو: جوان رفت سيد حسين مجمر = 1225

قطره اصفهاني نيز در همين موضوع سروده است:

دل را بريد از جان و آنگاه قطره گفتا

« سوي جنان روان شد سيدحسين مجمر» = 1225

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 12:58  توسط رسول اردبیلی و دوستان  | 

 


 

تسلیت

با نهایت تاثر و اندوه و با چشمی اشکبار و دلی داغدار  با خبر شدیم که فرزند دانشمند و فرهیخته ایران شمالی . رهبر فرهنگی و ریش سفید ملت مظلوم تالش   پس از سالها زندانی شدن در سیاهچالهای  رژیم شوونیستی - صهیونیستی باکو  به دست دژخیمان سلسله ننگین علی اف ها به شهادت رسید ه است . شهادت پروفسور نوروزعلی محمداف برگی درخشان در تاریخ خونین منطقه تالش - مغان و لکه ای ننگین و سیاه در کارنامه دولت شوونیستی - صهیونیستی  حاکم بر ایران شمالی است .

نوروز علی محمداف به شهادت رسید همانگونه که فرزندش کامران محمداف به دست دژخیمان باکو به شهادت رسیده بود.

حرکت آزادیبخش ایران شمالی این شهادت را صمیمانه به خانواده معظم  روانشاد محمداف . اهالی مظلوم جمهوری تالش - مغان بخصوص مردم آستارا و خاصه اهالی ستمدیده روستای ارجیوان و همه آزادیخواهان ایران شمالی و هموطنان عزیزمان تسلیت عرض مینماید .

نوروز علی محمداف دانشمند نامی ایران شمالی و از رهبران فرهنگی قوم تالش در زندان باکو به شهادت رسید.

چندی پیش نیز فرزند جوان این دانشمند به نام کامران محمداف  بر اثر اقدامات نخفی و فشارهای ارگان امنیتی دولت شوونیستی باکو  دار فانی را وداع گفته بود.

 

وب سایت ایران تالشستان خبر شهادت دانشمند تالش را منتشر کرد:

 

پرفسور  نوروز علی محمد اف شهید شد

در حالی که روزشماری می کردیم تا خبر آزادی نوروز علی محمد اف را به روی سایت  بیاوریم  خبر آمد  که نوروز علی محمد اف  شهید شده است پرفسور نوروز علی محمد اف که  در ۶۴ سالگی زمانی که می گفتیم میانسال است دستگیر شد و  آنقدر  شکنجه و ظلم دید که ما هم باورمان شد پیر شده و نوشتیم  پیر مرد را شکنجه می کنند و اکنون نا باورانه می نویسیم  پیر مرد شهید شد !  نوروز علی محمد اف  آرام رفت  همیشه آرام رفت  چون اعتقاد داشت این مدنیت و فرهنگ است که ملت تالش را زنده نگاه خواهد داشت  حتی در جریان تالش مغان نتوانستند به او  مانند دیگران انگ بزنند و او تنها کسی بود که بعد از کشتارها و دستگیری های سال ۹۳ که در ادامه نسل کشی ۱۰۰ ساله تالشان صورت می گرفت  توانست پرچم فرهنگ تالشان را  از خطر نابودی نجات دهد ،  مرکز مدنیت تالش را تاسیس کرد و صدای تالش را منتشر نمود. او آرام رفت و مشعل صدای تالش را بر افروخته نگاه داشت  پرفسور  نوروز علی محمد اف به جای گلوله کلمه را بر گزید کما اینکه آنانکه گلوله را نیز انتخاب کرده بودند  در عمل حاضر نشدند به روی آنها که هم وطن پنداشتنشان  شلیک کنند  اسلحه را زمین نهادند و تن به شکنجه ، زندان و تبعید دادند  این نرم خویی و صبر خصلت تالشان است  و البته تاریخ نشان داده که امان از روزی که صبرشان به سر آید و طغیان کنند ...

با این همه   نوروز علی  از همان ابتدا کلمه را بر گزید و  این کلمه هزاران واژه شد تا آن روز که لغت نامه بزرگ تالشی روسی ترکی اش را منتشر کرد و  هزاران  جوانه جاوید را در سرزمین حیات هویت و فرهنگ تالش را کاشت و  اینجا بود که  حکومت پان ترکیست و ضحاک صفت باکو  به خود لرزید به این فکر باطل افتاد که نوروز علی را بکشد پس دسیسه ای لازم بود  سفر نوروز علی محمد اف به ایران و شرکت در یک کنفرانس علمی  در مورد تمدن تالش دست آویزی شد برای تهمت زدن آنهم مضحک ترین تهمت  جاسوسی !؟!  جاسوسی چه چیز ؟ علم ؟جاسوسی لغت؟  این جاسوس چه چیز را به ایران تحویل داد ؟ آیا تدریس در دانشگاه باکو ، صدها مقاله زبان شناسی علمی و پژوهش در  مورد فرهنگ یک قوم  هزاران ساله  جاسوسی است؟  کجا و کی نوروز علی محمد اف جمله  ای  بر علیه دولتی و در حمایت از دولتی دیگر بر زبان آورد؟ جرم فرزند نوروز علی که از آلمان به آذربایجان باز گشت  تا پیگیر پرونده پدرش شود چه بود که پس از اندک زمانی و بعد از چند بار دستگیری  در حالی که در نهایت سلامت به آذربایجان باز گشته بود اعلام می کنند در ۳۷ سالگی  سکته قلبی کرده است جرم پسر دیگرش چیست که به دلیل پیگیری قانونی پرونده پدر چند بار دستگیر و مورد تهدید  مرگ قرار گرفته.

نوروز ما  روز به روز نحیف شد از ملاقات پزشکان با او ممانعت کردند  و به بررسی و درخواست شورای اروپا برای انتقال او به اروپا برای درمان وقعی ننهادند تا جایی که  یک دست و یک پایش در اثر تحمل بیماری گرسنگی و شکنجه فلج شد  و با لا خره  در آخرین روزها سلامش را به ملت تالش رساند و گفت آرزویی غیر از زنده ماندن این فرهنگ و هویت این مردمان نجیب و یکی ماندن ارواح ملتش ندارد  و درست است که مظلومانه مرد و  دور از دستان حسرتبار فرزندانش که اکنون صدها هزار نفرند و دور از خاک سرزمینش که هزاران نهال در آن کاشت  ودرست است که نتوانست بزرگداشت مقام شامخ علمی اش را ببیند و  درست است که آن غول پر قدرت توانست بر پیکر نحیف او غلبه کند و کشتن او را جشن بگیرد اما به عقیده من بسیار دیر توانستند او را شهید کنند!! چرا که  زمانی  او را  کشتند که کارش را کرده بود! لغت نامه تالشی اش اکنون در ایران ، اروپا مسکو و بلاروس و ... در دسترس همه هست ! اکنون نام و راه صدای تالش هست که خاموش ناشدنی است و  اگر روزی ذولفقار احمد زاده را در غربت سیبیری شهید کرند و نوروز علی محمد اف ها از دامنش بیرون آمد اکنون که هزاران نفر به او چشم دوخته بودند و خاموشی مظلومانه اش را تا آخرین ثانیه به نظاره نشستند یقینا  صدها  نوروز علی به و جود خواهند آمد بلی بسیار دیر او را شهید کردند چرا که آرام رفت و کارش را کرد!

چرا که نوروز  عجله ای ندارد آرام می رود اما به یقیین باز می گردد  این رسم هزاران ساله طبیعت جاری

ایران زمین است. 


گزارش زیر در آستانه نوروز۸۸ در

ایران شمالی منتشر شد :

وضعيت قوم تالش‌  و دانشمند زنداني

در باكو

دکترعارف محمدزاده

 بار دیگر نوروز از راه رسید اما نوروز علی محمد اف دانشمند برجسته تالش همچنان در زندان باکو است.

بازتاب تداوم زنداني شدن دانشمند برجستة ‌تالش در باكو روز به روز بيشتر و جهاني‌تر مي‌شود. اگر چه رژيم حاكم بر ايران شمالي (جمهوري آذربايجان) از بدو دستگيري دانشمند برجستة‌ تالش، نوروزعلي‌محمداف، كوشيده است تا اين واقعه در مطبوعات و رسانه‌ها بازتاب نداشته باشد و به همين دليل، شبكه‌هاي تلويزيوني و مطبوعات باكو كه اغلب آنها به صورت رسمي و غيررسمي به محافل حكومتي وابسته‌اند، تنها به انتشار خبرهاي كوتاهي از اين دانشمند مشهور تالش بسنده كرده‌اند، اما به دليل وجهة‌ علمي و فرهنگي نوروزعلي‌محمداف در كشورهاي مختلف اخبار مربوط به وضعيت اين دانشمند پيگيري مي‌شود. وي نه تنها براي تمام تالش‌هاي جهان و مردم  ايران شمالي چهره‌اي شناخته شده است، بلكه به دليل ارتباط با محافل علمي، فرهنگي و دانشگاهي كشورهاي اروپاي شرقي، روسيه، تركيه و  ايران و انتشار آثار علمي و تحقيقاتي‌اش در اين كشورها نيز شناخته شده و مورد احترام است. در ميان تالش‌شناسان جهان، نوروزعلي‌محمداف، در مقام نخست قرار مي‌گيرد و به اين علت، تاكنون به بسياري از كشورها از جمله روسيه، تركيه، ايران و كشورهاي اروپايي دعوت شده و سخنراني‌هاي علمي ارايه كرده است. به دلايل ياد شده، پس از آن كه حدود سه سال پيش و به دنبال انتشار يك نشريه علمي ـ فرهنگي با واكنش خشن دولت باكو دستگير و زنداني شد، مجامع علمي و دانشگاهي و نيز رسانه‌هاي كشورهاي مختلف نسبت به بازداشت وي واكنش نشان دادند.

اخبار منتشر شده دربارة وضعيت اين دانشمند تالش، نگران‌كننده است. وي كه در آستانة‌ هفتاد سالگي قرار دارد، به شيوه‌هاي خشن استاليني از سوي مأموران وزارت امنيت دولت الهام‌علي‌اف دستگير و مدتها تحت بازجويي‌هاي غيرانساني و حتي شكنجه قرار گرفت. با گذشت مدتها از زنداني شدن وي، تلاش گروههاي علمي و فرهنگي در كشورهاي مختلف بخصوص در اروپا براي آزادي وي گسترش يافت. به دنبال اين تلاشها براي نخستين بار بعد از حدود سه سال از بازداشت اين دانشمند مشهور تالش، آكادميسين، مدير مركز فرهنگي و تحقيقاتي تالش و سردبير نشريه « تولشي صدو» (صداي تالش) جمعي از نمايندگان مجامع اروپايي با وي ديدار كردند.

اخيراً « ورونيكا كوتك» نماينده ويژه شوراي اروپا در ايران شمالي و نمايندگان دفتر سازمان امنيت و همكاري اروپا و سفارت نروژ در باكو با نوروزعلي‌محمداف در زندان شماره 15 شهر باكو ديدار و گفتگو كردند.

اين ديدار بعد از سه سال از بازداشت دانشمند مشهور تالش در حالي صورت مي‌گيرد كه علاوه بر پيگيري محافل علمي و دانشگاهي، تاكنون خانواده اين دانشمند نامه‌هاي مكرري به مراكز بين‌المللي و سفارتخانه‌هاي خارجي در باكو  ارسال داشته‌اند.

رژيم باكو از تماس خبرنگاران با نماينده ويژه شوراي اروپا بعد از گفتگوي وي با نوروز‌علي‌محمداف جلوگيري كرد. برخي مطبوعات مستقل باكو، تنها به درج خبر ديدار نمايندگان اروپايي با دانشمند تالش اكتفا كردند و نوشتند كه از محتواي گفتگوهاي نمايندگان اروپايي و دانشمند زنداني اطلاعي كسب نشده است.

نوروزمحمد‌علي‌اف كه به عنوان «ريش سفيد» قوم تالش در ايران شمالي شناخته مي‌شود، اكنون سالهاست كه در زندان به سر مي‌برد. اما خانواده و دوستان نزديك وي نيز از فشارها و آزارهاي دولت شوونيستي باكو در امان نمانده‌اند.

در پي دستگيري نوروز‌علي‌محمداف، خانواده وي نيز تحت فشارهاي غيرانساني دستگاه امنيتي رژيم باكو قرار گرفت و كامران محمداف (فرزند ارشد دانشمند تالش) به طرز مشكوكي درگذشت. گفته مي‌شود مرگ كامران محمداف با اقدامات وزارت امنيت دولت باكو در ارتباط است.

از سوي ديگر چندي پيش خبري مبني بر دستگيري فرزند ديگر نوروزعلي‌محمداف توسط ماموران امنيتي باكو منتشر شد. علت دستگيري وي اين بوده كه آزادي پدرش را پيگيري كرده است.

نوروز‌علي‌محمداف نويسنده، روزنامه‌نگار و دانشمند زبان‌شناس تالش كه از حدود سه سال پيش و در پي انتشار يك نشريه به زبان تالشي زنداني شده است. شرايط سختي را سپري مي‌كند. وي طي سه سال زنداني شدن در شرايط سخت، به بيماريهاي مختلف از جمله رماتيسم پا و ديسك كمر دچار و به شدت ضعيف و لاغر شده است. گزارشگران اروپايي كه به علت عضويت دولت باكو در شوراي اروپا توانسته‌اند با اين دانشمند زنداني ملاقات كنند نتوانستند با خبرنگاران ديدار كنند. يك منبع موثق از قول نمايندگان اروپايي گفت كه وي (نوروزعلي‌محمداف) به علت ضعف و كهولت سن و قرار داشتن در وضعيت نامساعد و شكنجه‌هاي روحي و جسمي و سوءتغذيه در معرض مرگ قرار دارد.

عاكف حميداف تحليل‌گر سياسي و عضو «كميته تلاش براي آزادي نوروز‌علي‌محمداف»

در تماس تلفني خبرنگار « حركت آزاديبخش ايران شمالي» گفت:

«‌ در هيچ يك از كشورهاي جهان، با دانشمند هفتاد ساله‌اي كه عمر خود را در دانشگاه و تحقيق و علم و نوشتن كتاب‌هاي علمي سپري كرده، اينگونه برخورد نمي‌كنند. اين برخوردهاي استاليني فقط از سوي دولت باكو متصور است. دولت باكو نه تنها نوروزعلي‌محمداف را زنداني كرده، بلكه براي از بين بردن خانوادة‌ وي نيز تلاش مي‌كند. بعد از دستگيري وي، بارها و بارها شبانه به خانة‌ وي يورش برده و رعب و وحشت ايجاد كرده‌اند. كامران محمداف فرزند ارشد نوروزعلي‌ بود كه به دليل پيگيري آزادي پدرش بارها از سوي مأموران امنيتي تحت فشار و آزار قرار گرفت و در نهايت در شهريور 1386 به طرز مشكوكي درگذشت. بعد از مرگ مشكوك كامران محمداف، تنها فرزند باقيمانده نوروزعلي نيز از سوي مأموران امنيتي تحت فشارها و آزارهاي مستمر قرار دارد.»

وي افزود: «‌ مقامات امنيتي باكو اعلام كردند كه كامران محمداف بر اثر سكته درگذشته است اما اجزاه ندادند پزشكان مستقل و غيرنظامي علت مرگ وي بررسي و روشن كنند. علاوه بر اين، رژيم باكو حتي به دانشمند زنداني اجازه نداد، در مراسم دفن فرزند جوان خود حضور يابد.»

عاكف‌حميداف دربارة علت دستگيري نوروزعلي‌محمداف گفت: «‌علت اصلي دستگيري و رفتار غيرانساني دولت باكو با اين دانشمند مشهور اين است كه  وي از ميان قوم تالش برخاسته و توانسته به مدارج عالي علمي دست يابد. اگر چه قوم تالش با جمعيتي حدود يك ميليون نفر، محروم‌ترين قوم ساكن در قلمرو حاكميت دولت باكو است، و مناطق تالش‌نشين مانند آستارا، لئريك، ماساللي، لنكران و ... از كمترين امكانات خدمات عمومي حتي برق و گاز و آب بهداشتي نيز بهره‌مند نيستند، با اين حال هرگز نوروز‌علي‌محمداف به عنوان يك چهرة سياسي محسوب نمي‌شد. بعد از فروپاشي شوروي، نوروز‌علي‌محمداف به عنوان روشنفكر و دانشمند پيش‌كسوت به دو اقدام دست زد؛ تداوم فعاليت در مركز فرهنگي تالش (مركز تالش‌شناسي) و انتشار نشريه صداي تالش. در اين مراكز مسايلي مانند شعر و ادب، تاريخ، زبان، فرهنگ و آداب و رسوم قوم تاريخي تالش مورد مذاكرة دانشمندان قرار مي‌گرفت و نتايج فعاليت‌هاي علمي به صورت محدود منتشر مي‌شد. دولت باكو به صورت رسمي بارها اعلام كرده كه اين دولت نه برپايه عدالت، اخلاق و اسلام و  انسانيت كه براساس ايدئولوژي شوونيستي پان‌آذريسم اداره مي‌شود و اين سخن را بارها حيدرعلي‌اف و الهام‌علي‌اف در همايش‌ها به صورت آشكار بر زبان آورده‌اند. معناي اين ايدة قرون وسطايي اين است كه در ايران شمالي (جمهوري آذربايجان)، دولت هيچ‌ گونه حق و حقوقي براي اقوام مختلف ساكن در كشور مانند تالش‌ها و لزگ‌ها قايل نيست. و اصولاً مقامات دولتي وجود اقوام مختلف را به شيوه‌هاي مختلف انكار مي‌كنند، تعداد جمعيت تالش‌ها و لزگ‌ها را بسيار ناچيز نشان مي‌دهند. با اين حال حضور دانشمند مشهور مانند نوروزعلي‌محمداف در مجامع علمي بين‌المللي و كشورهاي همسايه هميشه اين پيام را با خود داشت كه قومي و كهن و تاريخي به نام تالش در ايران شمالي وجود دارد كه در معرض نسل‌كشي فرهنگي قرار گرفته است. به همين دليل و براي جلوگيري از حضور وي در مجامع علمي خارج از كشور، توطئه‌اي از سوي وزارت امنيت باكو طراحي و اجرا شد، اما در جلسة محاكمه وي كه تحت فشارهاي مجامع علمي به صورت نيمه علني برگزار شد، آشكار گرديد كه اتهامهاي وزارت امنيت باكو عليه وي بسيار خنده‌دار است. اتهام اساسي او اين است كه در مقابل دريافت 300 دلار (سيصد دلار) در همايش تالش‌شناسي در شهر رشت در سال 1382 ( 2003) به نفع ايران جاسوسي كرده است!»

حميداف افزود: «تالش‌ها يك قوم تاريخي و كهن هستند و زبان آنها شاخه‌اي از زبان فارسي است. اين قوم در مناطق مرزي با ايران زندگي مي‌كنند، و به همين دليل دولت باكو از قوم تالش احساس خطر مي‌كند. به نظر مي‌رسد دليل اصلي دستگيري دانشمند مشهور تالش و برخوردهاي بسيار خشن با وي اين است كه دولت باكو به فعالان فرهنگي و مردم تالش نشان دهد كه در صورت كوچكترين تحركي آنها را سركوب خواهد كرد.»

شايان ذكر است، دولت باكو در تلاش براي نابودي قوم تالش سياستهاي اقتصادي و فرهنگي ويژه‌اي را اجرا مي‌كند. از لحاظ اقتصادي، در مناطق تالش‌نشين هيچگونه سرمايه‌گذاري براي احداث واحدهاي توليدي صورت نمي‌گيرد و اغلب اهالي در اين مناطق در فقر شديد و بيكاري زندگي مي‌كنند و حداكثر به مشاغلي مانند كارگري در مزارع مي‌پردازند.

مردم اين مناطق از ابتدايي‌ترين خدمات عمومي مانند برق، گاز، آب بهداشتي بهر‌ه‌مند نيستند. با اینکه در دوره شوروی تالشها از خدمات عمومی مانند برق و گاز بهره مند بودند ، اما با فروپاشی شوروی و از هم پاشیدن مراکز خدمات دولتی، برق و گازرسانی در این مناطق با مشکل مواجه شد و با گذشت 17 سال دولت باکو نسبت به تامین نیازهای اولیه تالشها اقدام نکرده است .

از لحاظ فرهنگي نيز برنامه‌اي به زبان تالشي از راديو و تلويزيون‌هاي دولتي و نيمه‌دولتي پخش نمي‌شود. انتشار كتاب و نشريه نيز به زبان تالشي نيز ممنوع است.همچنین دولت باکو قانونی تصویب کرده که مطابق آن شبکه های رادیوی و تلویزیونی حق پخش برنامه به زبان اقوام مختلف ساکن در ایران شمالی برای داخل کشور را ندارند.

 

زندگي‌نامه نوروز‌علي‌محمد اف :

ـ متولد 1942 (1321) ، روستاي ارجيوان ـ آستارا (ايران شمالي)

ـ اتمام تحصيل در انستيتوي عالي تربيت معلم در رشتة زبانهاي اروپايي در سال 1964 (1343)

ـ ‌انجام خدمت وظيفه نظام (1967 ـ 1965) (1346 ـ 1344)

ـ تحصيل در آكادمي علوم ايران شمالي، انستيتوي عالي زبان و ادبيات (1970 ـ 1967) (1349 ‌1346)

ـ اخذ دكترا درعلم زبان‌شناسي (1971) (1350)

ـ از تدريس تا رياست دانشكدة زبان‌شناسي در آكادمي علوم ( از سال 1970/1349)

ـ مدير شعبه ارتباطات زبانها از سال 1989/1368

ـ مدير شعبة ارتباطات زبانها و گروه زبان شناسي عمومي آكادمي علوم از سال 1991/1370

ـ انتشار بيش از 100 اثر و مقالات علمي دربارة زبان‌هاي مختلف از جمله زبان آذري، تركي، تالشي، فارسي و زبانهاي اروپايي طي حدود چهل سال فعاليت علمي.

ـ تأسيس نشرية « تاليشي صدو» (صداي تالش) در سال 1992/1371

ـ مدير مركز فرهنگي تالشهاي ايران شمالي از سال 1989/1368 تاكنون

ـ حضور در همايش‌ها و مجامع علمي كشورهاي مختلف جهان

ـ دستگيري توسط وزارت امنيت باكو 2006/1385

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 15:28  توسط رسول اردبیلی و دوستان  |